تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام،

ما خيلي بي سر و صدا كار كردیم، قيافش بد شده.

من كرمان دنبال كار هستم. اونجا كار مسجد و مدرسه است. اما در زمينه‌هاي زير به شدت دنبال كمك هستم:

1-    كسي جايي كار مي‌شناسه يا كسي رو مي‌شناسه كه مي‌تونه كار تعريف كنه كمك كنه.

2-    كسي مي‌تونه براي تهيه بليط قطار گروهي كمكي بكنه يا تخفيفي بگيره بگه، خيلي مهمه.

من انتخابي نكردم كه حتماً برم كرمان. جاي كار مهم نيست، اولويت‌هاي انتخاب محل كار و نوعش به ترتيب زيره:

1-    رفتن به منطقه راحت باشه يا يك مسير مشخص براي رفتن به اونجا وجود داشته باشه، يعني مثلاً براي قشم رفتن مي‌شه تا بندر عباس با قطار رفت بعد با كشتي، يا تا بندر با اتوبوس بقيه‌شم شنا كنيم (خيلي حال مي‌ده!)

2-    نوع كار در زمينه عمراني محدود به مسجد، مدرسه و خانه هم مي‌شه هم نمي‌شه، اگر كسي نوع جديدي كار داره بياد بگه. هدف رفتن و كار كردنه. مطمئناً مسئول منطقه كار بي‌خود به كسي نمي‌ده يا كاري كه تو منطقه باد هوا باشه. بنابراين كار رو هم روي چيزي محدود نكنيد، هر كاري بود بگين، يه وقت فقط كار فرهنگي لازم بود، خوب يه مسافرت فرهنگي مي‌ريم، تازه مثل كار عمراني هم سخت نمي‌گذره.

3-    ترجيحاً منطقه و مسئولين هم با كار جهادي و بعدشم خود ما آشنا باشن. (منظور از ما جمعيت جهاديه)

4-    آب و هواي منطقه هم مهمه، مسلماً استان گلستان بهتر از خوزستان و خوزستان بهتر از كرمانه، فقط فاصله از تهران يه جوري باشه كه مسافرت كاروان‌سرا نشه كه ملت همين‌طوري بيان و برن. البته بايد اردوگاه صاحب داشته باشه و اين حرفا، اما خوب اگر مشكل درست نكنيم احتياج به حل كردنشم نداريم.

تنها نكته‌اي كه من اول پيگير كار كرمان شدم اين بود كه پارسال هم اونجا بوديم، ما رو مي‌شناسن. مسير رفتن هم تا بم با قطار و 3 ساعت با اتوبوس بود. البته آب و هواش خوب نيست.

بزرگ مي‌نويسم:

عمو جان‌ها كمك كنيد، براي بليط آدم پيدا كنيد كه يا بليط بهمون بده يا بتونه براي بليط گروهي كاري بكنه، اگر تخفيف هم ندادن ايرادي نداره ولي اگر با تخفيف باشه كه ...

سلامتي همه آرزوي بقيه ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:25  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

برای یه کاری اینها رو نوشته بودم، گفتم شاید مفید باشه؛

1) اصل جهادی:
جهادی: جهاد مبارزه با عوامل بازدارنده (از تقرب به خدا)
عوامل بازدارنده: 1) خارجی (دشمن، فقر، فساد و تبعیض) 2) داخلی (نفس)

نکتۀ 1: این مبارزه باید همیشگی باشه. همچنین جنبه های مختلف داره. برنامۀ زمانی متنوع (بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت) هم می خواد.

نکتۀ 2: این مبارزه یه وظیفه است. اما شاید یکی از راه های انجام وظیفه است. همچنین انجامش به ظرفیت و توانایی ما هم بستگی داره.

2) قالب جهادی، فرهنگی داخلی:
آفت فعلی جهادی: گیرکردن تو قالب و فراموشی اصالت وظیفه

نکتۀ 3: قالب درست قالبی منعطف است متناسب با تعریف وظایف. اصلاحش هم یه حرکت فرهنگی داخلی می خواد.

نکتۀ 4: اگه قراره بریم جهادی و تأثیر بد بگیریم، وظیفمونه که نریم.
اگه می تونیم با برنامه ریزی صحیح اثر مثبت بذاریم، وظیفه است که بریم؛ مگه اینکه اولویت بالاتری در کار باشه.

نکتۀ 5: شخصیت مستقل هیئت می تونه تو جهادی یه ابزار برای پررنگ کردن وظیفه در مقابل قالب های ناصحیح باشه.
یا علی
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 15:45  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام به همه،

لازم بود براي اطلاع رساني به همه در مورد مسافرت راهي رو انتخاب كنيم، يكي از اون راه‌ها همين اينترنته. من براي اينكه تعداد آدرس‌هايي كه مي‌خواهيم در مورد مسافرت چك كنيم زياد نشه، اخبار مسافرت رو در همين وبلاگ با عنوان "اخبار رسمي مسافرت ۸۷" منتشر مي‌كنم. سعي هم مي‌كنم كه با ايميل به صورت موازي اطلاع‌رساني كنم، البته آقاي علي شمس هم به عنوان مسئول داخلي اين كار رو خواهد كرد. پس ما دو نفر اخبار رسمي مسافرت رو پخش مي‌كنيم. بعد از راه‌اندازي سيستم‌هاي ديگه‌ي اطلاع‌رساني اون‌ها رو هم اعلام مي‌كنم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:5  توسط مصطفی گازری (7)  | 

پس از بحث و بررسی های فراوان و رقابت فشرده و آرای نزدیک عزیزان٬

نهایتا در روز پنجشنبه جناب آقای مصطفی گازری به عنوان مسئول مسافرت برگزیده شدند.

انشاءاله در انجام این مهم موفق باشند.

از همه ی عزیزانی که در این مدت٬ از طرق مختلف پیگیر کار بوده اند٬ کمال تشکر را داریم.

دبیرشورا.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 18:41  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام،

آقا به سلامتی مثل اینکه جهادی رئیس (مسئول) پیدا کرده؛


نمی دونم با چه زبونی از آقای سعیدی تشکر کنم که این مصیبت رو قبول کرده.
به آقای گازری هم تبریک می گم که از این مصیبت نجات پیدا کرد!

امیدوارم لیاقت یه حرکت جدی
جهت خودسازی
و آماده شدن برای خدمت به مملکت
رو پیدا کنیم.

- - - - - - - - - - -
پی نوشت:
آقا مثل اینکه کلاغ ما اشتباه خبر آورده بود، چون همون طور که می دونید مهمترین مسائل همیشه محرمانه ترین مسائل هستن!! به هر حال ما از هرکی رئیس شده تشکر و به دیگری تبریک میگیم. یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:51  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام به همه،

اسفند ۸۳ بود و جهادی دشتستان بوشهر؛
تو راه اهواز یزد از شیراز می گذشتیم،
از بچه ها که خداحافظی می کردم گفتن کجا میری؟
گفتم برازجان؛
چون نمی دونستن جهادی چیه!
الآن همون بچه ها جهادی راه می اندازن و ما نمی دونم جهادی چیه!

ظهر رسیدم جهاد تنگ ارم،
حسابی تحویلم گرفتن؛
کباب حسابی خوردیم و راه افتادم تو روستا.
عجب دشتستانی!

عصر رئیس جهاد اومد سر وقتم که چه نشستی،
تیمتون باخت!
نگو باز هم اس اس سوتی داده بود و
تو جام حذفی دقیقاً همون روز از شاهین بوشهر باخته بود.

از نماز مسجد که برگشتم
نگهبان های جهاد دوره ام کردن که رفقات دارن میان،
تو دلم براشون دعا کردم که شاید عقلشون برگرده سرجاش!
آخه کدوم اتوبوسی ۷۰تا آدمو ۳،۴ ساعته ۱۰۰۰ کیلومتر راه می بره!

