تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام.

6- وقت نهار:

یه نکته‌ای هست دربارۀ فاصلۀ بین رسیدن به اردوگاه تا پخش نهار:

یه فاصله‌ای باید باشه تا بچه‌ها لباس‌هاشون رو عوض کنند و احتمالاً نظافت کنند.
مشکل اینجاست که معمولاً سرویس‌ها کافی نیستند و شاید یک ساعتی وقت لازم باشه
تا مثلاً همه برن حموم.

ازطرفی گروه‌هایی که زودتر می‌رسن
یا کسایی که وقت نظافت کمتری نیاز دارن(!)
باید کلی معطل بشن تا نفر آخر از حموم دربیاد.
پس بعد چند دقیقه غذا پخش می‌شه تا بقیه ملحق شن.

بعضی روزها هم شلختگی تو برنامه‌ها هست که ممکنه غذا کم و زیاد باشه
و اگه حواس شهردار نباشه، ممکنه به نفرات آخر غذا نرسه.

پیشنهاد به بچه‌ها (نه مسئولین):
اگه می‌بینید از برنامۀ غذا عقب می‌افتید نظافت رو بذارید بعد نهار
یا اینکه غذاتون رو بگیرید بذارید یه گوشه‌ای
(البته مراقب گرسنگان دوست‌نما باشید).
این‌طوری لازم نیست سفره چند ساعت پهن باشه
یا شهردار نگران رسیدن و نرسیدن غذا باشه.

7- عصرگاهان:

7-1- خواب عصر موتور برنامه‌های شبانه است
و تو اردو از نون شب واجب‌تره.

7-2- بازدید از مناطق دیدنی اطراف هم برنامۀ مناسبیه
که شاید سه چهار باری تو اردو لازم باشه.

این اردو از این نظر خوب بود.
البته می‌شد نیمۀ اول هم یه بازدید گذاشت.

تذکر: رعایت سکوت و احترام به خوابیدن دیگران رو فراموش نکنیم.

7-3- اگه فرصت باشه، مسابقه ورزشی برای بچه‌ها برنامۀ خوبیه
که صد برابر برنامه‌های داخل سالن شبانه نشاط آوره.

7-4- چای عصر هم منگی خواب رو ازبین می‌بره و حتماً لازمه.

7-5- غروب‌های جهادی همیشه یه معنویت و دلتنگی باحالی داره.
قبلاً تو جهادی‌ها اذون دسته‌جمعی می‌گفتیم.
بعد نماز هم می‌شه روی دعا و یا سخنرانی کوتاه فکر کرد.

دیگه؟

8- شبانگاهان:

8-1- همیشه مدافع مطالعۀ شبانه بوده‌ام.
امسال هم روزهای اول خیلی حال کردم.

مطالعه زمان خوبیه که هرکسی غم خودش رو بخوره
و به واقعیت‌هایی که موقتاً ازشون خداحافظی کرده بهتر فکر کنه.
یه مزیتش اینه که کلی آدم اطرافش می‌بینه که می‌تونه ازشون کمک بگیره.
پس به دیگران به دید آدم‌های بیکار صرفاً گعده‌ای نگاه نمی‌کنه.
بعد هم که از اردو برگشت نمی‌گه رفتم از کار و زندگی موندم.
خیلی سال‌ها آدم تو جهادی بیشتر از خونه می‌تونه درس بخونه.

مطالعۀ مجله و کتاب‌های متفرقه هم فرصت خوبیه تا آدم با خیلی چیزها آشنا بشه.
من خودم تو جهادی و اردوها از طریق دیگران با خیلی از کتاب‌ها و مجله‌ها آشنا شدم.

جمع‌های علمی هم خیلی مفیده.
تو یه جهادی که یه آقای روحانی باهامون بود و مطالعات خوبی داشت
بچه‌ها وقت مطالعه جمع می‌شدن دورش و سؤال پیچش می‌کردن.

