تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام به همه،

آغا ما كه آموضشي بوديم و برگشطيم، اين دو روضه به ما غد دو صاعت گذشت، ولي تو اين ۲ دغيفه مسل اينكه خيلي چيضا اوز شده!

نريم پرشين بلاگ، با شوت لوك سخت خونده مي‌شه، كلي ايراد پيدا مي‌كنه!

همه اينها رو گفتم كه بگم من از شوت لوك استفاده مي‌كردم، قبلاً، الآن گفتن اونتورنت چيزياي خوبي پيدا نميشه!!

نگران نباشين من خوبم، طاسيراط ضودگظر سرباضيه، خوب مي‌شم!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 14:11  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام، دوباره و باز هم به همه!

اولاً كه خاكسار خيلي باحاله، خودم چاكرشم، درش شكي نيست.

ثانياً از مسافرت نيم فارغلي تابستان تازه برگشتيم، جاي همه خالي، خيلي حال داد.

ثالثاً چرا بهمون بر مي‌خوره مگه ما درگير اين سندرمه‌ايم كه واكنش نشون مي‌ديم. بهترين راه حل براي مخالفت با آقاي خاكسار، همون‌طور كه خودشم كد داده، عدم نشان دادن حتي يك عكس‌العمل به نوشتش بود كه خوب اين طوري نشد. خودمونيم راست ميگه‌ها!

رابعاً حضرت مسيح عزيز من راست گفته بود كه مي‌رم ريگان، البته تا يزد رفتم اما به دليل ايجاد نقض فني در موتور هواپيما در حالي كه همراه مجيد خان عابديني بوديم بازم برگشتيم تهران. بعدشم نشد برم. الآنم دارم سعي مي‌كنم برم، اگر قبل از سربازي بشه!

مي‌گم شما هم شانس نداشتين‌ها، موتور هواپيما خراب شد، من سالم برگشتم، دلم براي همه‌تون هم مي‌سوزه هم تنگ مي‌شه، اجالتاً اين رو لطفاً به حساب خداحافظي سربازي بگذارين تا ببينيم چي‌مي‌شه! يا علي!

پي‌نويس:

فقط يادتون باشه دوباره مثل اين مدت كه من نبودم توي وبلاگ و گروپ به هم نپرين، وظيفه گاز گرفتنِ هم رو فقط به من بسپارين و در كنار هم از زندگي لذت ببرين!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:42  توسط مصطفی گازری (7)  | 

شرح مختصر جلسات برگزار شده براي برنامه‌ريزي و اجراي پروژه مسافرت جهادي فارغ‌التحصيلان دبيرستان مفيد2

1- 16/9/86

          الف- قبول مسئوليت مسافرت

          ب- توضيحات پيرامون جلسه شورا با آقاي گازري

          ج- توضيح و توزيع مسئوليت‌ها

          د- هماهنگي اوليه

2- 21/9/86

          - بحث پيرامون گروه فرهنگي و مسايل پيراموني آن (با حضور آقاي كمايي)

3- 27/9/86

          - ابتكارات شهرداري‌ها

4- 15/10/86

          - بحث پيرامون چيستي و هستي! گروه فرهنگي (البته ما تا آخر مسافرت هستي! رو نديديم!)

5- 18/10/86

          - بحث پيراون گروه فرهنگي و نياز‌هاي آن با مسئول گروه فرهنگي

6- 25/10/86

          - تشخيص نيازهاي اردو و برنامه‌ريزي براي طرف كردن آنها

7- 2/11/86

          - جمع‌آوري پول، تعيين سرانه سفر

8- 11/11/86 جلسه با آقاي فوم

          - طرح مشكلات سفر از نظر مدرسه يا "بالاخره كي پشت مسافرت حرف زده بود؟!"

          - راه حلهاي مشكلات سفر از نظر مدرسه يا "چيكار كنيم كه "كي" پشت سر مسافرت حرف نزنه!!"

          - حذفيات جهادي يا "چيكار كنيم كه اصلاً "كي" به وجود نياد!!"

9- 15/11/86 با حضور آقاي شفيعي

          - جمع‌آوري كمك‌هاي نقدي

          - شناسايي خيرين يا "آقا شما لو رفتين!"

          - امكان تأمين آب آشاميدني اردو به صورت نخريدني! بلكه حمل كردني كه آخرم نصرفيد، نشد!