اما داستان زیبای تنهایی تنگ وقتی تموم شد
که همۀ ۷۰نفر چند دقیقه بعد یکی یکی اومدن به روبوسی!
خدا نسل هواپیما رو از کرۀ خاکی برداره!

- - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت:
بی ربط تر از این خاطره پیدا نکردم بنویسم؛
فکر کنم جهادی چند ساعتی میشه که رئیس پیدا کرده (البته امیدوارم) و از شر شورای بی مصرف(!) نجات پیدا کرده. گفتم قبل از شروع مرحلۀ جدید یه آنتراکی باشه!

یا علی      

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 23:22  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

من تازه فرصت كردم صحبت‌هاي آقاي مسيح رو بخونم. با حرف‌هايي كه زده موافقم و فكر مي‌كنم شايد انجامشون خيلي سخت باشه، اما ممكن و لازمه. اينها حرف‌هايي نيستند كه فقط بزنيم و ازشون مثل هميشه رد بشيم. اينطوريم نيست كه نگرشمون به اين حرف‌ها كاملاً گذرا باشه، آقاي امير حسين موسوي فكر مي‌كنم اگر نصف ما به اندازه نصف مسيح دل بسوزونيم، مشكلات جهادي خيلي سريعتر حل بشه. البته دل همه مي‌سوزه اما فكر مي‌كنم شيوه دل‌سوزيه مسيح از همه بهتر و هدفمندتره. پيشنهادات فوق‌العاده‌اي داده كه البته تنها اشكال همشون اينكه بايد هيئتي اداره بشن و يك مقدار روح سازماندهي‌شون كمه. بايد براي سازماني‌تر شدنش يكم بيشتر فكر كنيم كه بتونيم در كنار كارهاي ديگه ازشون استفاده كنيم. بزرگترين مشكل ما اينه كه به قول حامد دستمالچيان  ضمانت اجرايي نداريم. البته ضمانت اجرايي داريم، از نوع دوستي و رفاقت بينمون كه به نظرم مهمترين ضمانت اجراييه اما خوب بُرِشِش براي همه يكسان نيست.

فقط چند تا نكته به گفته‌هاي مسيح اضافه مي‌كنم، ان‌شاءالله همه موافق باشن.

اول اينكه اين درسته كه شورا بايد از نظرگاه بالا و ناپيدا به جمع خط بده، اما نبايد مسئوليت تصميمات شورا بر عهده مسئول مسافرت باشه، براي همين هم در پيشنهادات اساسنامه گفتم كه نص صريح تصميمات به اطلاع همه برسه.

دوم اينكه همه بايد بيان و پيشنهاد بدن و دنبال كار باشن اما خيلي مهمه كه مسئول مسافرت و گروه اجرايي در مورد پيشنهادي غافلگير نشن.

سوم اينكه همانطور كه مسئول مسافرت بايد هماهنگي لازم براي انجام كارهاي پيشنهادي را انجام دهد، بقيه هم بايد توافق كنيم كه اگر پروژه پيشنهادي قابل جاگذاري در برنامه جهادي نبود، براي يكسال از آن بگذريم و در برنامه‌ريزي آينده بيشتر به اون فكر كنيم و زودتر داخل برنامه بگذاريمش. اصرار خارج از برنامه و حوصله مسافرت موجب ايرادات بزرگتري خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 20:36  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

اين پيشنهادات من براي برخي از بندهاي اساسنامه است. بندهاي فعلي با شماره بيان شده و بندهاي پيشنهادي براي جايگزيني يا اضافه شدن به بندهاي قبلي، با عنوان «جايگزين» يا «اضافه شود» بيان شده است.

بند 2-3-2) 3 نفر از ميان سه دوره آخر هر دوره يك نفر. انتخاب اين افراد بر عهده شوراي داخلي هر دوره مي‌باشد. در صورتيكه به هر دليلي اين امر توسط شوراي داخلي دوره‌ها انجام نپذيرفت، اين اعضا از طريق راي‌گيري درون دوره‌اي انتخاب خواهند شد. دبير شورا مسئوليت نظارت بر انتخاب اين اعضا و ارائه گزارش نحوه انتخاب را دارد. در عين حال لازم است دوره‌هاي مذكور تا نيمه اول ارديبهشت ماه هر سال، منتخبين خود را معرفي نموده باشند. لازم به ذكر است جهت ترغيب و تشويق دوره‌هاي تازه فارغ‌التحصيل به شركت فعال و مؤثر در شورا، سه دوره آخر مي‌توانند در نامزدي 5 نفر برگزيده مجمع نيز حضور داشته باشند.

جايگزين(1)                       3 نفر از ميان سه دوره آخر، يك نفر به ازاي هر دوره انتخاب مي‌شود. انتخاب اين افراد بر عهده شوراي داخلي هر دوره مي‌باشد. در صورتيكه به هر دليلي اين امر توسط شوراي داخلي دوره‌ها انجام نپذيرفت، اين اعضا از طريق راي‌گيري درون دوره‌اي انتخاب خواهند شد. دبير شورا موظف به شركت در اين انتخابات و ارائه گزارش نحوه انجام انتخابات به شورا است. در عين حال لازم است دوره‌هاي مذكور تا نيمه اول ارديبهشت ماه هر سال، منتخبين خود را معرفي نموده باشند. همچنين سه دوره آخر مي‌توانند در انتخابات سالانه اعضاي شورا در مجمع عمومي كانون نماينده داشته باشند. در صورت عدم معرفي عضو توسط 3 دوره آخر، شوراي جهادي بايد در جلسات هفتگي يا منظم دوره‌هاي مذكور شركت مستمر داشته و پيگيري كامل تا معرفي اعضاي جديد را بنمايد.

اضافه شود(1)                   اعضاي شورا هر ساله براي يك دوره دو ساله انتخاب مي‌شوند.

توضيح: براي جلوگيري از خروج سريع اعضاي باتجربه از شورا اين سيستم پيشنهاد مي‌شود تا هم ارتباط افراد با هم بيشتر باشد و هم فرصت آموزش دوره‌هاي آخر بيشتر باشد.

اضافه شود(2)                   حضور در جلسات شورا براي تمام اعضاي كانون جهادي آزاد مي‌باشد. ميهمان با اجازه دبير شورا مي‌توانند در مباحث شورا شركت كرده، اما به هيچ عنوان حق رأي نخواهند داشت.

بند 2-10) جلسات شورا با حضور حداقل 6 نفر از اعضا رسميت مي‌يابد و تصميمات جلسه با اكثريت آراء اعضاي حاضر در جلسه معتبر و لازم است.

جايگزين(2)                       جلسات شورا با حضور حداقل 10 نفر از اعضا رسميت مي‌يابد و تصميمات جلسه با اكثريت آراء اعضاي حاضر در جلسه (نصف به علاوه 1) معتبر و لازم‌الاجرا است. در صورت زوج بودن اعضاي شورا در جلسه به هنگام رأي‌گيري، رأي دبير شورا يا مسن‌ترين عضو جلسه (هركدام سناً بزرگتر بود) 2 بار شمرده مي‌شود.

توضيح: تعداد حداقل افراد حاضر در جلسه شورا با توجه به پيشنهاد دوسالانه بودن عضويت شورا مطرح شده. در صورت عدم پذيرش اين پيشنهاد، تعداد 6 نفر مناسب و كافي است.

بند 2-11) براي هريك از جلسات شورا بايد صورتجلسه‌اي توسط منشي شورا تنظيم و به امضاي اعضاي حاضر در جلسه برسد. در صورتجلسات شورا نام اعضاي حاضر و غايب و خلاصه‌اي از مذاكرات و تصميمات متخذه در جلسه با قيد تاريخ درج مي‌گردد.

