تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

 

سلام

من که فردا صبح ایشالا راهی بم و نهایتا ریگان هستم.

اگه اومدید و دیدیمتون که خوشحال می شیم.

به هر حال پیشاپیش نوروزتون مبارک باشه و حلالمون کنید.

یادآوری هم بکنم حرکت ۵ بعدازظهر جمعه ۲۴ اسفند است و

در نهایت

کسی جا نمونه!

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:42  توسط محمد هادی ملک (8)  | 

سلام.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد        عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

جهادی شانسی است برای تجربه آنچه در مواقع عادی انجامش سخت است؛
و این از فواید هجرت است.

جهادی یه نوع زندگی دیگره،
نه فقط یک کار خارج از زندگی عادی.

بیاییم در جهادی خوب زیستن را تجربه کنیم.
----------------------------------------------------

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ
هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن‏، در حالى كه مؤمن است‏،

 

فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً
او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم‏؛

 

وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»
و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.

(النحل آيه 97)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:51  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

ياهو
سلام،
نه نگاهم انتقادي است ، نه پيشنهادي ، نه هر چيز ديگري.
فقط برام جالبه  +.


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:59  توسط محمدعلی رحیم زاده (10)  | 

سلام.

یه بار دیگه داره پا میده که بریم جهادی.

یه بار دیگه می تونیم نیت کنیم
و همت.

یه بار دیگه می تونیم کارگاه محاسبۀ نفس رو پاس کنیم.

یه بار دیگه می تونیم ۵ وعده نماز جماعت و ۳ وعده نماز اول وقت فضیلت بخونیم.

یه بار دیگه می تونیم بجز از راه زبون گناه نکنیم.

یه بار دیگه می تونیم اصلاً گناه نکنیم.

هجرت فرصت خوبیه، اگه مرد جهاد نفس باشیم.

یا حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 12:37  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

 

با سلام

 

پیشنهاد می کنید چه فیلم هایی رو همه با هم در جهادی ببنیم؟

               جهت نظر دادن مراجعه کنید به

                         http://jahadi_86.persianblog.ir    

بدرود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 18:10  توسط محمد هادی ملک (8) 

 

  با سلام

لیست اسامی قطعی شده مسافرت جهادی تا پایان وقت ثبت نام به شرح زیر است:

 

آقایان

دوره های 1 تا 5:

جواد ظفری - مجید عابدینی - مسعود مسیح تهرانی

 

دوره 6:

؟؟؟

 

دوره 7:

محمد ابطحی – پیمان تسنیمی – محمد رهبرنیا – علی شمس – محمدعلی شمس خو – مصطفی گازری – حامد میرخانی

 

دوره 8:

امیرحسین امزاجردیان – محمد پسیان – علی تقی زاده – مهدی عسکری – حسین لطفی – علی مهدوی – محمدهادی ملک – سیدحسین موسوی

 

دوره 9:

؟؟؟

 

دوره 10 :

حامد اسدی – تبریزیان – پارسا حقیقت – سجاد خانی - محمدعلی رحیم زاده – صدیقی – عسکری داریان – امیرحسین عطارزاده – علی غلامی – مروتی – محمد مقیمی

 

دوره 11 :

محمدابراهیم اربابیان – جدیدی – امیر سرخوش – مصطفی رمضانی – مشعوف – هادی یقینی

 

دوره 12 :

حمیدرضا آتش هوش - مهدی امیدیان – حاجی میرصادقی - رزاقی – سپهر رمضانی – مهدی زارعی – علی عابدین زاده – قدیمی – مهیار مقیمی – میری – نجاریان

 

لازم به ذکر است علی رغم اعلام آمادگی افراد لیست زیر برای حضور در مسافرت جهادی به دلیل عدم پرداخت هزینه مسافرت ثبت نام آنها قطعی نیست و لازم است هر چه سریع تر و حداکثر تا  پنجشنبه    16/12/86 ( روز آخر هفته شهدا )  ثبت نام خود را قطعی نمایند.

 

آقایان

دوره های 1 تا 8 :

علیرضا اخلاقی – میثم محمدی – مجید دانشور – نوید نمازی – امین شاهزمانیان – علی کروریان – مهدی موحدنیا

دوره 9 :

علی شفیعی – محمد میرعارفین – بحیرایی - محمد ترکابادی – متین شاهزمانیان – خزعلی – عابد -  محسن زاده محمدی – میثم محمدخانی – نوید زردکف

دوره های 10 تا 12 :

علی قباحی – مرتضی طاهری نژاد – سیدرضا رضایی – رحیمی – شالباف – امینیان – ابراهیمی – صابر – میرزاپور – مهدی عباس زاده – وحید اصغری – عبدالهی – بزرگ زاده – داوطلب

 

در پناه حق

 

محمدهادی ملک 09125701874

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:53  توسط محمد هادی ملک (8) 

چه خوب است که یک چنین طرحی راه بیندازیم.