امسال هم برنامۀ موتور که آقایون گازری و عطارزاده راه انداختند
به‌نظر خیلی جالب و مفید بود.

بازهم تذکر: در ساعت مطالعه آرامش سالن رو عنایت کنید.

 

پی نوشت: خسته شدم. شما هیچی نمی‌خواید بگید؟
حاج محسن آقا، نظر که می‌تونید بدید (اگه خودتون امسال جهادی نبودید؟).

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:25  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

راجع به برگزاری مجمع و انتخابات و تعیین شورای جدید و نیز اصلاحات احتمالی اساسنامه٬
هر چند هنوز تصمیم قطعی گرفته نشده است اما
رایزنی هایی صورت گرفته است.

برخی بر آنند که هر چه زودتر و همین روزها این نشست برگزار شود و شورا انتخاب شود.

دلایلی که به گوش بنده رسیده این است:
۱. شورای فعلی در این موقعیت انتخاب شده و یکسالش دارد تمام می شود.
۲. تازه جهادی تمام شده و بچه ها داغ هستند و احتمالا بیشتر شرکت می کنند.

اما این حقیر -و چند تن دیگر از رفقای پیش کسوت- نظری جز این داریم.

۱. از دیدگاه مدیریتی٬ تا پرونده ی این مسافرت نوروز ۸۷ بسته نشده٬
نباید کار به دست گروه بعدی سپرده شود.

این گروه٬ کاری که شروع کرده را باید به انتها ببرد.

بلایی که پارسال سر این شورای از همه جا بی خبر آمد٬ همین بود.
شورای قبلی -بدون هیچ تعمدی- مسئول مسافرتی که منتخب یک گروه بود٬
در برابر گروهی تازه از راه رسیده تنها گذاشتند و رفتند.

نتیجه اش این شد که
مسئول مسافرت ۸۶ (مصطفی عقابی عزیزم) پارسال یک یا دو بار در جلسات شرکت کرد.

هیچ مکانیزمی برای تحویل دادن شورا به شورای جدید تعبیه نشده بود.
-بدون قصد تخریب عرض می کنم-
هنوز هم تحویلی که باید صورت نگرفته است.
فقط کوروش یک کیسه آورد که حاوی صورتجلسات بود.
گفت این ها را بگیر تا بقیه اش را بعدا بیاوریم تحویل بدهیم.
ما هم نرفتیم زیر بار و گفتیم همه را یک جا تحویل می گیریم.
هنوز هم  نگرفته ایم.
نه کیسه را نه مابقی را.

خدا بیامرزد اموات مصطفی گازری را که لااقل گزارش درون مسافرت را تهیه کرد.
چیز خوبی هم تهیه کرده بود و سر تاریخ مقرر تحویل داد..

طبیعی هم هست.
من هم جای مصطفی عقابی بودم٬
شاید همین می کردم.

هر مسئولی که انتخاب می شود پشتش به بخشی از شورا گرم است.
کلی٬ پشت پرده رایزنی و تصمیم گیری می شود.
بسیاری مواقع یک مدیر و یک مسئول مخیر به انتخاب بین بد و بدتر است.

آن وقت گروهی که خبر از پس پرده نداشته اند بیایند و
این بنده ی خدا را بخواهند به بد مواخذه کنند که نمی شود.
اصلا خیلی مسایل مدیریتی را نمی شود توضیح داد.
باید در میدان بوده باشی تا بفهمی ماجرا چیست.

به هر روی٬
صلاح نمی دانم که کاری که شروع شده است را رها کنیم و جیم فنگ کنیم.

اگر شورا را روی هوا تحویل گرفتیم٬
روی هوا تحویل نمی دهیم.
روی زمین تحویل می دهیم.