جايگزين(3)                       براي هريك از جلسات شورا بايد صورتجلسه‌اي توسط منشي شورا تنظيم و به امضاي تمام اعضاي شورا كه در جلسه حاضر هستند، برسد. در صورتجلسات شورا بايد نام اعضاي حاضر و غايب، خلاصه‌اي از مذاكرات و نص صريح تصميمات محكم و اتخاذ شده در جلسه با قيد تاريخ درج ‌گردد. تمام صورتجلسات و ديگر مستندات شورا در يك بايگاني مركزي نزد منشي شورا باقي مي‌ماند. منشي شورا نص صريح تصميمات گرفته شده در شورا را منتهي به يك هفته از زمان تشكيل جلسه مربوطه، توسط ايميل به اطلاع كليه فارغ‌التحصيلان دبيرستان مفيد 2 مي‌رساند.

بند 2-13) وضايف و اختيارات شورا – شماره 6: نظارت مستمر بر فعاليت‌هاي مسئوليت مسافرت جهادي و گروه اجرايي وي به منظور انطباق فعاليت‌ها با مفاد طرح و اجراي ضوابط.

جايگزين(4)                       بررسي پيشرفت كار در قالب گزارشات كتبي يا شفاهي مسئول مسافرت يا نماينده او (طبق شماره 12 از بند 3-2)، برنامه‌زمانبندي، گردش مالي و نقدينگي طرح مسافرت و تطابق آنها با مباني، ضوابط و مقررات شورا و مجمع.

بند 2-13) وضايف و اختيارات شورا – شماره 13: شورا يك حساب بانكي دو امضايي به نام كانون با امضاي دبير و مسئول مالي شورا خواهد داشت و مبالغي كه از طريق شورا براي مصارف كانون تامين مي‌شوند و همچنين مانده حساب سفر‌هاي سال پيش در اين حساب نگهداري شده و در موارد لازم با تصويب شورا هزينه خواهد شد.

جايگزين(5)                       مسئول مالي شورا مسئول نگهداري بودجه شورا است. وي بايد يك حساب بانكي سرمايه‌گذاري كوتاه مدت افتتاح و بودجه شورا را در آن نگهداري كند. بديهي است هرگونه برداشت و هزينه از اين حساب با دستور مستقيم و كتبي شورا خواهد بود. اين دستور بايد در دونسخه با امضاي مسئول مالي و دبير شورا تهيه شود؛ يك نسخه به عنوان سابقه حساب نزد مسئول مالي شورا نگهداري خواهد شد و نسخه دوم در بايگاني مركزي شورا باقي خواهد ماند. اين تصميم همچنين بايد به وضوح در صورتجلسه شورا نيز ثبت گردد. بودجه شورا مشتمل بر مبالغي است كه توسط شورا براي انجام فعاليت‌هاي كانون تهيه مي‌شود به انضمام 10 درصد از باقي‌مانده بودجه‌ي مستقل تامين شده براي مسافرت سال قبل. مابقي بودجه مستقل سال گذشته مسافرت (90 درصد بودجه تامين شده در سال گذشته) به انضام مبالغ باقي‌مانده از فعاليت‌هاي سالهاي گذشته عيناً و طي دو رسيد با امضاي مسئولين گذشته و آينده مسافرت و دبير شورا در اختيار مسئول آينده مسافرت قرار خواهد گرفت. يك نسخه از رسيدها متعلق به مسئول سال گذشته خواهد بود و نسخه دوم در بايگاني مركزي شورا باقي خواهد ماند. مسئول مسافرت بايد حداكثر تلاش خود را براي جوگيري از كاهش ارزش منابع مسافرت در اثر گذشت زمان بنمايد.

اضافه شود(3)                   14- پيش‌بيني مشكلات اجرايي مسافرت و بحث و ارائه پيشنهاد به مسئول مسافرت در اين موارد. اين پيشنهادات الزام‌آور نيستند.

توضيح: با توجه به تجربه قابل تصور براي شوراي جهادي، اجراي اين بند به بيان بيشتر تجربيات و راهنمايي اعضاي دوره‌هاي آخر كمك مي‌كند.

اضافه شود(4)                   15- شورا موظف است به صورت شايسته (از طريق ايميل به گروپ فارغ‌التحصيلان، تلفن يا نامه) زمان برگزاري جلسات شورا را به اطلاع كليه اعضاي مجمع جهادي برساند و شرايط لازم براي حضور فيزيكي افراد در جلسات را فراهم نمايد. همچنين شورا موظف است زمان و مكان برگزاري جلسات مجمع عمومي جهادي را به دو صورت از سه روش ياد شده (ايميل به گروپ فارغ‌التحصيلان، تلفن يا نامه) به اطلاع تك‌تك اعضاي مجمع جهادي برساند.

بند 3-2) وضايف و اختيارات مسئول مسافرت – شماره 6: تدوين و ارائه گزارشات مورد نظر و ارائه تمامي مدارك و مستندات متعارف از قبيل فيلم، عكس، دفترچه تلفن و ...

جايگزين(6)                       تهيه گزارش مسافرت و ارائه تمامي مدارك و مستندات به صورت فيلم، عكس، دفترچه تلفن، گزارش مسافرت، گزارش مالي (مشتمل بر گردش مالي، ميزان تامين بودجه مستقل مسافرت، محل هزينه منابع و مستندات آن) و گزارش جامع پيگيري‌هاي انجام شده قبل از مسافرت و گزارش تكميلي از پيگيري نحوه ادامه كارهاي انجام شده در مسافرت تا نتيجه نهايي بر عهده مسئول مسافرت است و مي‌بايست حداكثر تا پايان شهريور ماه به شورا تحويل شود. دفترچه تلفن مسافرت، فيلم و عكس‌هايي كه بايد در اختيار حاضرين در مسافرت قراربگيرد مي‌بايست حداكثر تا نيمه ارديبهشت ماه يا زمان تشكيل مجمع كانون جهادي (هركدام كه زودتر بود) در اختيار تمام شركت‌كنندگان در مسافرت قرار بگيرد يا به شورا تحويل شود.

اضافه شود(5)                   10- مسئول مسافرت مي‌تواند درخواست تشكيل جلسه فوق‌العاده شورا بنمايد. دبير شورا موظف است ظرف مدت حداكثر يك هفته از وصل درخواست شفاهي يا كتبي مسئول مسافرت جلسه شورا را برگزار نمايد.

اضافه شود(6)                   11- مسئول مسافرت اختيار تام در انتخاب اعضاي تيم اجرايي خود دارد. در صورت تشخيص و اعلام نياز مسئول مسافرت، شورا مي‌تواند افرادي را به او پيشنهاد دهد. اين پيشنهادات الزام‌آور نيست.

اضافه شود(7)                   12- مسئول مسافرت بايد در تمام جلسات شورا قبل از مسافرت حضور داشته باشد. در غير اين صورت بايد فردي را به صورت كتبي (براي هر جلسه به صورت مجزا) به عنوان نماينده خود به شورا معرفي كند تا وظايف او را در شورا انجام دهد. اين نماينده فاقد حق راي است؛ مگر اكثريت اعضاي شورا (حاضر در جلسه) در ابتداي جلسه (قبل از شروع هرگونه مذاكره پيرامون مسايل مربوط به مسافرت) با حق رأي نماينده مسئول مسافرت موافقت كنند. مسئول مسافرت نمي‌تواند بيش از سه جلسه غيبت متوالي در جلسات شورا كه بعد از سفر برگزار مي‌شود، داشته باشد.

اضافه شود(8)                   13- مسئول مسافرت موظف به اجراي تمام مصوبات شورا و دستورالعمل‌هاي اجرايي صادره از سوي شورا است.

اضافه شود(9)                   14- حداكثر مبلغ دو ميليون ريال به عنوان بودجه مديريت در اختيار مسئول مسافرت است كه مي‌تواند بدون سند مستدل براي مسافرت هزينه كند. اما مي‌بايست محل و نحوه هزينه‌ها را كتباً به شورا گزارش دهد. با صلاح‌ديد و تصويب شورا مي‌توان سقف اين مبلغ را افزايش داد.

