تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

اول.

 ممنون از برگزار کنندگان. اگر انتقادی هست به قصد نادیده گرفتن زحمات آن ها نیست. در خوب بودن و لازم بودن و .... این همایش ها شکی نیست.

دوم.

 مهرباران چرا سایت ندارد. چرا جایی نیست که گزارش بدهد. این اولین نقص یک چیزی شبیه به این گروه است. ستادی این چنین اگر فاقد درگاهی برای اطلاع رسانی عمومی باشد، یعنی وجود ندارد. بعدتر خواهم گفت چرا.

سوم.

گروه برگزار کننده ی همایش، اهداف عملی برای خودش تعریف نکرده بود. این یک نقص بزرگ است. که گمان می برم ناشی از نشناختن جایگاه برگزارکنندگان توسط خود برگزار کنندگان است!

یک وقت یک همایش علمی ای یک دانشگاه برگزار می کند برای یک مساله ی ملی یا علمی یا .... یک وقت  سازمان مدیریت مرحوم یک همایش برگزار می کند. یک وقت بنده به عنوان یک علاقمند همایش برگزار می کنم٬ یک وقت یک مسئول و کسی که جایگاه رسمی دارد می خواهد یک کار بکند. و همایش برگزار کند.

این که همین جور این جمعیت را رها کنیم که خودش فکر کند و نظر بدهد و تصمیم بگیرد٬ چیز مطلوبی برای یک چنین همایش سراسری ای که از همه جای کشور جمع شده اند نیست.

این باعث می شود که در نهایت کسانی که شرکت کرده اند٬ احساس کنند که این همایش (جز زیارتش) بار زیادی نداشت. و فایده ای نداشت. و چیزی که فایده نداشته باشد٬ پایدار نمی ماند.

شاید بنده -به هوای امام رضا- سال دیگر هم شرکت بکنم٬ ولی به خاطر این همایش٬ اگر کیفیت اش همین باشد که امسال بود٬ احتمالا شرکت نخواهم کرد.

خلاصه این که ساختار و تکنیک و تنظیم محتوای این همایش جالب نبود. استاندارد نبود. باید تلاشی کرد که اصلاح شود.

چهارم.

گروه هایی که شرکت می کنند٬ چندین دسته اند.

شرکت کنندگان بداهتا به دو گروه کلی جهادی و خیریه تقسیم می شوند.

در مرحله بعد گروه های جهادی چند دسته اند. دانشجویی (در دانشگاه ها تاسیس شده اند) و غیردانشجویی (خارج از دانشگاه تشکیل شده اند و شرکت کنندگانشان دانشجو هستند).

گروه های غیردانشجویی (نظیر ما) معمولا گروه های مسنی هستند که دوران بلوغ را طی کرده اند. ساختار و سازمان دارند. جا افتاده اند و به هر فلاکتی که شده است اردویشان برگزار می شود و تعطیلی ندارد. مشکلاتی که این گروه ها می فهمند و دیده اند و شنیده اند کجا و کسانی که یک سال است چنین گروهی را راه انداخته اند و معلوم هم نیست که چند سال این قصه شان ادامه پیدا کند.

این گروه ها را کنار هم نشاندن٬ کار بدی نیست ولی این ها را سر یک میز نشاندن که تصمیم جمعی برای ساماندهی و سازماندهی گروه های جهادی دانشجویی کشور بگیرند کار عبثی است.

اصلا این گروه ها حرف های همدیگر را نمی فهمند.

گروه کوچکتر نکات ریز گروه بزرگتر را وسواس  و زوائد می بیند. در جایگاه خودش٬ حق هم دارد.

