تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام،

یکی از مسائل مهم در پویایی جهادی فارغلها،

ارتباط فعال و دوطرفه با ورودیهای جدید (همون سال صفریها) است.

با زیادشدن کمی و افزایش گسترۀ طیفی فارغلها،

این مهم باید با توجه خاص تری نسبت به سابق پیگیری بشه.

این پست به عنوان یک اشارۀ مختصر باشه تا اگه موردتوجه بقیه هم هست، بشکافیمش.

یا علی              

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 10:18  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

طرح مساله

یکی از مسایل مهمی که در چند سال اخیر در مسافرت های فارغ التحصیلان باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای مسافرت شده است عدم آشنایی مسئولین منطقه با مسافرت جهادی و بعضا اهمال در انجام کارها توسط آن ها بوده است که این موضوع مخصوصا در بحث انجام کار باعث بوجود آمدن مشکلات فراوان برای بچه ها و مسئولین مسافرت بوده است. اوج این مساله در مسافرت سال قبل نمود پیدا کرد که با وجود انجام 2 پیش مسافرت و انجام هماهنگی های فراوان با مسئولین منطقه به هنگام حضور بچه ها در مسافرت وجود ناهماهنگی ها و اهمال کاری های مسئولین منطقه (خواسته یا ناخواسته) باعث از بین (رفتن)چند ساعت کاری شد.

اولا آشنا نبودن مسئولین منطقه با مسافرت جهادی؛ انتظارات جهادگران (ما) از آن ها و محدودیت زمانی جهادگران

ثانیا بنابر سیاست چند سال اخیر مجمع و شورای جهادی فعالیت های مسافرت از سمت کارهای تعریف شده جهاد؛ آبخیز داری؛ کمیته و ... به فعالیت های عمرانی و مدرسه سازی و تعریف فعالیت های مستقل و غیر دولتی گرایش پیدا کرده است (به بحث های مربوط به انجام فعالیت های مستقل و غیردولتی در شورای قبل رجوع شود). لزوم انجام این کار تهیه منابع مالی و انجام پیش زمینه های کاری در منطقه (مثلا در بحث مربوط به مدرسه سازی پی ریزی، شناژ بندی ...) می باشد که در خوشبینانه ترین حالت ممکن که منابع مالی و خیرین در اواخر اسفند ماه برای فارغ التحصیلان فراهم می گردد و انجام پیش زمینه های کاری در منطقه که باید یک ماه قبل از مسافرت شروع شود، باعث تاخیر در انجام این پیش زمینه ها و در نتیجه مشکلاتی مانند مشکلات مسافرت امسال خواهیم بود.

لریش: آقا جون چون پول نداریم که به مسئولین منطقه بدیم تا پی بکنن و شناژ ببندن وقتی می ریم مسافرت می بینیم اونا هم هیچ غلطی نکردن و ما دوسه روز باید سماق بمکیم

راه حل پیشنهادی:

راه حل پیشنهادی این مساله از طرف اینجانب استفاده از اعتبار دبیرستان مفید و ظرفیت های آنان و تجربیات مدرسه می باشد.کما فی السابق که رسم برگزاری مسافرت جهادی در مدرسه برقرار می باشد و با توجه به این مطلب که زمان مسافرت دبیرستان در تابستان می باشد، شورا می تواند این سیاست را در پیش بگیرد که محل برگزاری مسافرت فارغ التحصیلان در همان منطقه محل برگزاری مسافرت مدرسه باشد که در تابستان مدرسه به آن جا رفته است تا اولا بتوانیم امیدوار باشیم مسئولین منطقه با مسافرت و انتظارات ما آشنا باشند و ثانیا بتوانیم با توجه به کسب اعتبار مدرسه در آن منطقه امیدوار باشیم که مسئولین منطقه پیش نیازهای مسافرت را حتی با وجود تاخیر ما در واریزپول انجام دهند.

محسنات:

عدم صرف وقت و هزینه مسئولین مسافرت برای توجیه مسئولین منطقه

تهیه آسان بلیط قطار با توجه به مشخص بودن مکان مسافرت

تمرکز در یک منطقه و اهتمام به آباد کردن آن جا تا انشاءاله پس از چند مسافرت به یک منطقه شاهد بوجود آمدن تحولی در آن منطقه باشیم.