اضافه شود(10)               15- پرداخت فاكتورهاي با مبلغ كل بيشتر از 2 ميليون ريال بايد با اطلاع دبير شورا باشد.

در كل 6 پيشنهاد براي جايگزيني بندها و 10 مورد بند جديد پيشنهاد كردم. تمام پيشنهاداتم در مورد اين مسافرت نيست و اثر مستقيم در مسافرت امسال نخواهند داشت، اما بهتر ديدم همه را با هم بيان كنم كه چيزي از قلم نيافتد. بايد دوباره بگم كه نوشتن اين اساسنامه براي اولين بار كار بسيار بزرگي بود كه از من بر‌نمي‌آمد، اما افرادي مثل كوروش و امير رهبر، ملك، شريفي، موحدي‌مرام و بقيه اين جرأت رو داشتند و اين كار رو هم بسيار خوب انجام دادن. اين بندهايي كه نوشتم اصلاً به اين معني نيست كه اين افراد اشتباه كردند. فقط بعد از گذشت تقريباً يكسال و تفكر بيشتر روي اساسنامه، وضعيت برگزاري مسافرت سال گذشته و تجربه‌ها و مشكلاتي كه خودم در تيم اجرايي داشتم اين مسايل به ذهنم رسيد. روي مسايل مالي بيشتر تاكيد كردم چون خيلي مهمن و مي‌تونن دوستي‌ها رو به هم بزنن و از طرفي دو بار مسئول مالي مسافرت بودم و يك‌بار غير مستقيم در اون دخالت داشتم. وگرنه ما همه به هم اعتماد كامل داريم. لطفاً اگر حال داشتيد و اين مطالب رو خوندين بجز پيغام گذاشتن در وبلاگ نظرات خودتون رو برام جداگانه ميل كنيد تا بتونم بيشتر روشون دقت كنم و وقت بگذارم.

نكته آخر هم اينكه چون در اين فعاليت منفعت مالي براي هيچ‌كس متصور نيستيم، نمي‌توانيم جريمه يا جزا به عنوان ضمانت اجرايي تعيين كنيم. تنها دليل اجراي تمام اين قوانين يا هر قانون ديگري كه پيرامون برگزاري مسافرت محكم و مصوب مي‌شود، اعتبار دوستي و رفاقت بين ماست كه ارزشي بالاتر از تمام داشته‌ها، منفعت‌ها يا جريمه‌هايي است كه مي‌توان در اين رابطه مترتب دانست. ما همه مي‌خواهيم مسافرت بهتري داشته باشيم، پس همه بايد به شعور جمعي احترام بگذاريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:20  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من آقا مقداد رو نمي‌شناسم، نمي‌خوامم بحث كش‌دار و اضافه بكنم، اما چون ما ضاهراً در اين وبلاگ بخش FAQ نداريم  و افراد زیادی این انتقاد ئارد رئ به مسافرت سال مسئولیت دوره ۷ وارد کردند به اين نكته جواب بدم كه در سال مسئوليت ما ۱۰ نفر سرشهردار از دوره ۷ بودند، بله! اين تصميم در سيستم قبلي برگزاري مسافرت موسوم به برگزاري دوره‌اي گرفته شده بود و بر اساس مقتضيات آن سيستم و زمان بود. فكر مي‌كنم بحث در اين مورد در وبلاگ جايي نداشته باشه، اين مسئله به عنوان نقد از نظر بعضي افراد مطرحه و نظر اين افراد هم محترمه، اما جاي اين بحث‌ها در شرايط فعلي و نزديكي زمان برگزاري مسافرت در حالي كه هنوز مسئول مسافرت نداريم و برنامه‌هامون كامل نيست، در وبلاگ نيست، پس از همه خواهش مي‌كنم از طرح مسايل اين چنيني كه منجر به بحث و سوال و جواب بيهوده مي‌شه، اونم از نوع دو نفري، پرهيز كنيم. در مورد اين موارد مي‌شود رو در رو و در زمان بهتري هم صحبت كرد. متشكرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:48  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام

اخطار-< اين يك طرح اوليه است، پس نياز به بازنويسي و ساختاردهي مجدد دارد، ولي نخواستيد خوب نپذيريد!!

            *       لطفاً از عبارت «گروه پاي كار» استفاده نكنيد چون موجب هرج و مرج و برنامه‌هاي متعد خارج از دستور اردو خواهد شد كه كنترل آنها وقت زيادي از مسئول مسافرت خواهد گرفت، از «ارائه پيشنهاد و افراد مناسب براي انجام كار به مسئول مسافرت» استفاده كنيم، هم بهتره هم سازماني‌تر.

            *       در مورد گزارش ارسالي به همه نقاط تماس براي برگزاري مسافرت كاملاً با آقا محسن هم عقيده هستم و شخصاً تاثير گزارش در روند اجرايي مسافرت رو ديدم. اين خيلي مهمه.

            *       در مورد تاثيرات روي مردم منطقه هم من با محسن هم عقيده هستم. با اين ديد شايد اصلاً نيازي به گروه فرهنگي با اين سبك و سياق نباشد، مي‌تونيم يك گروه روابط عمومي داشته باشيم تا مثلاً در مسجد محل اسكان برنامه ثابت داشته باشه، نماز بخونه و با بچه‌ها بازي كنه، با بزرگترها صحبت كنه و خودشو در محل نشون بده.

            *       در مورد حضور روحاني در جمع (داخل يا خارج از گروه فرهنگي يا روبط عمومي) اين حضور بسيار مفيد خواهد بود، شاهد اين امر هم حضور سال گذشته آقاي الماسي در جمع بود. فكر مي‌كنم اگر قراره روحانيون نماد واضح دين و خدا باشند و ما هم كارمان براي خدا باشد ايرادي كه ندارد هيچ، حتي بهتر است كه روحاني همراه جمع باشد.

اما در مورد معاونت‌هاي پيشنهادي آقا محسن، من به دلايل زير مدل جديدي براي تقسيم‌بندي معاونت‌ها پيشنهاد مي‌كنم:

              ‌أ)      معاونت منابع، تجهيزات و تداركات: معاونت منابع انساني، طبق تعريف ارائه شده، ظاهراً با شروع مسافرت كار خاصي نخواهد داشت و بي‌كار مي‌شود، از سويي اين فرد به دليل ارتباط مستقيم با افراد و لزوم پيگيري امور در بين اشخاص، موقعيت مشخص و مناسبي براي جمع‌آوري هدايا نيز خواهد داشت، در اين صورت به عنوان مسئول هدايا روند كاري او در مسافرت هم ادامه خواهد داشت. از سويي تداركات نيز زيرمجموعه منابع و تجهيزات است و با توجه به سبك بودن كار پخش هدايا و لزوم همراهي دائمي وانت با اين گروه، مي‌توان در عين حال براي خريد و تداركات اردو هم برنامه‌ريزي كرد.

         ‌ب)      معاونت عمراني: به دليل اينكه تمام فعاليت‌هاي كاري اردو در صورت استفاده از پيشنهاد انجام فعاليت‌هاي تخصصي، لزوماً عمراني نخواهد بود، پيشنهاد مي‌كنم نام اين معاونت به امور كاري يا چيزي شبيه به اين تغيير كند تا جامعيت موضوع از نام آن نيز پيدا باشد.

           ‌ج)     ما همه كاملاً به هم اعتماد داريم، آما مسايل مالي بين خيلي از افراد رو به هم زده فاميل يا دوست. بنابراين و بر اين اساس كه يكي از اهداف ما براي رفتن به مسافرت حفظ و گسترش دوستي‌هامونه، لازم است تا گردش مالي اردو كاملاً معلوم و حتماً و به وضوح مكتوب باشد. لازم هم نيست حتماً در سطح تمامي افراد حاضر در اردو شفاف باشه! فقط مكتوب و معلوم باشه. اين امر به نحوه اتخاذ و اجراي تصميمات بسيار كمك مي‌كنه. همه مي‌دونيم كه ركن مالي در سازمان‌هاي رسمي و بزرگ مقام بعد از رياست است و اجازه تصميم‌گيري در مورد سازمان رو داره. اين ركن در اساس‌نامه هم ديده نشده و خلاء بزرگي را به وجود آورده است، لذا به نظر من احتياج شديد و اساسي به اين معاونت داريم.

