سلام.
اخطار-> این یک طرح اولیه است. نیاز به بازنویسی و ساختاردهی مجدد نیز دارد. ولی فعلا ازما بپذیرید!!
- مجموعه ای که خواهید خواند٬ پیشنهادهایی است برای مسئولین مسافرتهای آینده. با تکیه بر زحمات و تلاش های قبلی و با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و مشکلات پیش آمده. این طرح با نقد ساختار پیشنهادی فعلی (مندرج در اساسنامه) آغاز می شود. بدیهی است که اگر آن ساختار نبود٬ امکان این نقد نیز وجود نداشت. پس این نقد نفی آن نیست. شک در آن است برای پیشنهاد کردن ساختاری که- از نظر نگارنده- کمی بهتر از قبلی است.
- ساختار فعلی که در اساسنامه تعریف شده است٬ مسئول را ملزم به داشتن حداقل چهارمعاونت اجرایی٬ معاونت داخلی٬ معاونت مالی و معاونت مستند سازی کرده است. هرچند باید پذیرفت که دغدغه طراحان اساسنامه نیز مبنی بر این که «اگر مسئولی چند نفر معاون مشخص داشته باشد، احتمال این که همه با هم مسافرت را رها کنند و کار روی زمین بماند بسیار کم می شود» معقول و منطقی است. اما شاید بهتر بود اساسنامه تنها مسئول را به داشتن 4 نفر معاون ملزم می کرد و دست مسئول بازتر می بود و یا تدوین ساختار را در یک آیین نامه جانبی تعبیه می کرد که منعطف تر باشد و برای تغییرات جزئی نیاز به تشکیل مجمع و رای گیری مجدد نبود.
- اشکال اول در نبود شرح وظایف است. در عین حال، اسامی این چهار معاونت هم طوری نیست که الهام بخش موضوعات تحت پوشش هر یک -بدون همپوشانی- باشد.
- اشکال دوم در هم لایه نبودن این چهار معاونت است. مثال می زنم. یک جور تقسیم بندی کلی اولیه داریم مبنی بر داخلی و خارجی. بر این اساس داخل اردو و خارج اردو مبنای تقسیم بندی است. در داخل یک سری کارها داریم که تدارکات است و فرهنگی است و ساماندهی و نظم به داخل اردوگاه است. و یک سری کارهای خارجی داریم که تعریف پروژه است و هماهنگی با منطقه و مسئولین است و تدارکات مربوط به کارها. یا تقسیم بندی بر مبنای زمان. فرض بفرمایید یک سری کارها قبل از اردو داریم و یک سری کارها حین اردو و یک سری کارها بعد از اردو. این ها هم می تواند هر کدام مبنای تقسیم بندی و تعریف معاونت ها باشد. ولی از هر کدام که پیروی می کنیم در هر لایه و سطحی از سازماندهی که هستیم، باید تناسب میان معاونت های هم ارز را رعایت کنیم تا از بروز پیچیدگی و سردرگمی خودداری شود.
- تدوین شرح جزء به جزء وظایف در شرایطی مانند شرایط ما، کار جالبی -یا حداقل لازمی- نیست. شرح وظایف و روال ها و دستورالعمل ها کارها را استاندارد می کنند و اعمال سلیقه را محدود. این برای یک ارگان خوب است ولی برای کار ما -که خلاقیت در آن عنصری اصلی است- و رسمیت کار چندان بالا نیست خیلی مطلوبیت -یا حداقل لزوم- ندارد. اما یادمان نرود هنگامی که شرح وظایف نداریم، تقسیم کار و تعیین معاونت ها -حداقل- باید الهام بخش باشد و تفکیک خوبی میان وظایف دو معاونت از هم، با همان تقسیم بندی و عنوان بندی مناسب، ایجاد کند.
- بنا بر آن چه گفته شد، معاونت داخلی را با معاونت اجرایی هم ارز نمی بینم. و ساختار مزبور دچار مقداری سردرگمی است.