ما یک طرح اولیه بردیم آن جا (عمده اش زحمت آقا مصطفی گازری بود) و ارائه کردیم که رویش بحث بشود. اولا این کار٬ کار ما نبود. ما نباید این کار را می کردیم. این کار گروه برگزار کننده ی همایش بود. آن ها باید یک چیز اولیه را آماده می کردند و می گذاشتند روی میزها. از مدتها قبل حتی. که این جا تصمیم نهایی گرفته شود. (آن هم اگر لازم است. رای عمومی را می خواهی که مشروعیت ببخشی. وقتی نیازی به این مشروعیت عام نداری٬ اصلا رای گیری ات برای چی است؟)

خلاصه آن روز مصطفی رفت ارائه کرد و استقبال هم شد. شب آمدند ساعت ۱۱ نشستند دور هم که راجع به آن بحث شود. بحث های خوبی هم شد و تا ساعت ۲ بامداد هم ادامه یافت. خیلی حرف ها زده شد. فکر ها بیان شد. بحث ها به هم نزدیک شد. دوستان با همدیگر آشنا شدیم. خوب هم بود.

آن جا یکی از بچه های مفید ۱ آمد گفت که ما خیلی اختلاف داریم. در هدف. در اجرا. در انگیزه و اندازه و ... امکان ندارد بتوانیم با هم یکی شویم.

گفتم: این منحصر به این جا نیست. شما گروهی که امسال در شورایتان هستند معلوم نیست با گروهی که سال بعد باشند یکی باشند. شما و ما در گروه هایمان هم با هم اختلاف نظر داریم ولی سفرمان را برگزار می کنیم. خوب هم می شود.

این که ما هدفمان را یکی کنیم یا انگیزه یا ... نه ممکن است نه لازم.

توافق فلسفی با هم کردن٬ نه ممکن است نه لازم است. ولی توافق اجرایی هم ممکن است هم لازم .

 استانداردها را می شود تعیین کرد و باید تعیین کرد.

به هر حال غرض این بود که ما را نشاندن پیش همدیگر خوب است. بد نیست. برای ما بد نیست. ولی من اگر بنا باشد چنین بودجه ای هزینه کنم هیچ وقت این طور هزینه نمی کنم. تا قرون آخرش را با کار کشیدن از شرکت کنندگان٬ زنده می کنم!

دوستان گفتند که هزینه ها زیاد نبوده. نمی شود که نباشد. ممکن است که مهرباران نپرداخته باشد. میهمان شده باشد. ولی میهمان هم بوده باشد٬ برای صاحب خانه که هزینه داشته است. از آسمان که نمی آید.

این است که این هزینه ها باید زنده شود. باید خیلی تمهید از قبلش کرد.

برداشت شخصی بنده این بود که هدف از برگزاری این همایش٬ -برای برگزارکنندگان- همانا برگزار کردن همایش بود. و این چیز بدی است.

ربطی هم به شخص خاصی ندارد. گمان بنده این است که علت کم تجربگی دوستان است که اگر به ایشان تذکر داده شود حتما اصلاح خواهد شد و بهبود خواهد یافت.

 

ادامه ی این مطلب در ذهن حقیر حاوی پیشنهاداتی بود که تلاش می کرد بیان کند که ستادی شبیه به این ستاد چه کارهایی می تواند و باید بکند.

که اگر خدا خواست٬ در قالب دیگری عرضه خواهد شد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:45  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام.

در ادامۀ مباحث مربوط به بررسی جهادی ۸۷،
به ذهنم رسید که دربارۀ جلسات صحبت کنیم.

ظاهراً در این اردو سه جلسۀ رسمی در ابتدا، وسط و انتهای اردو برگزار شده
که متأسفانه این حقیر تنها در جلسۀ میانی حاضر بودم.

قبل اردو هم یک جلسۀ پیش مسافرت برگزار شد.
بیشترش را من در ذهن ندارم.

حال به توصیۀ جناب ظفری بنده در متن چیزی اضافه نمی کنم
مگر آنچه مسئولین اردو بخواهند.
پس دربارۀ جلسات جهادی ۸۷ بگویید آنچه دلتان می خواهد.

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:58  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

بنیاد مهر باران در معاونت دانشجویی جهاد دانشگاهی٬ محلی است که چند سالی است تلاش می کند گروه های جهادی دانشجویی را دور هم جمع کند و آن ها را با هم آشنا کند و امکان اشتراک گذاردن ایده ها را فراهم کند و ...