 لازم به ذکر است که این طرح به معنی عدم استقلال مسافرت ما نمی باشد بلکه فقط استفاده از منابع بالقوه دبیرستان و فارقلها می باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 0:23  توسط علی شفیعی (9)  | 

سلام،

سعی کردم خلاصه اش کنم؛ اصلش را در اینجا به قلم آقای احمدزاده ببینید.

جهادي، جهاد، جهادگر

۱) پاياني نيك براي جهاديسال‌ها پيش، در دبيرستاني به نام مفيد، اردويي برگزار شد كه با اردوهاي رايج مدارس، زمين تا آسمان تفاوت داشت. اردويي بلند مدت كه فقط براي تفريح برگزار نمي‌شد. اردويي كه به اهداف برگزاري اردو در مدارس بسيار نزديك بود و شرايط آرماني ايجاد محيطي براي شناخت و يادگيري را فراهم مي‌كرد. اردويي كه زمينه‌ي آموزش‌هاي معنوي و تربيت دانش‌آموزان را دست‌يافتني مي‌كرد. از آن روز تا حال، سال‌هاي سال، اين اردو به شكل‌هاي مختلف و با تغييراتي، برگزار شده‌است. حتي همان دانش‌آموزان بعد از فارغ‌التحصيلي از دبيرستان، به برگزاري اين اردو مشتاق بوده‌اند. گاهي هم همان فارغ‌التحصيلان در محيط‌هاي دبيرستاني و دانشگاهي ديگر، برگزاري آن را رواج داده‌اند.

۲) امروز به جايي رسيده‌ايم كه در هر جمع جوان و دلسوزي كه وارد شويم، عبارت مسافرت جهادي غريب و دور نيست. اما آيا اين جمع‌ها و تشكل‌ها، دورنمايي از گنج‌هاي پنهان « حركت جهادي » و خداي ناكرده آفات « جهادي لجام گسيخته » در ذهن دارند؟ آيا دانشجويان جواني كه در جلسه‌ي توجيهي مسافرتي جهادي شركت مي‌كنند و به فعاليت در مناطق محروم تشويق - و گاه تهييج - مي‌شوند، كلمه‌اي از مباحث « هدف جهادي‌ »، آفات و يا « تجربيات ارزشمند جهادگران ديگر » به گوش‌شان خواهد رسيد؟ آيا « جهادي » فقط خانه‌سازي است يا تغيير فرهنگ مردم بومي هم از وظايف ماست؟

 

۳) هدف جهادي

...

يادم مي‌آيد در اولين سالي كه با مسافرت جهادي آشنا شدم، تأكيد پايه‌گزاران اين طرح انساني، بر « شناخت » استوار بود. شناخت « هموطنان محروم » و « شناخت خود ».

آن روزها هر صحبتي كه از جهاد و مسافرت جهادي بود، به « تفكر » و « آشنايي با محروميت » مي‌رسيد. دورترين هدفي هم كه براي دانش‌آموزان ترسيم مي‌شد، فكركردن به محرومان بعد از احراز پست‌هاي كليدي در جامعه بود. هدفي كه قرار بود پس از تغيير يك نسل در جامعه نمايان شود. ( مقايسه كنيم با مسافرت‌هايي كه دورترين هدفش ديدار دوستان است )

...

۴)  تأثيرات فرهنگي مسافرت جهادي

در هر مسافرت جهادي گروهي با عنوان « گروه فرهنگي و آموزشي » وجود دارد كه وظايف متعدد و متنوعي براي آن تعريف مي‌شود. اما معمولا كار اين گروه، آموزش مباحث اعتقادي و گاه هنري به دانش‌آموزان روستا و سرگرم‌كردن آنان و در مسافرت‌هاي قوي‌‌تر، برگزاري كلاس‌هاي درسي براي دانش‌آموزان است.

...