***
در همین جا بازگشتی می کنم به نشست اتاق فکر در پنجشنبه ۲۴ آبان ۸۶ که با حضور مسئولین مسافرت سال های مختلف برگزار شد. چند مطلب فراگیر در میان صبحت های بسیار جالب دوستان وجود داشت.
- یکی از مشکلاتی که همه با آن دست به گریبان بوده اند، عدم اطلاع یافتن دقیق از تعداد و خود کسانی است که تشریف می آورند. هیچ برآوردی به دست مسئول مسافرت نیست که بداند با کی طرف است و چه کار می تواند بکند. متقابلا ارزیابی هم نمی تواند به مسئولین منطقه بدهد که کار تخصصی را بتوانند تمهید کنند.
- یکی از مسایلی که همه بر آن صحه گذاشته اند، هماهنگی مسئولین منطقه بوده است. هرجایی مسئولین هماهنگ و خوب بوده اند، مسافرت خوبی برگزار شده است و هرجا که مسئولین پای کار نبوده اند، کار چندان جالب نشده است.
- یکی دیگر از مشکلات، تهیه وسیله سفر بوده است. که با فرض دانستن تعداد شرکت کننده، باز هم کار مشکلی است چه رسد به آن که برآوردی هم از تعداد شرکت کننده نداشته باشیم.
***
در سفر جهادی باید ببینیم با چه کسانی و چه پدیده هایی روبرو هستیم.
تعریف:
ما در جلسه اول اتاق فکر -پیش خودمان- به یک تعریف عملیاتی از جهادی رسیدیم که ضمن اجتناب از بحث های دامنه دار فلسفی پیرامون هدف و ماموریت و ....٬ از کلی گویی هایی که به واسطه گنجاندن همه ی نظرات در آن٬ در نهایت هیچ چارچوبی برای مساله تعریف نمی کرد٬ نیز بپرهیزیم. حاصل این تعریف شد:
جهادی٬ سفری است چند روزه به یکی از مناطق محروم و در قالب اردو٬ جهت انجام کارهای مفید برای مردم آن منطقه
بر اساس همین تعریف عملیاتی٬ می توان مطالب بسیاری را دسته بندی و استخراج کرد
- سفر و مشکلات و مسایلش
- اردو و مشکلات و مسایلش
- کار و مشکلات و مسایلش
- منطقه محروم و مشکلات و مسایلش
شناسایی پدیده ها
در این میان٬ باید پدیده هایی که در طول یک سفر با آن روبرو هستیم شناسایی و احصا کنیم و برای برخورد با هر یک از آن پدیده ها٬ راه حلی داشته باشیم که در نهایت منجر به یک سری کارها (Task) ها خواهند شد. این کارها را حتی الامکان با موضوع بندی تفکیک می کنیم و با آن ها که به هم نزدیک اند٬ یک معاونت تشکیل می دهیم که نامش هم الهام بخش آن کارها باشد.
این رویکرد یک رویکرد عملیاتی برای تقسیم کار و تعریف معاونت است.
این رویکرد ما را از تقسیم بندی های انتزاعی و غیرهمسطح و ناهمگون دور نگاه می دارد.
این رویکرد دارای حداقل ابهام در تقسیم کارها و وظایف است و هنگام مواجهه با پدیده جدید٬ این که حل آن بر عهده چه کسی است را نیز شفاف می کند.
۱. برگزاری یک سفر
۱-الف) مساله هم سفران.
یعنی کسانی که باید در سفر شرکت کنند.
سوال:
اگر مسئول مسافرت از چند ماه قبل بداند چه کسانی را به سفر باید ببرد٬ چه اتفاقی خواهد افتاد؟
جواب:
می تواند برنامه ریزی کند. مهمترین بُعد برنامه ریزی پیش از سفر٬ داشتن این آمار است.
می تواند برود با خیال راحت بلیط اش را بخرد. برنامه ی تدارکات اش را منظم کند. می دانید یعنی چی؟
می تواند به مسئولین منطقه آمار بدهد که چه تخصص هایی به منطقه وارد خواهد شد.
می تواند برای کارهای تخصصی برنامه ریزی کند.
مثلا می تواند نسبت به برگزاری دوره ی فشرده کنکور برای بچه های منطقه اقدام کند.