نشست سالانه ی امسال که سومین نشست هم هست٬ در مشهد مقدس برگزار خواهد شد.

از ۱۰ ام تا ۱۲ ام اردیبهشت در محل هتل شیراز مشهد!

-اگر خدا بخواهد- این کمترین به همراه مصطفی گازری عزیز فردا ظهر عازم مشهد مقدس خواهیم شد.

گزارشات تفضیلی از حاصل این سفر را متعاقبا تقدیم خواهیم کرد.

* ضمنا ما دو نفر طی یک فرآیند دموکراتیک (یا لااقل شبه دموکراتیک) برای شرکت در این مراسم انتخاب شده ایم. محض اطلاع!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:5  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام،

اگر قراره در مورد مسافرت مسايلي اعصاب و روان من رو رنده بكنه، دليلي نداره بقيه ازش خبر نداشته باشن!

1- ما بدون اسم نوشتيم، اما اگر طلبه‌ايد كه اسم تو مطالب باشه من راحت‌تر هم هستم.

2- لطف بكنيد شفاف‌تر از اين چيزي كه هست، جمله زير را بيان كنيد:

"بعد از غروب آفتاب كسي اجازه خروج از اردوگاه را ندارد" اگر كسي اينجا ابهامي مي‌بينه كه به پيچوندن قضيه منجر مي‌شه ما رو هم روشن كنه. روش برخورد با قانون بحثه نه نقضش!

3- مخفي بودن مسايل مالي از خصوصيات اين مباحث است. من هم وقت و حوصله ندارم براي هر كسي كه از راه رسيد توضيح بدم تو مسافرت چه خبر بوده. من طبق شماره‌هاي 3 و 5 از بند 3-2 اساسنامه موظف به پاسخگويي به شورا هستم كه در اين بندها هم هيچ حرفي از مسايل مالي به ميان نيامده و فقط از عبارات "گزارش مقطعي پيشرفت" و "پاسخگويي در قبال مسئوليت‌هاي گروه اجرايي" آمده است. انشاءالله سال ديگه مسئول اردو جوري انتخاب مي‌شه كه همه بهش حداقل اعتماد رو داشته باشن، چه مالي، چه عقلي و چه اخلاقي!

4- روش‌هاي كمك به اردو مشخص بود، حداقل اگر به سابقه همين وبلاگ مراجعه كنيد چندين بار ليست نيازمندي‌هاي اردو را مي‌بينيد. از آدم‌هايي هم كه خيلي از مشكلات اردو رو رفع كردن مي‌تونين بپرسين. اگر اين بين از كسي به صورت خاص كمك‌خواهي نشده، همه دليل شفاف بودن يا نبودن موضوعات نيازمند به كمك نبوده و نيست. مثلاً آقاي مسيح‌تهراني دوبار به صورت طولاني در مورد انتخاب محل كار با من صحبت كرد. وقتي هم كه مشكلي حل شد احتياجي به اعلام مجدد ندارد چون آن مشكل حل شده است!

5- خدا ببخشه!، اما عذرخواهي كسي الآن به درد من نمي‌خوره، مهم اينه كه تو جريان مسافرت چه تأثيري گذاشتيم.

6- اگر تا الآن چيزي نگفتم و سفارش كردم بقيه هم چيزي نگن (البته رحيم‌زاده هرچند در ظاهر فعاليتش زير نظر ما بايد انجام بشه، تمام كارهاشون رو با بقيه تنظيم مي‌كنند و از اوامر دوستان بغير از ما پيروي مي‌كنند، لذا از قيد "بقيه" يادشده مستثنا است.) دليلش حفظ احترام شورا بوده كه اول اونها گزارش مسافرت رو دريافت كنند. اما شورا تا حالا جلسه‌اي نداشته. يا اگر داشته و ما نمي‌دونيم؛ چون طبق اساسنامه من هيچ وظيفه‌اي براي اطلاع‌رساني ندارم و تنها موظف به پاسخگويي به شورا هستم. طبق اساسنامه حتي شورا هم نمي‌تواند به من حكم كند كه اطلا‌رساني كنم.