طبق مواردي كه در بالا گفتم اين مدل را براي تصدي مسئوليت‌ها در مسافرت پيشنهاد مي‌كنم:

مسئول مسافرت/ معاونت مالي/ معاونت مستندسازي/ معاونت امور كاري/ معاونت روابط عمومي/ معاونت داخلي (شهرداري و اوقات فراغت)/ منابع،تجهيزات و تداركات (من نتونستم چارتم رو به اينجا منتقل كنم)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:35  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام.

اخطار-> این یک طرح اولیه است. نیاز به بازنویسی و ساختاردهی مجدد نیز دارد. ولی فعلا ازما بپذیرید!!

  • مجموعه ای که خواهید خواند٬ پیش‌نهادهایی است برای مسئولین مسافرت‌های آینده. با تکیه بر زحمات و تلاش های قبلی و با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و مشکلات پیش آمده. این طرح با نقد ساختار پیشنهادی فعلی (مندرج در اساسنامه) آغاز می شود. بدیهی است که اگر آن ساختار نبود٬ امکان این نقد نیز وجود نداشت. پس این نقد نفی آن نیست. شک در آن است برای پیشنهاد کردن ساختاری که- از نظر نگارنده- کمی بهتر از قبلی است.
  •  ساختار فعلی که در اساسنامه تعریف شده است٬ مسئول را ملزم به داشتن حداقل چهارمعاونت اجرایی٬ معاونت داخلی٬ معاونت مالی و معاونت مستند سازی کرده است.  هرچند باید پذیرفت که دغدغه طراحان اساسنامه نیز مبنی بر این که «اگر مسئولی چند نفر معاون مشخص داشته باشد، احتمال این که همه با هم مسافرت را رها کنند و کار روی زمین بماند بسیار کم می شود» معقول و منطقی است. اما شاید بهتر بود اساسنامه تنها مسئول را به داشتن 4 نفر معاون ملزم می کرد و دست مسئول بازتر می بود و یا تدوین ساختار را در یک آیین نامه جانبی تعبیه می کرد که منعطف تر باشد و برای تغییرات جزئی نیاز به تشکیل مجمع و رای گیری مجدد نبود.
  • اشکال اول در نبود شرح وظایف است. در عین حال، اسامی این چهار معاونت هم طوری نیست که الهام بخش موضوعات تحت پوشش هر یک -بدون همپوشانی- باشد.
  • اشکال دوم در هم لایه نبودن این چهار معاونت است. مثال می زنم. یک جور تقسیم بندی کلی اولیه داریم مبنی بر داخلی و خارجی. بر این اساس داخل اردو و خارج اردو مبنای تقسیم بندی است. در داخل یک سری کارها داریم که تدارکات است و فرهنگی است و ساماندهی و نظم به داخل اردوگاه است. و یک سری کارهای خارجی داریم که تعریف پروژه است و هماهنگی با منطقه و مسئولین است و تدارکات مربوط به کارها. یا تقسیم بندی بر مبنای زمان. فرض بفرمایید یک سری کارها قبل از اردو داریم و یک سری کارها حین اردو و یک سری کارها بعد از اردو. این ها هم می تواند هر کدام مبنای تقسیم بندی و تعریف معاونت ها باشد. ولی از هر کدام که پیروی می کنیم در هر لایه و سطحی از سازماندهی که هستیم، باید تناسب میان معاونت های هم ارز را رعایت کنیم تا از بروز پیچیدگی و سردرگمی خودداری شود.
  • تدوین شرح جزء به جزء وظایف در شرایطی مانند شرایط ما، کار جالبی -یا حداقل لازمی- نیست. شرح وظایف و روال ها و دستورالعمل ها کارها را استاندارد می کنند و اعمال سلیقه را محدود. این برای یک ارگان خوب است ولی برای کار ما -که خلاقیت در آن عنصری اصلی است- و رسمیت کار چندان بالا نیست خیلی مطلوبیت -یا حداقل لزوم- ندارد. اما یادمان نرود هنگامی که شرح وظایف نداریم، تقسیم کار و تعیین معاونت ها -حداقل- باید الهام بخش باشد و تفکیک خوبی میان وظایف دو معاونت از هم، با همان تقسیم بندی و عنوان بندی مناسب، ایجاد کند.
  • بنا بر آن چه گفته شد، معاونت داخلی را با معاونت اجرایی هم ارز نمی بینم. و ساختار مزبور دچار مقداری سردرگمی است.

***

در همین جا بازگشتی می کنم به نشست اتاق فکر در پنجشنبه ۲۴ آبان ۸۶ که با حضور مسئولین مسافرت سال های مختلف برگزار شد. چند مطلب فراگیر در میان صبحت های بسیار جالب دوستان وجود داشت.

  1. یکی از مشکلاتی که همه با آن دست به گریبان بوده اند، عدم اطلاع یافتن دقیق از تعداد و خود کسانی است که تشریف می آورند. هیچ برآوردی به دست مسئول مسافرت نیست که بداند با کی طرف است و چه کار می تواند بکند. متقابلا ارزیابی هم نمی تواند به مسئولین منطقه بدهد که کار تخصصی را بتوانند تمهید کنند.
  2. یکی از مسایلی که همه بر آن صحه گذاشته اند، هماهنگی مسئولین منطقه بوده است. هرجایی مسئولین هماهنگ و خوب بوده اند، مسافرت خوبی برگزار شده است و هرجا که مسئولین پای کار نبوده اند، کار چندان جالب نشده است.
  3. یکی دیگر از مشکلات، تهیه وسیله سفر بوده است. که با فرض دانستن تعداد شرکت کننده، باز هم کار مشکلی است چه رسد به آن که برآوردی هم از تعداد شرکت کننده نداشته باشیم.

***

در سفر جهادی باید ببینیم با چه کسانی و چه پدیده هایی روبرو هستیم.

تعریف:

ما در جلسه اول اتاق فکر -پیش خودمان- به یک تعریف عملیاتی از جهادی رسیدیم که ضمن اجتناب از بحث های دامنه دار فلسفی پیرامون هدف و ماموریت و ....٬ از کلی گویی هایی که به واسطه گنجاندن همه ی نظرات در آن٬ در نهایت هیچ چارچوبی برای مساله تعریف نمی کرد٬ نیز بپرهیزیم. حاصل این تعریف شد:

جهادی٬ سفری است چند روزه به یکی از مناطق محروم و در قالب اردو٬ جهت انجام کارهای مفید برای مردم آن منطقه

بر اساس همین تعریف عملیاتی٬ می توان مطالب بسیاری را دسته بندی و استخراج کرد

  1. سفر و مشکلات و مسایلش
  2. اردو و مشکلات و مسایلش
  3. کار و مشکلات و مسایلش
  4. منطقه محروم و مشکلات و مسایلش

شناسایی پدیده ها

در این میان٬ باید پدیده هایی که در طول یک سفر با آن روبرو هستیم شناسایی و احصا کنیم و برای برخورد با هر یک از آن پدیده ها٬ راه حلی داشته باشیم که در نهایت منجر به یک سری کارها (Task) ها خواهند شد. این کارها را حتی الامکان با موضوع بندی تفکیک می کنیم و با آن ها که به هم نزدیک اند٬ یک معاونت تشکیل می دهیم که نامش هم الهام بخش آن کارها باشد.