تا دهان مسئول عزیز مسافرت را هم به حد لازم مسواک نکرده ایم٬
دست نمی داریم.
گزارش تحویل بدهد.
شورا گزارشاتش را تحویل بدهد.
یک نظم و نسقی را حاکم کند و بدهد به دست گروه بعدی.

ضمن این که زمان برگزاری انتخابات وحی منزل که نیست.
اتفاقا تجربه نشان می دهد که در تابستان وقتی بسیار مناسب تر است و
اتقاقا جمعیت بیشتری هم شرکت می کنند.
در عین این که دل ها هم تنگ شده و میل به حضور بیشتر است.
در عین این که تابستان است و شهرستانی ها هم تهران هستند و شرکت می کنند.
در عین این که ....

۲. سخن موزون دیگری که مسیح عزیز گفت این بود که
اگر شورا در تابستان تشکیل بشود٬
حاشیه ندارد و اولین کارش می شود انتخاب مسئول مسافرت.
کارها سریعتر انجام می شود.

این هم حرف صحیحی است.

***

به هر روی به زودی در اولین جلسه شورا راجع به این مطلب تصمیم گیری خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:21  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام.

درمورد برنامۀ روزانۀ جهادی ۸۷:

پیش نویس: کاش مسئول داخلی می توانست برنامۀ کامل روزانۀ امسال را اینجا بگذارد تا با ذهن بازتر بتوانیم درباره اش صحبت کنیم.

ادامه:

۵- برنامه کاری (زمان از سرکار برگشتن):

قبل اردو صحبت هایی بود مبنی بر اینکه بشه نهار رو سرکار خورد
و بعد یه استراحت تا غروب کار رو ادامه داد.
قاعدتاً این یک ایده خوب برای بالا بردن راندمان کاریه،
درحالی که فشار کاری برای بعضی ممکنه زیاد باشه.
در مجموع به نظر این حقیر اجبار چنین برنامه ای کمی دور از انصافه.

یه پرانتز: با یکی از بچه های فرهنگی بعد اردو صحبت می کردم؛
می گفت بیشتر استفاده اش رو تو این اردو
تو وقت های کاری و دور از خوابگاه برده
(می دونید که بچه های فرهنگی گاهی تا نماز مغرب تو روستاها می موندند
و گاهاً از نهار گرم و به موقع هم محروم می شدند.)
و این طبیعی است.
یعنی هرچه اردو کاری تر باشه، به اردوی جهادی واقعی نزدیک تره.

نکته: اردوی خوب دارای حداقل های جمعی و اجباری
بعلاوۀ موارد انتخابی تکمیلیه.
اگه همه چیز بشه اجباری اصلاً از سازندگی اردو کاسته میشه.
مثلاً نمازهای جماعت یه حداقل جمعی و کار یه حداقل اجباریه.
اما پخش فیلم در کنار برنامۀ مطالعه یه مورد انتخابی و تکمیلیه که اجباری شدنش مطلوب نیست.

حالا؛
درصورت فراهم بودن شرایط،
کار عصر میتونه یه مورد انتخابی و تکمیلی باشه.

راهکار: همه صبح میرن سرکار، نماز می خونن(۱۲:۳۰)، بر میگردن نهار می خورن(۲:۰۰).
یه مینی بوس یا وانت جور می کنیم که به اندازه یه گروه (داوطلبی)
ساعت ۳ برن رو یکی از پروژه ها کار رو ادامه بدن.

طبیعیه که استقبال کم یا زیاد از این برنامۀ تکمیلی خودش تنظیم کنندۀ برنامه است
(حذفش، اضافه کردن دو پروژه به جای یه پروژه، تغییر ساعتش و غیره)

یکی از کارهای مهمی که میشه عصرها انجام داد کار فرهنگی گسترده تره
(حداقل تو روستای محل اسکان، که احتیاج به وسیله هم نداره
و فرصت کافی هم تا قبل تاریکی هوا وجود داره)
همین طور میشه برای بازدیدها هم جای جدی تری باز کرد.