7- آقاي رحيم‌زاده باز هم ممنون! يك هفته تماس تلفني ما رو جواب ندادي، با آقاي كمايي پيغام فرستادم جواب نداديد، از طريق آقاي عطارزاده و غلامي هم حتي گوشمان به شنيدن صداي شما منور نشد، از آنجايي كه من چنان عقل و توانايي ذهني در بساط ندارم كه حداقل قابل اطمينان باشد، به ذهنم نرسيد اينجا شما را پيدا كنيم. اما حالا كه شما به اين سرعت از پيغام‌هاي وب‌لاگ باخبر شده و به آنها عمل مي‌كنيد، خدمت ملوكانه‌تان عرض كنم: الف- آبروي ما كه در سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان سراسر كشور به كلي به زمين ريخت، عاجزانه تمنا مي‌كنم براي صورت بخشيدن به فعاليت‌هاي اردو طرح مسافرت فرهنگي خود را به ما بدهيد تا با سازمان وارد تعامل جدي شويم. اگر هم شخص ما براي حمل طرح شما قابل اطمينان نيست، خودتان طرح را به سازمان تحويل دهيد. اگر افتخار دهيد دوندگي‌هايش را ما انجام مي‌دهيم. ب: اين بنده كمترين همچنين تقاضا دارد گزارش ابتدايي فعاليت‌هاي فرهنگي را ارائه دهيد تا به گزارش بي‌مقدار اوليه ما افزوده شود. ج: نهايتاً تقاضا دارم منتهي به پايان خرداد ماه گزارش نهايي فعاليت فرهنگي خود را ارائه دهيد، در غير اين صورت با ابراز شرمندگي فراوان گزارش نهايي سفر بدون بخش فرهنگي منتشر خواهد شد.

8- من فقط پيشنهاد دادم كه "در مورد مسايل زير" اول بحث كنيم. جملات خود را بيش از نوشته‌هاي آقاي مسيح‌تهراني عامرانه يا بي‌ادبانه نمي‌بينم. اگر دوست نداريد خيلي راحت در مورد يك مسئله وارد بحث نشويد.

9- انشاءالله سال آينده سفر مسئولي خواهد داشت كه شفاف‌سازي و بيان روند و فعاليت‌هاي اردو را به همه آموزش خواهد داد. من تا كنون هر اندازه كه لازم مي‌دانستم اطلاعات پخش كردم و هنوزم معتقدم تا زمانيكه شورا گزارش مرا نشنيده همين ميزان اطلاع رساني كافي است؛ پس پيشنهاد مي‌كنم جلسه شورا سريعتر برگزار شود. البته فقط پيشنهاد مي‌كنم و هيچ امر و نهيي در كار نيست. اما كسي هم انتظار نداشته باشد كه مسايل كاملاً محرمانه حتي در شورا مطرح شود. شورا قبلاً اثبات كرده حتي وقتي تصميم به برملا نشدن موضوعي گرفته مي‌شود، به تصميم خود پايبند نيست و رسالت شفاف‌سازي را به صورت كامل انجام مي‌دهد. در مورد مشاركت و اظهار نظر و شركت در تصميم‌گيري هم عرض كنم من وقت و وظيفه‌اي براي راه انداختن جلسات عمومي را نداشتم؛ شورا مجموعه‌اي را براي انجام روند اجرايي مسافرت انتخاب كرد كه آيين‌نامه‌اي براي اجراي فعاليت‌هاي خود آماده كرده بود و طبق آن قوانيني وضع كرد. نهاد نظارتي شوراي جهادي است، مخالفين هم اگر ما را براي بحث پيرامون مسايل قابل نمي‌دانند مي‌توانند با اين نهاد نظارتي صحبت كنند. درضمن ما از كسي پنهان نبوديم. در همين وبلاگ چند بار شخصاً نوشتم گروه اجرايي 5 شنبه‌ها در مدرسه جلسه دارد. قدم همه روي چشم؛ خوب وقتي كسي خودش دلش نمي‌خواد بياد اونجا و جلسات ما رو ببينه، من كه نمي‌تونم ملت رو به زور بكشونم اونجا. در اين مدت شريفي، سيد حسين موسوي و چند نفر ديگر بودند كه آمدند و در جلسات ما شركت داشتند و افراد زيادي كه جلسات را ديدند؛ در اين مورد از آقاي فوم هم مي‌تونيد بپرسيد، بنده خدا 5شنبه‌ها صاحب اتاقش نبود چون ما از ساعت 1 بعدازظهر تا 6 عصر اونجا جلسه داشتيم.