10- 18/11/86 جلسه با آقاي زرين

          - هدف‌هاي مسافرت رفتن

          - فوايد مسافرت رفتن

          - نحوه برگزاري مسافرت

          - پيشنهاداتي براي برگزاري مسافرت

          - حذفيات مسافرت

11- 18/11/86

          - برنامه‌ريزي

          - شركت در جلسه هيئت فارغ‌التحصيلان

12- 20/11/86

          - بازهم بحث كثيف ماديات و پول و بدبختيم پول نداريم و از اين حرفا!!!

13- 21/11/ 86

          - ليست هزينه‌ها

          - اطلاع‌رساني

          - تابلوي مدرسه

          - فيل‌برداري يا همان فيلم‌برداري يا "اين عكاسي فيلم‌برداري معظليه‌ها"

14- 23/11/86 جلسه با شوراي جهادي

          - توضيحات فعاليت‌هاي انجام شده و برنامه‌هاي مدون شده

          - فيلترينگ يا حذفيات جهادي

15- 24/11/86 جلسه با آقاي عقابي و مرحوم كريم‌زادگان دامة عزه

          - تحويل مستندات جهادي و طرح اجرايي براي جذب كمك‌هاي نقدي

          - بحث با آقاي عقابي پيرامون حذفيات پيشنهادي مسافرت از سوي ايشان

16- 25/11/86

          - برنامه روزانه

          - نهايي شدن حذفيات مسافرت و تصميم‌گيري در مورد آدمهاي خاص

          - گزارش نهايي شروع به كار سيستم ثبت‌نام

17- 2/12/86

          - دريافت گزارش پيش‌مسافرت فرهنگي

*** برگزاري جلسه توجيهي مسافرت

18- 4/12/86

          - نهايي‌كردن برنامه‌هاي فرهنگي و برنامه‌ريزي جزئيات باقي‌مانده

19- 6/12/86

          - بررسي بازتاب‌هاي جلسه توجيهي

          - مرور برنامه‌ها و تغييرات نهايي

20- 8/12/86 با حضور فعال دوست‌‌داشتني كه مسافرت نيامد، جناب مستتاب مجتبي شريفي دامة عزه

          - برنامه‌هاي شبانه

          - برنامه‌هاي اردوگاهي

21- 10/12/86 سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانش‌جويان سراسر كشور

          - بررسي امكان همكاري

22- 11/12/86

          - بحث پيرامون مقررات اردو و اردوگاه

23- 15/12/86 مهرباران

          - نحوه عمل و تعامل گروه‌ها

24- 16/12/86

          - گروه فرهنگي

          - برنامه فرهنگي

25- 19/12/86 سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان سراسر كشور

          - ارائه پيشنهادات همكاري

26- 20/12/86 آخرين روزي كه تهران بودم

          - تقسيم خريدها و پيگيري‌هاي نهايي ارسال كمك‌ها

27- 20/1/87

          - تحويل گرفتن گزارش‌هاي مالي

          - برنامه‌ريزي براي تهيه دفترچه تلفن

          - برنامه‌ريزي براي تهيه و توزيع سي‌دي‌هاي مجاز عكس مسافرت

          - نحوه اداره تابلو فارغ‌التحصيلان در مدرسه

28- 6 تا 9/2/87 همايش مهرباران

          - تعامل بين گروه‌هاي جهادي مختلف

          - مشهد بود خيلي حال داد

          - تازه لوح تقدير به همه دادن، خوب به ما هم دادن!!!

          - كارگاه مديريت پروژه هم داشت، رفتيم ديديم همون كارايي كه كرديم رو داره مي‌گه انجام بديم.

29- اواخر ارديبهشت سازمان ملي جوانان

          - پيشنهاد براي ايجاد دبيرخانه مسافرت‌ها و از اين حرف‌ها

30- همين هفته پيش

اين يكي رو راستشو بخواين من نرفتم، محسن رفتع وقتي به من خبر دادن كه تو راه بودم، مي‌رفتم مشهد؛ خلاصه محسن حتماً ميگه كه چه خبر بوده.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:45  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام آقا محسن،

خوبي عزيز جان،

آقا صورت ظاهر اين وبلاگ ييخورده تكراري شده، من حوصله‌ام سر رفت، بهم هم اجازه نداد عوضش كنم، پارتي بازيم نكرد،

حال داشتي يي دستي به صورت ظاهرش بكش، ممنون. محض تنوع صد البته!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:29  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

به قول محسن حاجي من يك پركتيكالم، اگر اشتباه گفتم يا اين يك فحش محترمانه‌اس، خوب شده ديگه به دل نگيرين!!!