مقایسه: حذف کار ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۴:۳۰
اضافه شدن کار ساعت ۱۵ تا ۱۸
اضافه شدن مجال کار فرهنگی فراگیرتر عصرگاهی
اضافه شدن مجال برنامه ریزی عصرگاهی منظم تر
(مسابقات ورزشی، بازدید، دیوارنویسی و غیره)
کاهش فشار فرسایشی کار طولانی
افزایش راندمان کار عصر با وجود نیروهای داوطلب محدود
و غیره

برای بررسی موارد مشابه رجوع شود به برنامه جهادی پاتاوه مدرسه، تابستان ۸۵.

تکرار یک نکته: هرچه تنوع برنامه ها و قدرت انتخاب شرکت کنندگان در یک اردوی طولانی و کاری بیشتر باشد، کیفیت اردو بهتر خواهد بود.

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:57  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

کار بزرگی که انشاءاله امسال باید انجام شود
و هر کسی که بر مسند بنشیند باید پی اش را بگیرد٬
و باید در نظر داشته باشد که این کار به اندازه کافی دیر هم شده است٬
آن است که پیگیر بشود و یک NGO برای امر مقدس جهادی ثبت و تاسیس کند.

آن طور که می دانم مقدمات امر را کوروش و رفقا پی گیری کرده بودند 
ولی مع الاسف -به این علت که آن سال هدفشان که تامین مالی بوده را بر نمی آورده- رهایش کرده اند.

در اهمیت و لزوم این حرکت -اگر خدا بخواهد- بیشتر خواهد نوشت.

 

***

ضمنا به دعوت آقا مسیح لبیک بگویید! ما که نبودیم که بگوییم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:23  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام.

در مورد برنامۀ روزانۀ جهادی ۸۷:

۱- نمازهای جماعت:

به نظر یکی از نقاط قوت این اردو نسبت به سابق بوده.
(البته من تو این برنامه خیلی کم سعادت بودم).

میگن وقتی می خوای یه جمع رو بشناسی به نماز خوندنشون نگاه کن.

به خصوص نماز جماعت ظهر سر کار به نظرم خیلی تصمیم به جایی بوده.

۲- ورزش صبحگاهی:

در ایام حضور من بطور رسمی برگزار نشد و به نظرم طبیعی است.
بعضی میگن حذفش کنیم؛
ولی من میگم باید وقتش دیده بشه ولی اجبار که نیست.
واقعاً هم برای بعضی سخت میشه.
ولی برای من و چند نفر دیگه که خودمون ۲، ۳ روز انجام دادیم خیلی خوب بود.

برای اجرای مستمرش باید یه تغییرات ظریفی تو کل برنامه داد.
به هر حال ترک عادت موجب مرضه
و تلاش برای تغییر عادت بد درواقع یه نوع جهاده.

۳- زمان سر کار رفتن:

به نظرم یکی از منظم ترین مسافرت های فارغلی اخیر بوده.
هنوز هوا گرم نشده و آفتاب در نیومده بود.
بعضی روزها ما ۴ ساعت تا قبل ظهر کار مفید می کردیم.
(البته محل کار ما چسبیده به خوابگاه بود)

نقطه ضعف۱: وقت سرکار رفتن لختی زیاد بچه ها بود؛
یعنی زمان اتمام صبحانه تا حاضر شدن سرکار
(با توجه به نزدیکی محل کار) زیاد بود.

نقطه ضعف۲: بچه ها تو لختی به هم نگاه می کردند.
یعنی اگه یکی تو صف مستراح گیر می کرد همه معطل اون یه نفر می شدن.
درحالی که معمولاً آغاز کار احتیاج به حضور افراد کمتری برای راه اندازی داره
و تا شروع به کار چند نفر جامونده می تونن خودشون رو برسونن.