10- من هم مثل تمامي دوستان كارهاي زيادي دارم، اما نخواستم مثل خيلي از دوستان از زير كار شانه خالي كنم، بنابراين تمام مشكلات را به جان خريدم؛ هيچ مسئول مسافرتي رو هم نديدم كه بعد از مسافرت مثل من فعال باشه. اگر كمي تحمل كنيد تمام موارد رو به صورت جامع در شورا مي‌گذارم تا حداقل فايده‌اي داشته باشه، چون حرف‌هاي پراكنده هيچ فايده‌اي ندارد؛ بعد از آن شورا است كه تصميم مي‌گيرد چه اطلاعاتي پخش شود. يادآوري مي‌كنم اين مشكلات صرفاً به دليل روش فعاليت من است و اگر سال آينده مسئول مسافرتي انتخاب شد، تمام اين مشكلات برطرف خواهد شد.

11- هنوز هم فكر مي‌كنم تصميمات اتخاذ شده براي مسافرت در "خفا" نبوده، معذالك من به عنوان مسئول مسافرت نمي‌توانم و نمي‌خواهم مسئوليت تصميمات ديگران را به عهده بگيرم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

مسيح جان ببخشيد، بازم اسم شما خيلي اومد وسط.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:14  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من ساعت 10:30 امروز از پس مسافرت اول برگشتم. حتماً مي‌دونيد پس مسافرت چيه. با عقابي رفته بوديم.

نتايج:

          1- در اداره نوسازي كرمان با اقاي كامياب، رئيس اداره جلسه داشتيم و گزارش كوتاه داديم.

          2- يك گزارش به همراه آقاي رضايي فرستادم براي آقاي عبدلي، زنگ زد خيلي تشكر كرد.

          3- قرارداد اسكلت مسجد شوق‌آباد را امضاء كرديم و 000/500/4 تومان پيش‌پرداخت داديم. مبلغ كل قرارداد 000/100/10 تومان است.

          4- مسجد رحمت‌آباد متأسفانه هيچ پيشرفت قابل ديدني نداشت، اما تيرچه‌هاي سقف و سقف سبك براي پوشاندن كامل سقف طبقه اول و راه‌اندازي مسجد سفارش داده شده است.

          5- كار در مدرسه همچنان ادامه دارد اما آرام. متأسفانه هنوز ناظر نوسازي به پروژه ما سر نزده، بنا بر اين هنوز پولمان كامل نيست. اما كار ادامه دارد.

فعلاً همين چون كارهاي اين دو روزي كه نبودم تلمبار شده، اجالتاً با اجازه.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:57  توسط مصطفی گازری (7)  | 

    ياهو
آقاي حاجي كريمي امر فرمودند ما هم اطاعت ميكنيم. البته بابت اطاله كلام عذر ميخوام.
امسال بنا به تصميم (به نظر من درست) مسئول مسافرت بخش فرهنگي خارجي اردو به گروه (متشكل از فارغ التحصيلان مفيد2) فعال در مساجد تهران پيشنهاد شد و در جلسه اي (كه من حضور نداشتم) بنده به عنوان مسئول انتخاب شدم.
با هماهنگي آقاي مسيح تهراني (به عنوان شخص با تجربه و راهنما) يه سري جلساتي براي بحث در رابطه با كار فرهنگي خارجي، اهداف و روشها با حضور چند دوست ديگر برگزار شد.
در جلسات اوليه علاوه بر بررسي هدفها ، به موضوع پيش سفر فرهنگي هم رسيدگي شد.