کله گنده هایی که می آیند را طی لیستی اعلام کنیم.
کله گنده هایی که نمی آیند را هم.

چیز خوبی می تواند باشد.

مثلا دانستن این که محمد جواد ظفری می آید برای خیلی ها دلگرم کننده است.
یا -احتمالا۱- مجدآرا٬
یا مجید تقوی٬
یا مسیح تهرانی٬
یا ...

 

یا دانستن این که موسوی ۴ نمی آید٬ می تواند کلی انگیزاننده باشد!
(به پیر به پیغمبر این جمله مزاح است!)

***

پ.ن۱: این احتمالا که برای مجدآرا آورده ام٬ این است که هنوز آمدنش قطعی نشده است.
آمدنش احتمالی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 7:16  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

دیروز در هیئت صحبت شد با چند تن ز دوستان.
شایعه شده است که امسال بنده متاهلی شرکت خواهم کرد.
اول که گمان نمی کنم این اتفاق بیفتد.

دیم که مطالبی هست که به عرض می رسد.

**

به گمان بنده در موقعیت فعلی٬ موقعیت اردوی متاهلی وجود ندارد.

قاعدتا متاهل باید با همسرش به اردو بیاید.

همسرش هم در اردوگاه جداگانه ای و در جمع دیگری به سر خواهد برد.
و در محیط کار نیز کارهایشان جداگانه تعریف و اجرا می شود.

پس٬
خانم ها از همسرانشان جدا خواهند بود و در جمعی دیگر خواهند بود.

میان این جمع باید شناختی وجود داشته باشد.
باید بسترهای رابطه ای از قبل شکل گرفته باشد.

دقت کنید که:
ما به مان خوش می گذرد٬ چون رفاقت هایی بین ما وجود دارد.
هر کسی سهم خودش را در جمع دارد.
جایگاهش را پیدا کرده است.

فراموش نکنیم که همه ی آدم ها٬
آدم های فعال و اکتیو در روابطشان نیستند.
لزوما نمی توانند خوب ارتباط برقرار کنند.

جمع خانم ها٬
اسکان جداگانه و کار جداگانه از آقایان دارند.

و در این جمع ِجدا٬ باید روابط خوبی -از قبل- حکمفرما باشد.

شما خودت را بگذار جای همسرت.
عید را اگر جهادی نروید می روید یک مسافرتی -چیزی- که لااقل با همسرت هستی.
حتی اگر در توری باشید که هیچ کس را نمی شناسی٬ اقلا همسرت هست.
عید را با همسرت می گذرانی.
سخت بگذرد یا خوش بگذرد.

اگر بروی جهادی٬ تنها در میان جمعی خواهی بود که نمی دانی اصلا چیست.
چه کسانی هستند.
چه اخلاقی دارند و چه خواهد شد.

همسرت را هم٬ همراه نداری.

***

فرض کنید کسی در این شرایط با همسرش آمده جهادی.

تحت این شرایط٬ باید به مقدار زیادی وقت را به ایشان اختصاص بدهد.
در نتیجه٬
عملا نه جهادی متاهلی رفته است٬
نه جهادی مجردی.

دیگر در جمع نمی تواند باشد و نمی تواند موثر باشد.
در عین حال در فاز متاهلی هم چندان کار جالبی از دستش نمی آید.

تجربه هم نشان می دهد که چنین شرایطی باعث منزجر شدن شخص ثالث (همسر) می شود.
و فردا اگر جهادی متاهلی درست و حسابی هم جور بشود٬
میلی به شرکت در آن نباشد.

لذا -شخصا- ترجیح می دهم٬
این کوپن را نگه دارم برای زمانی که واقعا به خرج کردن اش بیرزد.

***

پ.ن: حساب کسی مثل مصطفی عقابی سواست. هم مسئول مسافرت بود و ناچار از حضور٬
و هم این که همسر محترمشان٬ همراه با دوستان و آشنایانشان بودند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 11:58  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

آقای علی شفیعی مسئولیت ثبت نام دوره خود را نپذیرفتند و آقای بحیرایی را معرفی کردند.

دوستان دوره ی ۹ جهت ثبت نام با ایشان تماس حاصل کنند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:12  توسط امیرحسین عطارزاده (10)  | 

سلام.

آقا این مطلب بسیار برایم جالب بود:

همه ما آن را میدانیم , فقط محض یاد آوری است .