تنها وقتي فرهنگ مردم آن‌جا متأثر مي‌شود كه مي‌بينند عده‌اي پايتخت‌نشين، براي انجام كاري كوچك، همت كرده‌اند و قدم پيش نهاده‌اند. اگر اين همت، مردمي را وادارد كه براي خود كاري كند، « فرهنگ‌سازي » كرده‌ايم. اين هم با شعار و جلسات جهادي‌شناسي و توجيه فلسفه‌ي جهادي براي مردم منطقه، فراهم نخواهد شد. نفس پاك مي‌خواهد و اخلاص كه كار به چشم مردم بيايد. با پرچم و علم نمي‌توانيم چشم و دل مردم را برباييم.

...

 

۵) اخلاق جهادي

مسافرت جهادي حركتي است كوتاه اما با تأثيرات وسيع. زماني اين تأثير به ثمر مي‌نشيند كه اخلاق هم همراه آن باشد. اگر در كمك به مردم محروم، اخلاق نداشته‌باشيم، براي‌مان مهم نيست كه با دريافت علني كمك‌ها، شخصيت محرومان شكسته مي‌شود. معمولا فقط براي‌مان مهم است كه به خانه‌ي مردم فقير برويم و وضعيت زندگي آنان را از نزديك ببينيم. بهانه‌هاي زيادي هم براي راه‌اندازي « كاروان بازديد از محرومان » يافت مي‌شود. آشنايي با محرومان، ديد و بازديد عيد، رساندن كمك‌هاي غيرنقدي به محرومان و ...

اما آيا تا به‌حال خود را جاي اين محرومان گذاشته‌ايم؟
...

بايد سعي كنيم جهادگراني كه به مسافرت مي‌آيند قبل از برخورد با محروميت، معرفت و اخلاق برخورد با محرومان را كسب كرده‌باشند.

 

۶) برخورد با مردم و مسؤولان در جهادي

برنامه‌ريزي و بررسي روابط ما با مردم و مسؤولان منطقه، معمولا در اولويت‌هاي پايين تدارك مسافرت قرار مي‌گيرد. خيلي از گروه‌هاي جهادي نوپا، جهادي را سطحي مي‌بينند و در حين كار و رابطه با مردم و مسؤولان، اهداف و اصول و اخلاق را فراموش مي‌كنند.

... مردم روستايي شيعه نشين، به زحمت در حال ساخت حسينيه‌اي براي روستا بودند و جوانان هم مشغول فعاليت بودند. بعد از بازديد از اين پروژه، مسؤول جهادي دانشگاه محترم، از روحاني روستا قول گرفت كه كار، تا دو ماه ديگر تعطيل باشد تا دانشجويان براي ساخت آن حسينيه بيايند. روستايي كه مردم آن، خود مشغول فعاليت و بي‌نياز از همراهي غريبه‌ها بودند، حال، در انتظار كمك هاي انسان‌دوستانه‌ي تهرانياني هستند كه قرار است با دبدبه و كبكبه براي ساخت حسينيه‌شان بيايند.

به نظر شما، هدف از مسافرت هاي جهادي تشويق مردم به كار و فعاليت است يا « ارضاي حس كارگري و كمك به محرومان »؟ چرا بايد تمام منطقه دست به سينه در خدمت ما باشد تا برويم و بيلي بزنيم و از شعر خواندن هنگام كار لذت ببريم و مسؤولان منطقه را به باد انتقاد ناآگاهانه بگيريم و بازديدي هم از موزه‌ي محروميت داشته‌باشيم و به شهرمان بازگرديم؟

مردم و مسؤولان بايد در خدمت ما باشند يا ما براي خدمت، هجرت مي‌كنيم؟ چرا جواني كم سن و سال بايد به خود اجازه دهد در مقابل مردي سال‌خورده كه شايد مسؤوليتي هم داشته باشد تندي كند؟ آيا برگزاري بي‌دردسر جهادي مجوز بي‌ادبي و تندي با صاحبخانه است؟ اگر يك روز بي‌آبي را تجربه كنيم يا بي‌سيمان بمانيم، بهتر از تحقير مسؤولي است كه بعد از رفتن ما بايد بماند و منطقه را مديريت كند؟ آيا هنگام برخوردهاي تند و دور از ادب، به اين فكر مي‌كنيم كه ممكن است وجهه‌ي معتمد روستا را در نظر مردم خراب كرده‌باشيم؟

 

۷) ... و جهادي، جهاد، جهادگر

جهادي حركتي‌است الهي. هجرتي است عظيم. اما بايد قبل از هجرت خيلي مسائل را براي خودمان حل كنيم.

