تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام،

نقل از وبلاگ آقا زرین:

براي چه به مسافرت جهادي مي‌رويم؟

الف) خودسازي از طريق:

     1)      بودن نه فقط براي خود            مثل به جبهه رفتن

     2)      تحمل سختي و مشقت             مثل جنگيدن

     3)      خلوص در نيت                     لازمه شهادت

     4)      زندگي در محيطي به دور از گناه  چيزي شبيه جبهه

ب) ايجاد روحيه در دردمندان از طريق:

      1)      بذل محبت خالصانه

      2)      همنشيني همراه با خضوع

      3)      رفع مختصري از محروميت‌هاي آنان

ما براي دلِ خودمان بهمسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي از زنگار گناه جلا پيدا كند

و براي دل هموطنان خود به مسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي تسلاي حال آنان باشيم

اگر قرار بود كه به لهو و لعب و بي‌خيالي و فراموشي سپري كنيم، اصفهان و شيراز و ...

چرا جهادي و چرا به اسم خودسازي و چرا به نام ديگران ولي به كام خودمان.

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:2  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

۱) دوباره تب جهادی خوابیده و هنوز چند وقتی مانده تا یادمون بیاد جهادی باید مستمر باشد؛ ولی وقتی یادمون بیاد انقدر دیر شده که دوباره هول هولکی سراغ سرهم کردن کارها می ریم تا سر جهادی منت بذاریم و نذاریم علمش رو زمین بیفته.

۲) جهادی یه داستان پرمغز و جذابه که آدمهای مختلف روایتش میکنن. کاش روایت ما تحریف شده نباشه.

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 15:59  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

‌‌‌سلام،

یکی از موفقترین تجربیات جهادی یزد برای من، حضور روحانی توی اردو بود.

یه روحانی که به‌درد جهادی بخوره ممکنه این خصوصیات رو داشته باشه:

۱- با دانشجوها آشنا و هماهنگ باشه: نهاد مبلغینی داره که مستمراً به‌خصوص ایام ماه رمضون و محرم میان تو خوابگاه‌ها. شاید شما آخوندی ندیده باشید که ساعت 3نصفه شب تو ماه رمضون با یه پسر شرتی بشینه و دربارۀ مشکلات ارتباط با دوست دختر جدیدش صحبت کنه. یا با دانشجوهای روشنفکر ارشد دربارۀ تناقض‌های ظاهری احکام اسلام یا مشکلات حکومتی بحث کنه، شب به شب هم سرش شلوغ‌تر شه.

2- اهل کارهای اردویی باشه: توی فراز و نشیب‌های جهادی همراه جمع باشه و قسمتی از بار اردو به‌خصوص اونچه به جو و فضای داخلی اردو مربوط میشه رو به‌دوش بکشه. اول که خودش غرغر نکنه؛ اگه غذا دیر و زود شد یا هر مشکل دیگه نخوایم اول اون رو ساکت کنیم. دوم مصداق تواصوا بالحق و صبر باشه؛ دیدیم وقتهایی که توی مشکلات و بی برنامه ایها بعضی بزرگترها بقیه رو جمع میکنن و یه بحث یا بازی راه می اندازن، طوری که اصلاً اون شرایط معطلی و بی نظمی تبدیل به یه خاطرۀ خوب میشه. سوم با مهارت ارتباطی موثر بتونه سمپاتی به حرکتهای مثبت ایجاد کنه؛ توی کار، بازیهای دستجمعی، مطالعۀ عصرگاهی، ارتباط با مردم منطقه، جلسات شبانه و مراسمهای مذهبی.

3- توانایی ارتباط موثر با مردم و مسئولین منطقه داشته باشه: نمی دونید حضور چنین آدمی چقدر توجه مردم و مسئولین منطقه رو نسبت به اردو بیشتر جلب میکنه. درنتیجه تأثیر واقعی اردو در مخاطباش فوق‌العاده زیاد میشه. از جمله به این موارد میشه اشاره کرد: تأثیر جدی روی آدم‌های فرهنگی منطقه، تشویق و هدایت مردم، شناساندن جایگاه و اهداف جهادی برای مردم، تلاش برای فهمیدن مشکلات روزمرۀ مردم و ایجاد نقش واسط بین مردم و مسئولین برای انتقال مشکلات و پیگیری رفع آنها. یه حاج آقا عطایی داشتیم تو جهادی تابستون پارسال که صبح میومد با بچه‌ها کار عمرانی می‌کرد، ساعت 10 می‌رفت به بچه‌های روستا نماز و قرآن یاد می‌داد، ظهر نمازجماعت تو مسجد متروکه راه می‌انداخت و بعدش مردم رو جمع می‌کرد که برای مسجدشون هیئت امناء راه تشکیل بدن، یا برای رفع مشکل آب آشامیدنی‌شون کجا برن. فردا برای آزادشدن نون‌آور زندانی این خونوار نامه می‌نوشت، و بعدش با رئیس کمیته دربارۀ زیرپوشش رفتن فلان خانوار چونه می‌زد.

خلاصه: جهادی یه حرکت چندوجهیه که توی جنبه‌های مختلفش احتیاج به آدم‌های خاص‌تری داره. حضور یه روحانی قوی می‌تونه فضای داخلی اردو رو تنظیم و غنی کنه؛ همون طوری‌که می‌تونه ارتباط اردو با منطقه رو تقویت و عمیق کنه؛ هم‌زمان با اینکه می‌تونه توی رفع مشکلات مردم و تقویت فضای فرهنگی روستا موثرتر از ما باشه.

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:26  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  |