هر سازمانی برای دوام خود باید بتواند نسل جدید,
دوره های تازه تر را ” مسئول”  تربیت کند.
یعنی آنها در یک سازمان  احساس ” تعلق ” داشته باشند.

اردوی جهادی نیز اینگونه است.

اگر در یک اردو ۵ نفر احساس کنند که اردو ” می برند ” و ۱۰۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ”
آن اردو  و  آن سازمان دوامی نخواهد داشت؛
حتی اگر آن ۵ نفر ۱۰ سال دیگر تلاش برای برگذاری اردو نمایند.

اگر در اردویی یا سازمانی
۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می برند ” و ۵۰ نفر احساس کنند اردو ” می روند ”
جای بسیار امیدواری است.

هر چند همیشه باید تلاش کرد به تقطه ایده ال نزدیک شویم.
یعنی همه آن ۱۰۰ نفر هر یک در جای خود, در مسئولیت خود، در توان خود،
احساس کند که می تواند اردو ” ببرد” .

این یعنی یک موفقیت بزرگ در سازمان.

یا حسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 22:20  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

خدا عمر پربرکت حاج اقا مجتبی تهرانی را طولانی کند.

امسال محرم را به موضوع حق اختصاص داده بودند.
ما هم یک شب بیشتر نصیبمان نشد که استفاده کنیم.
اما بخت با ما یار شد و آن شب٬ شب عاشورا بود
و خودشان فرمودند
که صحبت امشب٬ جمع بندی ای از فرمایشات این دهه شان خواهد بود.

محور بحث آن شب٬ همین حدیثی است که بر مصدر این متن نشسته است.

درخواست کمک کردن برای برپایی حق٬ هم دیانت است و هم امانت.

حضرت حسین در تمام طول مسیر٬ به هر کسی که رسید٬ 
از او برای اقامه حق٬
برای یاری کردن آن حضرت در اقامه حق٬
و بیعت کردن با آن حضرت دعوت کرد.

طلب یاری کرد.

روز عاشورایش را هم که همه بلدیم آن ندای جانسوز را. 
هل من ناصر ینصرنی را کسی هست که نشنیده باشد؟

طلب یاری کردن از دیگران٬ برای اقامه حق نه تنها خفت نیست٬ عزت است.

واجب است.
کسی نکند٬ کارش اشتباه است.
کارش لنگ است. درست نیست.

حاج آقا با تاکید می فرمودند که تک روی نداریم.

نگو٬ من از خدا می خواهم.
مساله شخصی که نیست.
باید بروی از مردم بخواهی که بیایند کمک.

«زهیر بن قین» را مگر نشنیده ای ماجرایش را.
سر ناهار بود که پیک حضرت آمد.
او هم شوک زده شد و لقمه در دهانش ماند.
بعد هم رو به زنش گفت:
« من از مکه تا این جا از مسیرهای غیرمتعارف نرفتم٬ 
مگر به این دلیل که با حسین -علیه السلام- روبرو نشوم.»

خلاصه زنش به‌ش تشر زد که
خجالت بکش! بلند شو برو ببین پسر پیغمبر چه می گوید!

یا آن بدبخت 
-که خدا کمک کند ما مثل او امتحان پس ندهیم-
عبیدالله بن حر جعفی.
خود حضرت رفت پیش اش.
گفت: بیا
و او هم گفت: من یک اسب خوب دارم و یک شمشیر خوب. بفرمایید ببرید! من جایم خوب است!
حضرت هم گفت نگه دار لازمت می شود!

***

با دوست عزیزی راجع به کار مسافرت جهادی صحبت می کردیم.
گفتم:
برو پیش فلانی! 
بالاخره چند سالی است که روی این زمینه کار کرده است.
لینک دارد. آدم می شناسد و تجربه دارد.
گرفتار هم هست.
آدم گرفتار٬ همین جوری خودش را گرفتار نمی کند.
باید ازش خواست. طلب کرد.
شما هم برو ازش طلب کن و کمک بخواه.

گفت:
ما از خدا کمک می خواهیم.

گفتم:
مثل این که ایمان شما از حضرت حسین قوی تر است؛ اخوی!
چون ایشان به خدا اکتفا نکرد!
-و تا آن جا که ما می دانیم-
از خیلی ها طلب کمک و یاری به راهش را کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:0  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام

فردا آخرین مهلت ثبت نام است.

لطفا در هیئت فارغ التحصیلان جهت ثبت نام و قطعی کردن آن با پرداخت هزینه سفر(۵۰۰۰۰ تومان) اقدام کنید.

پ.ن. :

چون زمان برگزاری هیئت نزدیک بودَ زمان ثبت نام تا جمعه تمدید شد.

با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:37  توسط امیرحسین عطارزاده (10)  | 

سلام.