می تواند تصمیم بگیرد که چه زمانی برای برگزاری اردو مناسب تر است.
می تواند قبل از سفر مجله ای را برای آمادگی شرکت کنندگان آماده کند و در ایستگاه راه آهن توزیع کند.
در آن مجله -برای هر کسی- معرفی نامه ای باشد و بتواند همه را با هم آشنا کند.
می تواند برنامه ریزی کند برای برنامه های شبانه٬ از بزرگترها بخواهد در زمینه های تخصصی برنامه یا کلاس یا سخنرانی بگذارند. این را هم از قبل اعلام کند.
می تواند....
پیشنهاد: وقتی یک مساله ای این همه مهم است٬ من اگر جای مسئول مسافرت بودم٬ پیش از هر چیز یک معاونت منابع انسانی برای خودم می گذاشتم. این معاونت کارش این باشد که هر طور هست لیست مسافرت را ببندد. لیست که بسته شد٬ ۱۰ عدد بلیط هم اضافه بگیرد. آن هم برای بزرگتر ها و پیرمردها یا شرایط خاص که بتوانند به مسافرت ملحق شوند.
۱-ب) مساله خانم ها و متاهلین
۱-ج) مساله وسیله حمل و نقل
۱-د) مساله محل استقرار
۱-ه) مساله تغذیه٬بهداشت و امکانات بهداشتی در سفر
۲.برگزاری یک اردو
۲-الف) نظم اردوگاهی
وجود نظم مشخص اردوگاهی در اردو. درعین وجود انعطاف برای کسانی که به دنبال استفاده از ظرفیت های خارج از نظم مذکور هستند (نظیر شب نشینی های شیرینی که در شبهای مسافرت جهادی میان دوستان انجام می گیرد در عین این که مزاحم خواب دیگران و مخل نظم اردو نباشد) باید تدبیری اندیشید که برنامه مشخص و منظم اردوگاهی اجرا شود. اعم از ساعات منظم خواب و بیداری، مراسمات مذهبی و آیینی، قرائت شبانه قرآن، نمازهای جماعت، ورزش صبحگاهی و نظم در رفت و آمد روزانه و نظم در رفت و آمد به سفر و ...
این مطلب نیز چندان مورد اهمیت است که نیاز به معاونتی مجزا دارد. شخصی که در این معاونت قرار خواهد گرفت الزاما باید دارای کاریزما بوده و شخصیت و فردیت وی مورد پذیرش اکثریت جمع باشد. حتی الامکان از بزرگترهای جمع باشد که بتواند نسبت به برقراری نظم متعهد و بُرنده باشد. خود نیز شخص منظم و پیگیری قلمداد شود.برای این که نگویید روی هوا حرف می زند، امیررهبر2، مجید تقوی3، کوروش کریمزادگان6،.... و بسیاری دیگر از دوستان که نیازی به ذکر اسامی مبارک همه شان نیست واجد این شرایط اند.
بدین ترتیب، نام معاونت داخلی شایسته ی این معاونت بوده و در عین حال کلیه مسایل داخل اردوگاه (اعم از تدارکات و فرهنگی و ...)، و کلیه افراد حاضر در اردوگاه زیر نظر این معاونت قرارداشته و فعالیت می کنند. حتی مسئول محترم مسافرت، در زمان هایی که در جایگاه مسئولیت ننشسته و به عنوان یک جهادگر عادی (شهروند عادی!) در کنار سایرین قرار دارد، از وی اطاعت خواهد نمود.
۳. کار
۳-الف) تعریف کار
با وجود همه ی سخنانی که در باب فضایل کار تخصصی گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم و گفته ایم، گریزی از تعریف یک کار (یا یک سری کار) عمومی که نیازمند هیچ تخصصی نبوده و حس بیل زنی دوستان را ارضا می کند تعریف شود. چه بهتر که این کار کاری عام المنفعه با منافع بلند مدت بوده و سود آن به مردم منطقه برسد. در منطقه ای که هیچ چیز وجود ندارد، احداث مسجد (به لحاظ کثرت کاربران) اولویت دارد به ساخت مدرسه و ساخت مدرسه اولویت دارد به ساخت کتابخانه و ساخت کتابخانه اولویت دارد به ساخت یک خانه برای یک خانواده. خشکه چینی اولویت دارد به نخل کاری در بیابان و نخل کاری در بیابان اولویت دارد به ساختن گاوداری برای مشت حسن!