این رویکرد یک رویکرد عملیاتی برای تقسیم کار و تعریف معاونت است.
این رویکرد ما را از تقسیم بندی های انتزاعی و غیرهمسطح و ناهمگون دور نگاه می دارد.
این رویکرد دارای حداقل ابهام در تقسیم کارها و وظایف است و هنگام مواجهه با پدیده جدید٬ این که حل آن بر عهده چه کسی است را نیز شفاف می کند.

۱. برگزاری یک سفر

۱-الف) مساله هم سفران.

یعنی کسانی که باید در سفر شرکت کنند.

سوال:
اگر مسئول مسافرت از چند ماه قبل بداند چه کسانی را به سفر باید ببرد٬ چه اتفاقی خواهد افتاد؟

جواب:
می تواند برنامه ریزی کند. مهمترین بُعد برنامه ریزی پیش از سفر٬ داشتن این آمار است.
می تواند برود با خیال راحت بلیط اش را بخرد. برنامه ی تدارکات اش را منظم کند. می دانید یعنی چی؟
می تواند به مسئولین منطقه آمار بدهد که چه تخصص هایی به منطقه وارد خواهد شد.
می تواند برای کارهای تخصصی برنامه ریزی کند.
مثلا می تواند نسبت به برگزاری دوره ی فشرده کنکور برای بچه های منطقه اقدام کند.
می تواند  تصمیم بگیرد که چه زمانی برای برگزاری اردو مناسب تر است.
می تواند قبل از سفر مجله ای را برای آمادگی شرکت کنندگان آماده کند و در ایستگاه راه آهن توزیع کند.
در آن مجله -برای هر کسی- معرفی نامه ای باشد و بتواند همه را با هم آشنا کند.
می تواند برنامه ریزی کند برای برنامه های شبانه٬ از بزرگترها بخواهد در زمینه های تخصصی برنامه یا کلاس یا سخنرانی بگذارند. این را هم از قبل اعلام کند.
می تواند....

پیشنهاد: وقتی یک مساله ای این همه مهم است٬ من اگر جای مسئول مسافرت بودم٬ پیش از هر چیز یک معاونت منابع انسانی برای خودم می گذاشتم. این معاونت کارش این باشد که هر طور هست لیست مسافرت را ببندد. لیست که بسته شد٬ ۱۰ عدد بلیط هم اضافه بگیرد. آن هم برای بزرگتر ها و پیرمردها یا شرایط خاص که بتوانند به مسافرت ملحق شوند.

۱-ب) مساله خانم ها و متاهلین

۱-ج) مساله وسیله حمل و نقل

۱-د) مساله محل استقرار

۱-ه) مساله تغذیه٬بهداشت و امکانات بهداشتی در سفر

 

۲.برگزاری یک اردو

۲-الف) نظم اردوگاهی

وجود نظم مشخص اردوگاهی در اردو. درعین وجود انعطاف برای کسانی که به دنبال استفاده از ظرفیت های خارج از نظم مذکور هستند (نظیر شب نشینی های شیرینی که در شبهای مسافرت جهادی میان دوستان انجام می گیرد در عین این که مزاحم خواب دیگران و مخل نظم اردو نباشد) باید تدبیری اندیشید که برنامه مشخص و منظم اردوگاهی اجرا شود. اعم از ساعات منظم خواب و بیداری، مراسمات مذهبی و آیینی، قرائت شبانه قرآن، نمازهای جماعت، ورزش صبحگاهی و نظم در رفت و آمد روزانه و نظم در رفت و آمد به سفر و ...

این مطلب نیز چندان مورد اهمیت است که نیاز به معاونتی مجزا دارد. شخصی که در این معاونت قرار خواهد گرفت الزاما باید دارای کاریزما بوده و شخصیت و فردیت وی مورد پذیرش اکثریت جمع باشد. حتی الامکان از بزرگترهای جمع باشد که بتواند نسبت به برقراری نظم متعهد و بُرنده باشد. خود نیز شخص منظم و پیگیری قلمداد شود.برای این که نگویید روی هوا حرف می زند، امیررهبر2، مجید تقوی3، کوروش کریمزادگان6،.... و بسیاری دیگر از دوستان که نیازی به ذکر اسامی مبارک همه شان نیست واجد این شرایط اند.

بدین ترتیب، نام معاونت داخلی شایسته ی این معاونت بوده و در عین حال کلیه مسایل داخل اردوگاه (اعم از تدارکات و فرهنگی و ...)، و کلیه افراد حاضر در اردوگاه زیر نظر این معاونت قرارداشته و فعالیت می کنند. حتی مسئول محترم مسافرت، در زمان هایی که در جایگاه مسئولیت ننشسته و به عنوان یک جهادگر عادی (شهروند عادی!) در کنار سایرین قرار دارد، از وی اطاعت خواهد نمود.

۳. کار

۳-الف) تعریف کار

با وجود همه ی سخنانی که در باب فضایل کار تخصصی گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم و گفته ایم، گریزی از تعریف یک کار (یا یک سری کار) عمومی که نیازمند هیچ تخصصی نبوده و حس بیل زنی دوستان را ارضا می کند تعریف شود. چه بهتر که این کار کاری عام المنفعه با منافع بلند مدت بوده و سود آن به مردم منطقه برسد. در منطقه ای که هیچ چیز وجود ندارد، احداث مسجد (به لحاظ کثرت کاربران) اولویت دارد به ساخت مدرسه و ساخت مدرسه اولویت دارد به ساخت کتابخانه و ساخت کتابخانه اولویت دارد به ساخت یک خانه برای یک خانواده. خشکه چینی اولویت دارد به نخل کاری در بیابان و نخل کاری در بیابان اولویت دارد به ساختن گاوداری برای مشت حسن!

در عین حال دو رویکرد را برای مسئول مسافرت لازم می دانم.

اول. دست دوستان را برای ابتکارات باز بگذارند و بگذارند دوستان با برنامه خود کارهایی که مناسب می دانند انجام دهند و کار را از کلیشه های مرسوم گسترش دهند. مثال کار تحقیقاتی و تک نگاری و ... از این دست هستند. تنگ نظری آفت بزرگی برای مسئول در این مقام محسوب می شود.

دوم. حتی الامکان خود وی برنامه های جانبی برای تخصص های خاص در نظر داشته باشد. نقشه برداری کاری است که چندسالی است انجام شده است و از این زمره تلقی می شود. می توان پروژه های دیگری را نیز در نظر داشت. دو مورد را که از علی شفیعی شنیده ام مثال می زنم. رنگ کردن یک مدرسه یا میز و نیمکت هایش. کاری است متناسب (که از خانم ها هم بر می آید.) در عین این که نه خرج زیادی در بر دارد و نه تخصص بالایی می خواهد و اثر مثبت و قابل رویتی هم خواهد داشت. مثال دیگر این بود که در طول یکی دو ماه قبل از سفر عده ای همت کنند و قطعات کامپیوتری مازاد را از خانه های دوستان جمع کنند. مهندس کامپیوتر هم نزد رفقا کم نداریم. به راحتی می توان چند مدرسه یا لااقل یک مدرسه را با ان تجهیزات مجهز کرد. هرچند رایانه ها قدیمی و کند باشند ولی برای آن منطقه مناسب اند. مورد دیگر را هم مشترکا مسیح تهرانی و شفیعی گفته اند، کتاب و کتاب کنکور است. همه ما کلی کتاب کنکور بلااستفاده داریم که اگر کسی همت کند و جمعشان کند شاید برای یک شهرستان کافی باشد! و نیز به قول مسیح هر کسی هر قدر هم اهل جهادی و این حرف ها نباشد، بالاخره 2 تا کتاب که دارد بدهد به منطقه. خودش می شود یک کتابخانه! فقط یک عده پای کار می خواهد که در هفته چند ساعت مختصر وقت بگذارند. می شود در قالب پروژه این ایده ها را تعریف کرد و سپرد به دست گروهی که پای کار باشند. کار کوچکی هم نیست.