به ما مأموریت دادند این پیام رو به گوشتون برسونیم:

اعلام نیاز گروه فرهنگی جهادی ۸۷:

انواع لوح های فشرده 
آموزشی: زبان، کامپیوتر (همون رایانه)، درسی، ورزشی و غیره
سخنرانی، مذهبی، قرآنی و غیره
(لطفاً از لوح های فشرده کپی داشته باشید)

انواع کتاب
دینی، آموزشی، داستانی، رمان، قصص انبیاء و امامان
برای هر گروه سنی

کامپیوتر (بابا رایانه) دست دوم

و هرچی به ذهنتون می رسه

اینها رو فردا (۵شنبه روز اربعین) بیارید مدرسه بدین به ما! باشه؟ دمتون گرم

(این آخری هاش تبلیغات خودم بود)

هماهنگیش رو هم با آقای رحیم زاده بفرمایید

یا حسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 16:57  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.
بالاخره داریم می ریم جهادی.

برای منی که دو ساله از جهادی خودمون دور بودم
همه حسی داره برام بیدار میشه.

خاطرات خوب، دوستان، اتفاقات بد، ضدحال ها.

از اولین ساعت جهادی فارغلی
که تو مینی بوس نشسته بودیم و مهدی حسینمردی(2) بهمون می گفت دوره 5ی سال صفری
تا اومدن رضا براتی(1) تو کوپه مون
تا برگۀ قوانینی که مجید تقوی(3) داد دستمون پرش کنیم.
اشعار درهم و برهم امیر جوادزاده(3) (خدا پدرش رو بیامرزه)
کار کنار علی اکبر(4)
پیش نمازی علی اکبر خودمون
درس خوندن های شبانه
شعرهای مخصوص امیر رهبر(2)
پینگ پونگ بازی کردن با حلیمی اصل و حنیف صمدی(4)
کیف انگلیسی دیدن با تلویزیون 14 اینچ پربرفک
فوتبال های ارگ جدید و ابراهیم خسرو تاج(3)
ظرف شستن کنار مجتبی موحدی مرام(3)
گرم گرفتن همراه احتیاط با رضا بهزادان(2)
تحلیل فیلم ماتریکس رضا عطایی(2)
تئاتر بنان و حاجی کریمی ما
کار کردن مجید عابدینی مون
آبیاری مهدی محمدی ما
هیئت شبانه با چاشنی گعده
شعرهای پشت وانت روح الله جلیلی(3)
خاطرات مفید امین موسوی(1)
ارتباط ناکام با داداشش (محمود (1)) که هیچ وقت گرم نشد
تراکتور سواری با حمید مصطفایی(2) و پوریان(3)
سال تحویل با انبوه توشۀ آجیل و شیرینی اشتراکی که از خونه آورده بودیم
بی سروصدایی علیرضا حیدری مون.
نمی دونم علیرضا سخی و حسین حکمیان ما هم بودن یا نه.

آنقدر یادم هست که 30تا بودیم و الان چندتاییشون یادم نیست.
ولی اردو بود آن سال.

جهادی

جهادی نقطۀ عطف بود و هست؛
اگر بخواهیم در جهادی جور دیگری غیر از خواست دلمان باشیم.

جهادی جهادی است هنوز
اگر مردانه باشیم.
یا حسین
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 2:35  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

یاهو
سلام،
گروه فرهنگی نیاز به نیرو (همه دوره ها) ، ترجیحا با تجربه در کارهای فرهنگی دارد.
عزیزانی که مایلند ، با بنده تماس بگیرند.
شماره بنده در سه پست پایینتر هست.
یاعلی
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:15  توسط محمدعلی رحیم زاده (10)  | 

سلام.

یه اتفاق جالب:

"با توجه به سفر مسئولین مسافرت جهادی به نیکشهر در هفته ی گذشته و ارائه ی گزارش آن در مجمع و با توجه به عدم امکان برگزاری مسافرت جهادی در نیکشهر، محل برگزاری مسافرت جهادی تغییر پیدا کرده و قرار است مسافرت جهادی در شهرستان خاتم استان یزد برگزار شود.

 مسئول ثبت نام؛ امین پاک نژاد" از وبلاگ جهادی مفید پایین

این اتفاق در کنار همۀ تحلیل های منفی که ممکنه داشته باشه یک نکتۀ مثبت هم داره:

"صداقت" و "انعطاف"

خدا خیرشون بده.

- - - - -
پ. ن.
آقا، یه وقت برداشت بد نکنید.
واقعاً منظورم این نبوده که مثلاً ما اینها رو نداریم. فقط یه تذکر و عبرت بود.

یا حسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:23  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  |