در عین حال دو رویکرد را برای مسئول مسافرت لازم می دانم.
اول. دست دوستان را برای ابتکارات باز بگذارند و بگذارند دوستان با برنامه خود کارهایی که مناسب می دانند انجام دهند و کار را از کلیشه های مرسوم گسترش دهند. مثال کار تحقیقاتی و تک نگاری و ... از این دست هستند. تنگ نظری آفت بزرگی برای مسئول در این مقام محسوب می شود.
دوم. حتی الامکان خود وی برنامه های جانبی برای تخصص های خاص در نظر داشته باشد. نقشه برداری کاری است که چندسالی است انجام شده است و از این زمره تلقی می شود. می توان پروژه های دیگری را نیز در نظر داشت. دو مورد را که از علی شفیعی شنیده ام مثال می زنم. رنگ کردن یک مدرسه یا میز و نیمکت هایش. کاری است متناسب (که از خانم ها هم بر می آید.) در عین این که نه خرج زیادی در بر دارد و نه تخصص بالایی می خواهد و اثر مثبت و قابل رویتی هم خواهد داشت. مثال دیگر این بود که در طول یکی دو ماه قبل از سفر عده ای همت کنند و قطعات کامپیوتری مازاد را از خانه های دوستان جمع کنند. مهندس کامپیوتر هم نزد رفقا کم نداریم. به راحتی می توان چند مدرسه یا لااقل یک مدرسه را با ان تجهیزات مجهز کرد. هرچند رایانه ها قدیمی و کند باشند ولی برای آن منطقه مناسب اند. مورد دیگر را هم مشترکا مسیح تهرانی و شفیعی گفته اند، کتاب و کتاب کنکور است. همه ما کلی کتاب کنکور بلااستفاده داریم که اگر کسی همت کند و جمعشان کند شاید برای یک شهرستان کافی باشد! و نیز به قول مسیح هر کسی هر قدر هم اهل جهادی و این حرف ها نباشد، بالاخره 2 تا کتاب که دارد بدهد به منطقه. خودش می شود یک کتابخانه! فقط یک عده پای کار می خواهد که در هفته چند ساعت مختصر وقت بگذارند. می شود در قالب پروژه این ایده ها را تعریف کرد و سپرد به دست گروهی که پای کار باشند. کار کوچکی هم نیست.
هزینه های مالی طرح ها نیز یا باید توسط خود ما تامین شود یا خیرین دیگر یا نهادها و سازمان های دولتی. طی چند سال گذشته همه ی این موارد تجربه شده است و معایب و مزایای هر یک تقریبا معلوم است. اما نقطه مشترک همه٬ این است که به هر حال وجود گزارش پایانی و ارائه و ارسال آن به همه ی جاهایی که با آن ها مذاکره و صحبت شده است (ولو این که به آن منطقه هم نرفته ایم) لازم و موثر است و برای موقعیت های آینده٬ مشروعیت و مقبولیت و پشتوانه اجتماعی ایجاد می کند.
نکته دیگری که در این بخش قابل ذکر است و در سخنان مسئولین محترم سالهای قبل نیز مشاهده شده است٬ بحث پراهمیت پیش مسافرت هاست. قدرتمند بودن این پیش مسافرت ها می تواند به اندازه کل مسافرت مهم باشد و ضمن تهیه مقدمات کار جای پای محکمی برای قدم های بعدی ایجاد کرده و نقش مهمی در کاهش عدم هماهنگی ها ایفا کند. مسئول مسافرت باید به اهمیت این پیش مسافرت واقف باشد و با یک تیم قدرتمند به این سفر برود و کار را به نحو مطلوب در منطقه ببندد و از محل اسکان بازدید کند و از کلیه مسایلی که می تواند به نحوی مشکل ساز باشد٬ اطمینان حاصل کند.