هزینه های مالی طرح ها نیز یا باید توسط خود ما تامین شود یا خیرین دیگر یا نهادها و سازمان های دولتی. طی چند سال گذشته همه ی این موارد تجربه شده است و معایب و مزایای هر یک تقریبا معلوم است. اما نقطه مشترک همه٬ این است که به هر حال وجود گزارش پایانی و ارائه و ارسال آن به همه ی جاهایی که با آن ها مذاکره و صحبت شده است (ولو این که به آن منطقه هم نرفته ایم) لازم و موثر است و برای موقعیت های آینده٬ مشروعیت و مقبولیت و پشتوانه اجتماعی ایجاد می کند.

 

نکته دیگری که در این بخش قابل ذکر است و در سخنان مسئولین محترم سالهای قبل نیز مشاهده شده است٬ بحث پراهمیت پیش مسافرت هاست. قدرتمند بودن این پیش مسافرت ها می تواند به اندازه کل مسافرت مهم باشد و ضمن تهیه مقدمات کار جای پای محکمی برای قدم های بعدی ایجاد کرده و نقش مهمی در کاهش عدم هماهنگی ها ایفا کند. مسئول مسافرت باید به اهمیت این پیش مسافرت واقف باشد و با یک تیم قدرتمند به این سفر برود و کار را به نحو مطلوب در منطقه ببندد و از محل اسکان بازدید کند و از کلیه مسایلی که می تواند به نحوی مشکل ساز باشد٬ اطمینان حاصل کند.

 

۴.منطقه

۴-الف) مسئولین منطقه و هماهنگی با آن ها

یکی از نکاتی که توسط مسئولین اردوها برجسته شده است٬ مسئولین منطقه هستند. هر جایی که مسئولین مربوطه هماهنگ بوده و از روحیه دوستان و مسافرت جهادی شناخت داشته و علاقه مند و همسو بوده اند مشکلات بسیار کمتری داشته ایم تا مناطقی که خود اهالی و مسئولین آن پای کار نبوده اند و حتی در برخی موارد این اردو را تحمیلی به منطقه میدانستند!

 

 

۴-ب) انتخاب منطقه

این مساله نیز ضمن این که تحت تاثیر مساله مسئولین (بند الف)  است در عین حال به صورت مجزا نیز باید مد نظر قرار گیرد. از حیث آب و هوا٬ وسیله ی حمل و نقل٬ دسترسی به امکانات اضطراری نظیر اورژانس و بیمارستان و ...٬ دسترسی به بازدیدهای علمی و تفریحی و صنعتی٬ سطح محرومیت عمومی منطقه٬ امکانات اردوگاهی٬ و مواردی از این دست مورد توجه قرار گیرد.

 

۴-ج) ارتباط صحیح با مردم منطقه

اول این که ارتباط یک چیز خوب و مفید و لازم و بدیهی است.

دوم این که باید معلوم باشد که قرار نیست روی کسی تاثیر بگذاریم. هرچند کسی از ما تاثیر بگیرد. این به ما مربوط نیست. این را از این جهت می گویم که -خدای ناکرده- احساس پیغمبری به کسی دست ندهد.

سوم این که ما مهمان مردم منطقه هستیم و جسارت و بی ادبی و گستاخی و زبان درازی....تعطیل!

چهارم این که ما از کسی طلبکار نیستیم. از کسی توقع نداریم. کسی وظیفه ندارد چون ما از بالای شهر تهران آمده ایم ان جا٬ قیافه گرفتن و کلاس گذاشتن و اخ و پیف ما را تحمل کند. این ها که سهل است٬ هیچ کس مجبور نیست زهد فروشی ما را هم تحمل کند...

پنجم این که حضور در بین مردم باید چارچوب داشته باشد. وگر نه نظم اردوگاهی به هم می ریزد و مشکل ساز می شود. در عین این که سیاست باید بر در میان مردم بودن استوار باشد. لذا حضور در میان مردم با برنامه مشخص.

 

۴-د)حضور و فعالیت فرهنگی

این مساله باید با دقت بسیار همراه باشد. از ناشی گری و کارهای بی فایده و کلیشه ای٬ به جد باید پرهیز شود چرا که بی برنامه عمل کردن در این زمینه می تواند بسیار خطرناک باشد.

گفته اند که برنامه ریزی نامناسب برای کسب موفقیت٬ در حقیقت برنامه ریزی دقیقی برای کسب شکست است!

وجود حداقل یک شخص روحانی در جمعی که بناست کار فرهنگی انجام دهد٬ با هماهنگی فعالین محلی می تواند بسیار اثر بخش باشد.

در یک محل متمرکز شدن نتایج بسیار بهتری نسبت به تغییر محلات دارد. روحانی که در مسجد کم رونقی ده شبانه روز نماز جماعت برپا کند (که قاعدتا روز اول خلوت است و روزآخر شلوغ!) و روی یک محل متمرکز شود نتایج بهتری خواهد گرفت. وجود منصب روحانیت در جمع٬ هم اعتبار نزد اهالی منطقه است و هم مسئولین منطقه و دیگر مخاطبان جهادی و گزارشات را به رعایت شدن چارچوب ها و موارد حداقلی شرعی و اخلاقی -در اردو و در جمع دوستان- مطمئن می سازد.

 

پیشنهادات اجرایی برای ساختار معاونت ها

 

با توجه به آن چه تا کنون گفته شد٬ یک ساختار شلوغ را می خواهم پیشنهاد کنم.
ممکن است پس از خواندن این پیشنهاد با خود بگویید که درگیر شدن حداقل ۱۰ نفر در کار مسافرت کار مشکلی است و هماهنگی این ها خودش یک مساله است.

این حرف درستی است. هماهنگ کردن ۱۰ نفر کاری به مراتب مشکل تر از هماهنگ کردن ۴ نفر است.

اما آن چهار نفر برای انجام این همه کار٬ پاره می شوند و آخرش احتمالا نه خودشان راضی خواهند بود و نه سایرین.

درحالی که امید می رود وقتی کار بین ۱۰ نفر و بیشتر تقسیم بشود٬  هیچ کدام پاره نمی شوند و احتمالا کیفیت کار هم بالا تر خواهد بود و هم خودشان راضی تر خواهند بود و هم سایرین.

در عین این که می پذیریم که هماهنگی این تعداد از معاونت ها وقت بیشتری را نسبت به ۳-۴ نفر خواهد گرفت ولی فراموش نکنیم که در مجموع وقت و انرژی کمتر و سودآورتری از همه دست اندرکاران گرفته می شود.

و نیز فراموش نکنیم که درگیر شدن تعداد بیشتری از بچه ها٬ ضمن افزایش تجربه ایشان و بروز قابلیت های ایشان٬ با توجه به شبکه اجتماعی که هر یک از این معاونت ها حول خود دارند٬ بلاشک بر رونق مسافرت خواهد افزود.

توصیه ی اکید من به مسئول مسافرت این است که برای تقویت شبکه اجتماعی در کل مسافرت٬ از هر گونه انحصارگرایی٬ اعم از دوره ای و سنی و ایدئولوژیک و شخصیتی و تخصصی ( رشته تحصیلی).. بپرهیزد. تنوع سنی شخصیتی٬ دوره ای و ایدئولوژیک و گرایشات تخصصی در تیم اجرایی مسافرت٬ مزیتی کلیدی است که می تواند ضامن بقای مسافرت و افزایش کیفیت آن باشد.

 

در آخر اضافه می کنم٬ که این ساختار را اگر شخصا مسئول می شدم به کار می گرفتم. عجالتا مسئول نیستم ولی به نظرم درست آمد و پیشنهادش می کنم.