پيشنهاد مي‌كنم رودربايستي نكنيم، خيلي راحت هممون بگيم هدفمون از جهادي اومدن و برگزار كردن چيه؛ شايد بعدش اصلاً اين بحث‌ها لازم نبود، يادمون باشه تا خودمون با خودمون به نتيجه نهايي نرسيم كه براي چي ميايم جهادي نمي‌تونيم دلايل ديگران رو نقد كنيم، و البته بعيده كه بتونيم براي ديگران هدف ترسيم كنيم.

من براي هر مسافرتي يك سري هزينه‌هايي ميكنم، وقت، پول، حوصله، برنامه‌ريزي و ...

مي‌چواهم: ۱-يك مدتي با دوستان باشم و ۲-از تهران هم دور باشم و ۳-اگر شد كار مفيد انجام بدم.

پس مي‌رم جهادي.

بله اگر تمام اين هزينه‌ها صرف مسافرت تفريحي بشه، خيلي خيلي بيشتر خوش مي‌گذره، اگر هم تمامش براي كارهاي خيريه مصرف بشه تأثيرش خيلي بيشتر خواهد بود. اما در هر دو اين وجوه من به تمام اهداف نرسيدم و فقط هزينه كردم.

پس مي‌رم جهادي، همين!!!

بعدشم محسن حاجي بالا بره، پايين بياد مهندسه!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:26  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

اگر قراره در مورد مسافرت مسايلي اعصاب و روان من رو رنده بكنه، دليلي نداره بقيه ازش خبر نداشته باشن!

1- ما بدون اسم نوشتيم، اما اگر طلبه‌ايد كه اسم تو مطالب باشه من راحت‌تر هم هستم.

2- لطف بكنيد شفاف‌تر از اين چيزي كه هست، جمله زير را بيان كنيد:

"بعد از غروب آفتاب كسي اجازه خروج از اردوگاه را ندارد" اگر كسي اينجا ابهامي مي‌بينه كه به پيچوندن قضيه منجر مي‌شه ما رو هم روشن كنه. روش برخورد با قانون بحثه نه نقضش!

3- مخفي بودن مسايل مالي از خصوصيات اين مباحث است. من هم وقت و حوصله ندارم براي هر كسي كه از راه رسيد توضيح بدم تو مسافرت چه خبر بوده. من طبق شماره‌هاي 3 و 5 از بند 3-2 اساسنامه موظف به پاسخگويي به شورا هستم كه در اين بندها هم هيچ حرفي از مسايل مالي به ميان نيامده و فقط از عبارات "گزارش مقطعي پيشرفت" و "پاسخگويي در قبال مسئوليت‌هاي گروه اجرايي" آمده است. انشاءالله سال ديگه مسئول اردو جوري انتخاب مي‌شه كه همه بهش حداقل اعتماد رو داشته باشن، چه مالي، چه عقلي و چه اخلاقي!

4- روش‌هاي كمك به اردو مشخص بود، حداقل اگر به سابقه همين وبلاگ مراجعه كنيد چندين بار ليست نيازمندي‌هاي اردو را مي‌بينيد. از آدم‌هايي هم كه خيلي از مشكلات اردو رو رفع كردن مي‌تونين بپرسين. اگر اين بين از كسي به صورت خاص كمك‌خواهي نشده، همه دليل شفاف بودن يا نبودن موضوعات نيازمند به كمك نبوده و نيست. مثلاً آقاي مسيح‌تهراني دوبار به صورت طولاني در مورد انتخاب محل كار با من صحبت كرد. وقتي هم كه مشكلي حل شد احتياجي به اعلام مجدد ندارد چون آن مشكل حل شده است!

5- خدا ببخشه!، اما عذرخواهي كسي الآن به درد من نمي‌خوره، مهم اينه كه تو جريان مسافرت چه تأثيري گذاشتيم.