۴.منطقه
۴-الف) مسئولین منطقه و هماهنگی با آن ها
یکی از نکاتی که توسط مسئولین اردوها برجسته شده است٬ مسئولین منطقه هستند. هر جایی که مسئولین مربوطه هماهنگ بوده و از روحیه دوستان و مسافرت جهادی شناخت داشته و علاقه مند و همسو بوده اند مشکلات بسیار کمتری داشته ایم تا مناطقی که خود اهالی و مسئولین آن پای کار نبوده اند و حتی در برخی موارد این اردو را تحمیلی به منطقه میدانستند!
۴-ب) انتخاب منطقه
این مساله نیز ضمن این که تحت تاثیر مساله مسئولین (بند الف) است در عین حال به صورت مجزا نیز باید مد نظر قرار گیرد. از حیث آب و هوا٬ وسیله ی حمل و نقل٬ دسترسی به امکانات اضطراری نظیر اورژانس و بیمارستان و ...٬ دسترسی به بازدیدهای علمی و تفریحی و صنعتی٬ سطح محرومیت عمومی منطقه٬ امکانات اردوگاهی٬ و مواردی از این دست مورد توجه قرار گیرد.
۴-ج) ارتباط صحیح با مردم منطقه
اول این که ارتباط یک چیز خوب و مفید و لازم و بدیهی است.
دوم این که باید معلوم باشد که قرار نیست روی کسی تاثیر بگذاریم. هرچند کسی از ما تاثیر بگیرد. این به ما مربوط نیست. این را از این جهت می گویم که -خدای ناکرده- احساس پیغمبری به کسی دست ندهد.
سوم این که ما مهمان مردم منطقه هستیم و جسارت و بی ادبی و گستاخی و زبان درازی....تعطیل!
چهارم این که ما از کسی طلبکار نیستیم. از کسی توقع نداریم. کسی وظیفه ندارد چون ما از بالای شهر تهران آمده ایم ان جا٬ قیافه گرفتن و کلاس گذاشتن و اخ و پیف ما را تحمل کند. این ها که سهل است٬ هیچ کس مجبور نیست زهد فروشی ما را هم تحمل کند...
پنجم این که حضور در بین مردم باید چارچوب داشته باشد. وگر نه نظم اردوگاهی به هم می ریزد و مشکل ساز می شود. در عین این که سیاست باید بر در میان مردم بودن استوار باشد. لذا حضور در میان مردم با برنامه مشخص.
۴-د)حضور و فعالیت فرهنگی
این مساله باید با دقت بسیار همراه باشد. از ناشی گری و کارهای بی فایده و کلیشه ای٬ به جد باید پرهیز شود چرا که بی برنامه عمل کردن در این زمینه می تواند بسیار خطرناک باشد.
گفته اند که برنامه ریزی نامناسب برای کسب موفقیت٬ در حقیقت برنامه ریزی دقیقی برای کسب شکست است!
وجود حداقل یک شخص روحانی در جمعی که بناست کار فرهنگی انجام دهد٬ با هماهنگی فعالین محلی می تواند بسیار اثر بخش باشد.
در یک محل متمرکز شدن نتایج بسیار بهتری نسبت به تغییر محلات دارد. روحانی که در مسجد کم رونقی ده شبانه روز نماز جماعت برپا کند (که قاعدتا روز اول خلوت است و روزآخر شلوغ!) و روی یک محل متمرکز شود نتایج بهتری خواهد گرفت. وجود منصب روحانیت در جمع٬ هم اعتبار نزد اهالی منطقه است و هم مسئولین منطقه و دیگر مخاطبان جهادی و گزارشات را به رعایت شدن چارچوب ها و موارد حداقلی شرعی و اخلاقی -در اردو و در جمع دوستان- مطمئن می سازد.
پیشنهادات اجرایی برای ساختار معاونت ها
با توجه به آن چه تا کنون گفته شد٬ یک ساختار شلوغ را می خواهم پیشنهاد کنم.
