تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

اگر قرار است اين برنامه براي حضور متاهلين در مسافرت باشد،
نقش خانمها مجرد چيست؟
براي اينكه خانمهاي متاهل با همسرانشان بيرون نروند؟ آيا اين بهترين راهكار است؟

***

این سوال دوم آقای موسوی عزیز است.

یک نکته هم بگویم.
نوع سوالات درش گوشه و کنایه دارد.
جوابش هم لاجرم خواهد داشت.

من برایم جذابیت دارد.
بحث را با مزه می کند.
ما دلخور نشدیم. انشاءاله ایشان و بقیه ی دوستان هم نمی شوند.

اگر جایی هم کنایاتی هست که به مذاق عزیزی خوش نمی آید٬
تذکر بدهد٬ آن را امحا خواهم نمود.

خاطر گرامی دوستان٬ برای ما عزیز تر از این بحث هاست. 

***


این قرار برای حضور متاهلین
نمی دانم از کجا در آمده.

از کجا نشات گرفته.

این سوالات٬ از یک منظر٬ سوال از معلول است.
سوال از محصول یک طرز فکر و یک راهبرد بزرگتر است.

این یک خروجی است که ناشی شده از یک استراتژی بزرگ تر است.
ناشی از یک دیدگاه در لایه‌ای بالاتر که
در لایه‌های دیگر برنامه ریزی تاثیر گذار است.

که من پیشنهاد می کنم آن استراتژی این باشد:

درب جهادی به روی همه باز است تا سر حد امکانات.

اگر امکانات و شرایطمان مهیا بود٬
متاهلین تشریف بیاورند.
اصلا تمام یک خانواده تشریف بیاورند.
مجردها هم بیایند.
غیر مجردها هم بیایند.
خانم ها بیایند.
آقایان بیایند.
مخنث ها هم بیایند.

**

در این امکانات و شرایط هم که می گوییم٬
خیلی چیزها مندرج است.

از محل اسکان تفکیک شده بگیر٬
تا کار مناسب.

و نیز برنامه ریزی برای کمینه کردن حواشی٬
و هماهنگ کردن برنامه های تفریحی و غیره.


***

نوع این فیلتر گذاشتن٬
نوع این بحث٬
بر سر خانم ها و متاهلین و تاکید بر تجرد وتاهل و غیره٬
چندان موضوعات جالبی نیست.

منبعث از دیدگاه غلط یا اغراق شده ای است٬
که نوعا بعد از ازدواج اصلاح می شود.

سوال کردن ایرادی ندارد.
ولی به گمان من در این بحث ها اصلا موضوعیت ندارد.

جایش در این لایه و مرتبه نیست.

یک جورهایی گیردادن به یک جزئی است که
هم رده‌ی بسیاری اجزای دیگر است.

همین نوع گیرها را می توان به خیلی موضوعات دیگر هم داد.

من در پست های بعدی آن گیرها را می دهم٬
که معلوم شود این مساله‌ی موضوع سوال هم یکی است از انبوه مسایل.
فقط این که می بینیم این قدر این مساله‌ی نه چندان بزرگ٬
حساسیت برانگیخته یا مهم به نظر می رسد٬
(و به تعبیر من اغراق شده است.)
تجرد بسیاری از دوستان است.

این را هم جدی و بدون قصد می گویم.
ما هم که مجرد بودیم همین طور بودیم.


***

آن ها که با مدیریت آشنایند بهتر می فهمند.

شما اگر یک خط مشی (Policy) را که خوب و به جا هم هست٬
یا یک قاعده ی اداری (Rule) را که در جای خود خوب و مناسب هم هست،
بیایی بنشانی جای یک استراتژی،‌
یا یک چشم انداز،
به هر دو گند زده ای.

این صحبت کلی که چه کسی بیاید یا نیاید،
تعیین کننده‌ی استراتژی این جمع است نسبت به سایرین.

این وسط بیاییم از یک قاعده حرف بزنیم،
چندان کار جالبی نیست.

مخلص همه‌ی عزیزان هم هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1381ساعت 6:0  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  |