اين (پيش سفر فرهنگي) يك اقدام جديد بوده است(به گفته آقاي حاجي كريمي). نكته اي كه در پيش سفر فرهنگي لحاظ شد اين بود كه ما از طريقي كه آقاي گازري به سراغ مسئول منطقه (بخشدار) رفته بودند نرفتيم و يك كانال ديگر رفتيم و به همين خاطر چند ساعت داخل بم معطل شديم. به علت تاثير روي مسئولين منطقه.

بنابراين جذب اطلاعات در رابطه با منطقه از بم آغاز شد. از آنجا كه ما فرم هاي اطلاعات منطقه آماده كرده بوديم (كه اينهم يه كار جديد بود و چند جا از ما گرفتند و استفاده كردند) ، سوالات ما آماده بود. البته بايد اشاره كنم فرمها الان از نظر بنده بسيار ناقص است. اما اون زمان خيلي عالي به نظر ميرسيد.

همزمان با يك گروه جهادي و افراد با تجربه كه در ريگان كار كرده بودند يا تجربه خوبي داشتند، به رايزني پرداختيم. فكر ميكنم در كل پشتوانه بسيار خوب فكري در تهران جمع كرديم.
گروه:
اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق عليه السلام

فعلا ياعلي

چند كليك:
فرم هاي منطقه
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:48  توسط محمدعلی رحیم زاده (10)  | 

چند مطلب را لازم دیدم که عرض کنم.

اول. گروه فرهنگی از مدتی قبل از مسافرت کارهای خوبی کرده است و مستندات خوبی دارد. از درون سفر و بعدش اطلاع ندارم. بنا به ملاحظاتی که با مشورت با مسئول مسافرت لحاظ شد از انتشار آن پیش از مسافرت جلوگیری شد. به هر روی الآن که ملاحظات مزبور از میان رفته است خواهش می کنم از آقای رحیم زاده که اطلاعات و مستندات مزبور را در این وبلاگ منتشر کنند و در معرض دید عموم قرار دهند.

دوم. این جا اگر کسی با موضعش نگذارد دیگری حرف بزند٬ با شخص بنده طرف است!
سعی کنیم
جلوی حرف زدن کسی را نگیریم.
برای کسی تعیین تکلیف نکنیم.
برای کسی تعیین اولویت نکنیم.
و در نهایت اگر نظرمان این ها (یعنی موارد فوق الذکر) است٬ به نحو لطیف بیانش کنیم..

 

سوم. از مسئول مسافرت عزیز هم می خواهم اگر ملاحظات پیش از مسافرتی که داشته اند رفع شده است ایشان هم نسبت به انتشار مستندات پیش از مسافرت و حین مسافرت و بعد از مسافرت اقدام عاجل به عمل آورند.

باشد که همه رستگار شویم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 1:18  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

به نام خدا

اين فكر بسيار خوبيه كه در مورد اجزاي مسافرت امسال صحبت كنيم تا به يك نقطه معلوم و موقعيت بهتر برنامه‌ريزي برسيم. اما به عنوان مسئول مسافرت فكر مي‌كنم موضوعات خيلي مهمتري در مورد برگزاري مسافرت وجود داره كه پيشنهاد مي‌كنم اول در باره اين مسائل با هم به نظر متفق برسيم، بعد وقتي به نظر متفق رسيديم سعي كنيم واقعاً بهش عمل كنيم. من پيشنهاد مي‌كنم در مورد مطالب زير اول بحث كنيم:

۱- قانون و نحوه عمل‌كردن به آن

۲- جايگاه مسئول مسافرت

۳- جايگاه افراد به عنوان شركت‌كنندگان در سفر جهادي

۴- جايگاه افرادي كه به عنوان مسئول محلي يا ... در ارتباط با اردو هستند

توضيحات:

۱- من اصلاً نمي‌تونم درك كنم كه چرا جماعت مفيدي در باره قانون اينقدر لاابالي است. قانون مي‌گذاريم كسي بعد از غروب آفتاب از اردوگاه خارج نشود، اما خيلي راحت و حتي بدون اطلاع مسئولين سفر افرادي اردوگاه را ترك مي‌كنند. قانون مي‌گذاريم اعضاي گروه فرهنگي قبل از رفتن به كلاس حق ندارند كار كنند، خيلي راحت از روي قانون مي‌گذريم و به آن افتخار كرده و براي خاطي هورا هم مي‌كشيم! برنامه روزانه يا هرچيزي شبيه اين قانون اردو است. اگر بنا است به همين راحتي از سر قوانين بپريم و افتخار هم كنيم، چرا وقت خود را براي بحث در اين موارد هدر دهيم. قانون چيزي نيست كه تصويب شود و بعد با تساهل و تسامح نحوه اجراي آن را دگرگون كنيم.

۲- بياييد دور هم و بدون رودربايستي جايگاه مسئول مسافرت را يكبار براي هميشه تعيين كنيم. اگر مسئول مسافرت فقط نقش يك هماهنگ‌كننده را دارد و اتفاقات و مسير حركت اردو به او ارتباطي ندارد، مسئول را توجيه و نام مسئول را از او برداريم چون در ان حالت واقعاً هيچ‌كس نسبت به اردو مسئوليتي ندارد و فقط برآورده كننده حاجات خواسته‌هاي افراد حاضر در اردو است. اما اگر بنا است مسئول مسافرت جريان مسافرت را هدايت كنند تا طبق موازين تعيين شده قبلي و نظرات شورا مسافرت خوبي داشته باشيم، هم اختيار مي‌خواهد هم تمكين. بقيه بايد مسئول مسافرت را تمكين كنند و احترام او را نگه دارند. اگر من نوعي به عنوان مسئول مسافرت با هر رذيله اخلاقي مشهود يا پنهان، در نقطه‌اي در بين كار تصميمي مي‌گيرم، همان لحظه موقع اعتراض و بحث نيست. بلكه حتي اگر تصميم يا حرف من به كلي غلط و مغاير تمام موازين منطقي و عقلي است، همان لحظه موقع ثلابه‌كشي نيست. هميشه براي بحث و تغيير نظر افراد فرصت هست. برخورد آني با مسئول يا مسئولين سفر تنها باعث از بين رفتن حس اعتماد همگاني به مسئول و تنزل جايگاه او مي‌شود. مثلاً وقتي به هر دليل نامعلومي به مسئول زير دست خود مي‌گويم فلان فاكتور را پرداخت نكن يا اين كار را چنين كن، نبايد هيچ‌كس ديگري در اين مسئله بنا بر دانسته‌هاي خود دخالت يا پا در مياني كند. بايد قبول كنيم كسي كه به نام مسئول سفر شناخته مي‌شود، رأس هرم مسافرت است، او چيزهايي را مي‌بيند و مي‌داند كه امكان ندارد كسي از پايين دست اين مسائل را متوجه شود ولو تجربيات زير دست به اندازه تمام جهان مخلوق از بالاست بيشتر باشد. نكته ديگر انكه اگر توقع داريم مسئول مسافرت به عنوان شخصي متمايز برخورد و رفتار كند، بايد با او متفاوت‌تر از گذشته برخورد كنيم. فكر مي‌كنم تصديق كنيد كه امور انساني هيچ‌گاه يك طرفه نيستند، پس مسلماً وقتي جامعه مفيد براي مسئول مسافرت احترام فوق‌العاده‌اي متصور نيست نبايد توقع داشته باشد مسئول مسافرت خود را براي مسافرت ... كند. يادمان هم باشد كه ما مسئول مسافرت با تمام نقاط ضعف و قوت او انتخاب مي‌كنيم؛ بهره‌مندي از هر نكته خاص هزينه‌اي دارد كه بايد پرداخت!

براي اين دفعه كافي است.

آرزوي همه موفقيت بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط مصطفی گازری (7)  |