نقطه ضعف۳: در مقایسه با جهادی مدرسه خیلی بی نظمیم
(به قول یکی از مطلعین حاضر در اردو)
و البته راحت نمیشه گفت طبیعیه یا اصلاً باید این جور باشه.
مگه تنها عامل نظم تحمیله که ما دنبالش نباشیم؟

۴- زمان دهونه:

ما که برنامۀ دهونه مون وسط کار صبح بود؛
مثلاً ۱۰، ۱۱ (البته با توجه به عوامل زیادی تا ۱۲ هم کشیده شد)

بعضی گروه ها می گفتند که دهونه رو با نماز ظهر می خوردند.
ما هم بسی تعجب می کردیم و باورمان نمیشد.
(یاد گروه آقای فردکریمی تو جهادی ۷۷ به خیر که گاهی اصلاً نمی خوردند.)
به هرحال در روزهای معمولی هم اندکی بیسکویت و یا حداقل قند (همراه چای)
راندمان کار تا قبل ظهر رو بالا می بره.
به خصوص وقتی که صبحانه ساعت ۶ باشه.

از طرفی دهونه ساعت ۱۰ خودش یه استراحت مختصر به بدن می ده
تا قبل ظهر راندمان کار بالا بمونه.

فعلاً یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:20  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

پیش نویس:
فاصله که افتاد، سختم شد شروع کنم. علی الله. خواهش می کنم بهش گیر بدید که درست شه.

مقدمه:
خواهش می کنم فکر کنیم به جهادی، خواهش می کنم تحلیل کنیم، خواهش می کنم بنویسیم.

پیشنهاد می دم موضوعات رو بذاریم جلومون و با طوفان فکری خودمون رو خالی کنیم. بعد میشه جمع بندی کرد.
خواهش می کنم کسی حرف ها رو به خودش نگیره که بخواد جواب بده.
خواهش می کنم کسی خود سانسوری نکنه و به بهانه احتمال ناراحتی کس دیگه جهادی رو محروم نکنه.
خواهش می کنم اینجا رو برای تأملات، نظرات مخالف، اشتباه و درددل بگذارید، برید برای اطلاع رسانی جهادی یه جای دیگه درست کنید (که البته داریم).

تقسیم بندی پیشنهادی:
(فرهنگی) داخلی
عمرانی
فرهنگی (خارجی)
تدارکات
متفرقه

پیشنهاد موضوع اول:

داخلی:
به نظر من اصل اردوی جهادی در فضای داخلی محقق میشه.
فضای داخلی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد: برنامه ها (قالب)، محتوا (گردانندگان، شرکت کنندگان، مطالب منتقل شده و کسانی که تأثیر بیشتری گرفته اند)
فعلاً خوبه با بحث های قالبی شروع کنیم که راحت تره.

پس موضوع فعلی شد:
برنامه های داخلی جهادی۸۷ ریگان.

برنامه ها رو میشه به برنامه های "رسمی" و "شخصی" تقسیم بندی کرد.
برنامه های رسمی رو میشه به "برنامه روزانه" و "برنامه های خاص" تقسیم بندی کرد.
حالا مشخص تر میشه صحبت کرد:

عنوان: بررسی "برنامه روزانه جهادی ریگان، نوروز ۸۷"

حالا کی می خواد شروع کنه؟

پی نوشت: هیئت خونه آقای یقینی یادتون نره

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:51  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

این رو خوندید؟ (از وبلاگ آقا زرین)