ممکن است پس از خواندن این پیشنهاد با خود بگویید که درگیر شدن حداقل ۱۰ نفر در کار مسافرت کار مشکلی است و هماهنگی این ها خودش یک مساله است.
این حرف درستی است. هماهنگ کردن ۱۰ نفر کاری به مراتب مشکل تر از هماهنگ کردن ۴ نفر است.
اما آن چهار نفر برای انجام این همه کار٬ پاره می شوند و آخرش احتمالا نه خودشان راضی خواهند بود و نه سایرین.
درحالی که امید می رود وقتی کار بین ۱۰ نفر و بیشتر تقسیم بشود٬ هیچ کدام پاره نمی شوند و احتمالا کیفیت کار هم بالا تر خواهد بود و هم خودشان راضی تر خواهند بود و هم سایرین.
در عین این که می پذیریم که هماهنگی این تعداد از معاونت ها وقت بیشتری را نسبت به ۳-۴ نفر خواهد گرفت ولی فراموش نکنیم که در مجموع وقت و انرژی کمتر و سودآورتری از همه دست اندرکاران گرفته می شود.
و نیز فراموش نکنیم که درگیر شدن تعداد بیشتری از بچه ها٬ ضمن افزایش تجربه ایشان و بروز قابلیت های ایشان٬ با توجه به شبکه اجتماعی که هر یک از این معاونت ها حول خود دارند٬ بلاشک بر رونق مسافرت خواهد افزود.
توصیه ی اکید من به مسئول مسافرت این است که برای تقویت شبکه اجتماعی در کل مسافرت٬ از هر گونه انحصارگرایی٬ اعم از دوره ای و سنی و ایدئولوژیک و شخصیتی و تخصصی ( رشته تحصیلی).. بپرهیزد. تنوع سنی شخصیتی٬ دوره ای و ایدئولوژیک و گرایشات تخصصی در تیم اجرایی مسافرت٬ مزیتی کلیدی است که می تواند ضامن بقای مسافرت و افزایش کیفیت آن باشد.
در آخر اضافه می کنم٬ که این ساختار را اگر شخصا مسئول می شدم به کار می گرفتم. عجالتا مسئول نیستم ولی به نظرم درست آمد و پیشنهادش می کنم.
و اما ساختار پیشنهادی
| ردیف |
گروه فعالیت های مورد نظر |
نام پیشنهادی برای معاونت |
| ۱ |
نظم درون اردوگاهی |
داخلی |
| ۲ |
تدارکات: بهداشت و مسکن و تغذیه |
تدارکات/لجستیک/پشتیبانی |
| ۳ |
هدایا و مشارکت های مردمی |
مشارکت/ هدایا/کمکهای مردمی |
| ۴ |
تعریف پروژه+هماهنگی با منطقه |
عمرانی/اجرایی/تعریف پروژه |
| ۵ |
منابع انسانی |
منابع انسانی |
| ۶ |
ساماندهی اوقات فراغت در اردوگاه |
فرهنگی/غنی سازی/ اوقات فراغت |
| ۷ |
ارتباط با مردم منطقه- کار فرهنگی |
فرهنگی (حضور روحانی/متخصص) |
| ۸ |
مستندسازی (Active/Passive) |
مستند سازی |
| ۹ |
مسئول مسافرت |
مسئول مسافرت |
| ۱۰ |
مالی |
مالی |

توضیح۱: معاونت هایی که ستاره* دار هستند٬ توصیه اکید دارم که افراد مجرب و کار کرده ای باشند. به هیچ وجه از افراد کم تجربه و یا افرادی با سعه ی صدر کم نباید در این موقعیت ها استفاده کرد.
توضیح۲: شهرداری ها چنان چه از رنگ آن مشخص است٬ غیردولتی بوده و به صورت مردمی اداره می شود!! به جهت هماهنگی٬ با معاونت داخلی (وزارت کشور!) هماهنگی لازم به عمل می آید!
سخن در این باب بسیار است.
می بخشید اگر پراکنده و بی سر و سامان است. فرصت کم بود و سخن بسیار و ذهن آشفته و دست خسته!
یا علی.