بايد بدانيم كه دين ما دستورات زيادي براي كمك به همنوع دارد و دستورات زيادي هم در مورد نحوه‌ي كمك به همنوع.

بايد بدانيم چرا مي‌رويم، كجا مي‌رويم و چه بايد بكنيم تا لياقت لفظ « جهادگر » را داشته باشيم.

بايد بدانيم ما روزي‌ده محرومان نيستيم و فقط وسيله‌اي هستيم كه لياقت سهيم شدن در رنج محرومان را يافته‌ايم.

بايد بدانيم بيشترين نفع جهاد براي خودمان است تا رفاه خواب‌مان نكند؛ تا انسانيت را فراموش نكنيم.

بايد بدانيم « كمك به محرومان » خوب است، اما نبايد باعث « تحقير » بندگان پاك خدا شود.

بايد بدانيم « احترام به انسان‌هاي ديگر » لازم است، حتي اگر يك روز از مسافرت كوتاه ما، از بين رفته باشد.

بايد بدانيم « غرور »، آفت جهادي است.

  • دعا كنيم كه جهادگر شويم و جهادگر بمانيم ...

یا علی      

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10:40  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

از قدیم تابستون برامون وقت انجام کارهایی بود که تو طول سال نمی تونستیم انجامشون بدیم.

اما چند سالیه که برای من این مفهوم رو نداره، یعنی برنامۀ زندگیم تو تابستون خیلی فرق نمی کنه، مگه این که راحتتر میشه کار و درس رو پیچوند، تفریح کرد، فیلم دید و البته جهادی رفت.

نمیدونم تا حالا تابستون جهادی رفتید یا نه؛ جهادی های تابستون یه مزه دیگه میده، هم تو کار عمرانی، هم تو کار فرهنگی و هم از نظر هماهنگیش با عید فرق میکنه.

خدا رو شکر بازار جهادی تو تابستون داغتر از عیده، لااقل مجبور نیستید تو تابستون هم با این مفیدیهای ... جهادی برید. میتونید چشمتون رو ببندید از سایت کتاب اول اسم یه دانشگاه، مدرسه، موسسۀ فرهنگی یا مسجد رو به دلخواه انتخاب کنید. بعد با یه تیلیف جای جهادیشون رو بپرسید و برنامتون رو تنظیم کنید.

حسن این کار اینه که میتونید با پرس و جوی کافی درآمد خوبی هم کسب کنید. چون همۀ جهادی ها که مثل جهادی این مفیدیهای ... خداد تومن پول نمیگیرن، یه چیزی هم میان به آدم می دن. یا حداقل مثل جهادی سابق ما تو یزد میگن ۴چوق، اون هم اگه خواستی بده.

مزیت دیگه این پرس و جو ایران شناسیه، یعنی آمار هزار جای محروم کشورو با جزئیات و عوامل و ریشه ها در میارید. این طوری توی جلسات روشنفکریتون میتونید دلایل مستدل علیه دولت جدید یا قدیم، علیه انقلاب یا شاه، علیه پولدارا یا فقرا یا علیه هرچی تو ذهنتونه ببافید. یعنی حرفای خودتونو بزنید و تهش بگید ببین این جارو، اگه طرف چیزی گفت بگید ببین اون جارو.

ولی خداییش حالا اگه پایه شدید تجربۀ خوبیه. یه بار هم جهادی تابستون غیرمفیدی رو امتحان کنید.

یا علی  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 15:14  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

از قدیم گفته اند:
کلام٬ یجر الکلام

سخن٬ سخن می آورد.

ظاهرا باید سکوت را هم اضافه کنیم که

سکوت٬ سکوت می آورد!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 8:32  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  |