سفر جهادي سفر خودسازي است نه سازندگي
گندم را براي كاه نمي‌كارند گرچه كاه هم گير مي‌آيد
مسافرت جهادي را براي خودسازي می‌روند گرچه خانه‌اي هم ساخته مي‌شود
و شرط اول در خودسازي نديدن خود است
ديگران را به خود ترجيح‌دادن كه همين است كه اصلاً تو از خانه بروي به چيزي حدود 1000km آن طرف‌تر
و براي كسي كه نمي‌شناسيش.
شرط خودسازي، مبارزه با خود است آن خودي كه ترا در خودت فرو مي‌برد و مي‌شود نقش اول و ديگران را مي‌كند خصم كه تا با تو هستند با آناني و چون مخالفتي كنند بجوش آيي و اهانتي كني!
و البته امسال شنيده‌هاي ما از مسافرت جهادي گوش‌نواز بودند
اگر بگذريم از آن جمله‌اي كه گفت فلاني به دوره خودش پشت كرد!
كه در اين سفر اصلاً خودي وجود ندارد!
و اگر بگذريم از آن دلخوري كاذبي كه مشاركت دوره‌اي را كمرنگ كرد كه اگر خودي نباشد، دلخوری هم نخواهد بود!
و اصلاً سفر جهادي فرصت است و وظيفه ما "اغتنم الفرص"
ما بايد بدنبال فرصت باشيم و روزشمار و منتظر تا بيايد و نفسي بكشيم و بهره‌اي ببريم، گيرم نيامديم، كي ضرر مي‌كند؟
و اگر بگذريم از دودي كه در جايي به هوا رفت كه كسي نديد و اين خود بد نيست و تشكّر البته به اميد روزي كه دودي به هوا نرود
و ساير شنيده‌ها اعم از حضور و پي‌گيري و مديريت و كار موافق.
و من هم به نوبه خود خوشحال و شاد از توفيق دوستان و متأسف از جواني از دست رفته و غبطه خور به حال شما عزيزان
و اين نبوده مگر با همكاري همه فارغ‌التحصيلان عزيز و پي‌گيري و جلسات متعدد گروه مديريت جهادي كه خود شاهد بعضي از جلسات آنان بودم و مديريت تيم رهبري آقايان گازري، شمس،ملک و عطارزاده
اميدوارم نقد و بررسي سفر جهادي سال 1387، راهگشاي سفر جهادي پربارتر در سالهاي آينده باشد.

- - - - -
در تاریخ ۲۱ فروردین اصلاح شد.

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:11  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

چنانچه مستحضرید٬ راقم این سطور در اردو حضور نداشته است.

ولی پیگیری های حین و بعد از اردو برایم یک چیز را واضح کرده است که
اردوی بسیار خوب و کم حاشیه ای برگزار شده است و
رضایت بسیاری از دوستان جلب شده است.


خدا را شاکرم
و به سهم ناچیز خودم٬ 
از همه‌ی شرکت کنندگان تشکر می کنم.

و تشکر ویژه ام را نیز تقدیم می کنم به مسئولین مسافرت امسال
بالاخص مصطفی گازری عزیز.

همه‌گی خسته نباشید.

دست مریزاد.

خدا قوت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 15:13  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

ياهو
سلام، جهادي جاي دوستان خالي.
اين جهادي به گواهي بسياري از دوستان بجز رفت و آمدها ، بسيار خوب و ماندگار بود.
دوستان ديگر هم اگر لطف كنند و بنويسند خيلي عالي ميشود.
آقايوني كه نيامدند جدا ضرر كردند.
ياعلي
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:39  توسط محمدعلی رحیم زاده (10)  | 

سلام به همه دوستان،

رفتيم مسافرت و برگشتيم. اتفاق بد كم نبود اما به هر حال من فكر مي‌كنم مسافرت خيلي خوب و به يادماندني گذشت و حداقل جزء خاطرات خوب من خواهد بود.

مسافرت امسال تمام شد. پيگيري‌هاي مسافرت امسال وظيفه منه، اما پيگيري مسافرت سال آينده و راه‌انداختن وظيفه همه ماست. خواهش مي‌كنم مجمع رو شركت كنيد و شورا انتخاب كنيد تا انشاءالله امسال ديگه دير نشه!

اجالتاً با اجازه!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:35  توسط مصطفی گازری (7)  |