 

و اما ساختار پیشنهادی

 

ردیف گروه فعالیت های مورد نظر نام پیشنهادی برای معاونت
۱ نظم درون اردوگاهی داخلی
۲ تدارکات: بهداشت و مسکن و تغذیه تدارکات/لجستیک/پشتیبانی
۳ هدایا و مشارکت های مردمی مشارکت/ هدایا/کمک‌های مردمی
۴ تعریف پروژه+هماهنگی با منطقه عمرانی/اجرایی/تعریف پروژه
۵ منابع انسانی منابع انسانی
۶ ساماندهی اوقات فراغت در اردوگاه فرهنگی/غنی سازی/ اوقات فراغت
۷ ارتباط با مردم منطقه- کار فرهنگی فرهنگی (حضور روحانی/متخصص)
۸ مستندسازی (Active/Passive) مستند سازی
۹ مسئول مسافرت مسئول مسافرت
۱۰ مالی مالی

 

 توضیح۱: معاونت هایی که ستاره* دار هستند٬ توصیه اکید دارم که افراد مجرب و کار کرده ای باشند. به هیچ وجه از افراد کم تجربه و یا افرادی با سعه ی صدر کم نباید در این موقعیت ها استفاده کرد.

توضیح۲: شهرداری ها چنان چه از رنگ آن مشخص است٬ غیردولتی بوده و به صورت مردمی اداره می شود!! به جهت هماهنگی٬ با معاونت داخلی (وزارت کشور!) هماهنگی لازم به عمل می آید!

سخن در این باب بسیار است.

می بخشید اگر پراکنده و بی سر و سامان است. فرصت کم بود و سخن بسیار و ذهن آشفته و دست خسته!

یا علی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 6:58  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام،
آقاي شورا! خيلي دير شده لطفاً عجله كنين. گروه‌هاي ديگه دارن برنامه ريزي جزئي مي كنن، ما هنوز مسئول مسافرت نداريم.
در جلسه (فكر مي‌كنم) سوم بررسي جهادي كه آقا محسن بسيار براش زحمت مي‌كشن، پيشنهاد شد كه روند انتخاب اعضاي شوراي جهادي عوض بشه، به عنوان يك طرح نپخته عنوان شد كه هر سال نصف شورا عوض بشه، فكر مي‌كنم قابل بحث باشه و حالا كه مايليم سيستم بهينه‌اي داشته باشيم بهتره تا وقتي كه سيستمي جانيافتاده عوضش كنيم. من فكر مي‌كنم كمبود تجربه و اطلاعات در سطح شوراي جهادي الان ما رو به اين وضعيت رسونده، از طرفي هم تا حداقل اكثريت جمع نخوان مشكل هر ساله مسافرت براي برپايي اون حل نميشه، شايد يكي از اهداف تغيير وضعيت انتخاب مسئول مسافرت مشاركت دوره‌هاي پايين‌تر (ببخشيد مي‌گم پايين‌تر، الان كلمه جايگزين بهتري پيدا نمي‌كنم) و رو غلتك افتادن كار بود. فكر مي‌كنم نا كارآمدي ظاهري اساسنامه جديد در همين دو سال با حل نشدن مشكلمون براي پيدا كردن مسئول مسافرت معلوم باشه، البته همين تغيير هم خودش كار بزرگي بود، كوروش و امير رهبر و بقيه كه سر اين موضوع وقت گذاشتن زحمت زيادي كشيدن و من فكر مي‌كنم بايد خيلي بهتر ازشون تشكر كنيم، اما من فكر مي‌كنم اين اساساسنامه هنوز مشكل ما رو حل نكرده.
پيشنهاد مي‌كنم يك مقدار تعداد شورا رو بيشتر كنيم تا هم افراد با تجربه ديرتر از شورا خارج بشن و هم بقيه فرصت بيشتر براي ارتباط مفيد با اونها داشته باشن.
خداي نكرده منظورم از اين حرف منت گذاشتن نيست، به قول بچه‌ها مسافرت بي مسئول نمي‌مونه، راي آوردن يكي مثل منم از سر اينه كه بقيه آشكارا براي مسئوليت مسافرت و برگزاريش ابراز علاقه نكردن، اما بازم من فكر مي‌كنم با راي آوردن من يا آقاي سعيدي اتفاق جديد بزرگي براي مسافرت نمي‌افته، چون بازم افراد ثابت خواهند بود، مثلاً در گروه پيشنهادي من هنوز مسئوليت‌هاي اصلي ثابته، گناهش گردن منه كه همه رو خوب نشناختم تا آدم انتخاب كنم اما اگر بهتر نگاه كنيم انصافاً دوره جديديا (بازم عبارت بهتري به ذهنم نرسيد) آدم شاخصي رو علم نكردن.
يك جمله دوستانه براي دوره 10 به بعد، براي انجام كارهاي حتي بزرگتر از اين احتياج خاصي به تجربه زياد نيست، فقط يك عدد سر مي‌خواد كه دستمال بهش ببندي، حتي اگر درد نمي‌كنه، جلو بياين تجربه افرادي مثل آقا محسن (كه شايد اصلاً نشناسيدش) خودش مياد دنبالتون. البته نمي‌دونم چقدر بايد خوش بين باشم كه جوون‌هاي فارغ‌التحصيل هم اين مطلب رو بخونن (ببخشيد اگر به خودم نمي‌گم جوون) اما آقاي سعيدي و افرادي مثل ايشون تا يك مدت محدودي مي‌تونيم دنبال كارهاي جهادي باشن، شما اگر جهادي رو دوست دارين بسم الله، اصلاً من ميگم بيايد به قول معروف خر جهادي رو بكشيد براي آيندتون قصاب شيد. يا اگر دوست ندارين با ما جهادي بريد اشكالي نداره، بگيد ما مثل مهمون ميايم و مي‌ريم يا اصلاً نمي‌يام. اما خوشحال مي‌شيم كه مسافرت برگزار بشه. سال 84 (بازم فكر مي‌كنم) كه دوره 9 مسافرت مجزا داشتن به شخصه خيلي خوشحال شدم، چون پيش خودم فكر كردم (تو دلتون نگين مصطفي گازريم مگه فكر ميكنه، بعضي وقتها يه اتفاقاتي توسرم مي‌افته كه احتمالاً بايد اسمش رو فكر كردن گذاشت!) افراد شجاع ديگري هم هستند كه مي‌تونن حتي به تنهايي و بدون پشتوانه نام مفيد سفر جهادي راه بندازن، اما نمي‌دونم چي شد از سال بعد خبري نشد.
به هر حال من براي همين امسال كه يكم هم دير شده به نوبه خودم از همه دعوت به هم‌ياري مي‌كنم تا كمك كنن، مثلاً براي پيشنهاد كيس كاري يا برنامه‌هاي جزئيه فرهنگي و اردوگاهي. احتياجي نيست دقيقاً مسئول مسافرت معلوم باشه، برنامه خوب، خوبه، هر كس كه مي‌خواد مسئول مسافرت باشه، اجراش مي‌كنه. بنابراين پيشنهاد مي‌كنم از الان هرچقدر كه به كليات جهادي فكر مي‌كنيد، به جزئيات برنامه امسال هم فكر كنيد و پيشنهاد بدين، براي بحث روي مسايل كلي از ابتداي اردوي امسال تا پايان شهريور سال آينده زمان دست نخورده داريم اما روزشمار مسافرت امسال ديگه داره معكوس مي‌شماره، قبل از اينكه ساعت شمار بشه طرح‌هاتون رو بدين.
خيلي بلند شد، معذرت مي‌خوام. آقا محسن به يه آدم وبلاگ نويسي نديده اجازه عرض اندام داده، بلد نيست حرفهاشو تنظيم كنه سر همه رو درد آورد.
يه پيشنهاد ديگه اينكه از اين به بعد هركس مطلب اضافه كرد با ميل به گروپ اطلاع بده يا اگر ميشه اقا محسن براي وبلاگ زحمت يك RSS رو بكشه (اشتباه كه ننوشتم، من فقط استفاده كردن ازش رو يخورده بلدم) ممنون
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:51  توسط مصطفی گازری (7)  |