6- اگر تا الآن چيزي نگفتم و سفارش كردم بقيه هم چيزي نگن (البته رحيم‌زاده هرچند در ظاهر فعاليتش زير نظر ما بايد انجام بشه، تمام كارهاشون رو با بقيه تنظيم مي‌كنند و از اوامر دوستان بغير از ما پيروي مي‌كنند، لذا از قيد "بقيه" يادشده مستثنا است.) دليلش حفظ احترام شورا بوده كه اول اونها گزارش مسافرت رو دريافت كنند. اما شورا تا حالا جلسه‌اي نداشته. يا اگر داشته و ما نمي‌دونيم؛ چون طبق اساسنامه من هيچ وظيفه‌اي براي اطلاع‌رساني ندارم و تنها موظف به پاسخگويي به شورا هستم. طبق اساسنامه حتي شورا هم نمي‌تواند به من حكم كند كه اطلا‌رساني كنم.

7- آقاي رحيم‌زاده باز هم ممنون! يك هفته تماس تلفني ما رو جواب ندادي، با آقاي كمايي پيغام فرستادم جواب نداديد، از طريق آقاي عطارزاده و غلامي هم حتي گوشمان به شنيدن صداي شما منور نشد، از آنجايي كه من چنان عقل و توانايي ذهني در بساط ندارم كه حداقل قابل اطمينان باشد، به ذهنم نرسيد اينجا شما را پيدا كنيم. اما حالا كه شما به اين سرعت از پيغام‌هاي وب‌لاگ باخبر شده و به آنها عمل مي‌كنيد، خدمت ملوكانه‌تان عرض كنم: الف- آبروي ما كه در سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان سراسر كشور به كلي به زمين ريخت، عاجزانه تمنا مي‌كنم براي صورت بخشيدن به فعاليت‌هاي اردو طرح مسافرت فرهنگي خود را به ما بدهيد تا با سازمان وارد تعامل جدي شويم. اگر هم شخص ما براي حمل طرح شما قابل اطمينان نيست، خودتان طرح را به سازمان تحويل دهيد. اگر افتخار دهيد دوندگي‌هايش را ما انجام مي‌دهيم. ب: اين بنده كمترين همچنين تقاضا دارد گزارش ابتدايي فعاليت‌هاي فرهنگي را ارائه دهيد تا به گزارش بي‌مقدار اوليه ما افزوده شود. ج: نهايتاً تقاضا دارم منتهي به پايان خرداد ماه گزارش نهايي فعاليت فرهنگي خود را ارائه دهيد، در غير اين صورت با ابراز شرمندگي فراوان گزارش نهايي سفر بدون بخش فرهنگي منتشر خواهد شد.

8- من فقط پيشنهاد دادم كه "در مورد مسايل زير" اول بحث كنيم. جملات خود را بيش از نوشته‌هاي آقاي مسيح‌تهراني عامرانه يا بي‌ادبانه نمي‌بينم. اگر دوست نداريد خيلي راحت در مورد يك مسئله وارد بحث نشويد.

9- انشاءالله سال آينده سفر مسئولي خواهد داشت كه شفاف‌سازي و بيان روند و فعاليت‌هاي اردو را به همه آموزش خواهد داد. من تا كنون هر اندازه كه لازم مي‌دانستم اطلاعات پخش كردم و هنوزم معتقدم تا زمانيكه شورا گزارش مرا نشنيده همين ميزان اطلاع رساني كافي است؛ پس پيشنهاد مي‌كنم جلسه شورا سريعتر برگزار شود. البته فقط پيشنهاد مي‌كنم و هيچ امر و نهيي در كار نيست. اما كسي هم انتظار نداشته باشد كه مسايل كاملاً محرمانه حتي در شورا مطرح شود. شورا قبلاً اثبات كرده حتي وقتي تصميم به برملا نشدن موضوعي گرفته مي‌شود، به تصميم خود پايبند نيست و رسالت شفاف‌سازي را به صورت كامل انجام مي‌دهد. در مورد مشاركت و اظهار نظر و شركت در تصميم‌گيري هم عرض كنم من وقت و وظيفه‌اي براي راه انداختن جلسات عمومي را نداشتم؛ شورا مجموعه‌اي را براي انجام روند اجرايي مسافرت انتخاب كرد كه آيين‌نامه‌اي براي اجراي فعاليت‌هاي خود آماده كرده بود و طبق آن قوانيني وضع كرد. نهاد نظارتي شوراي جهادي است، مخالفين هم اگر ما را براي بحث پيرامون مسايل قابل نمي‌دانند مي‌توانند با اين نهاد نظارتي صحبت كنند. درضمن ما از كسي پنهان نبوديم. در همين وبلاگ چند بار شخصاً نوشتم گروه اجرايي 5 شنبه‌ها در مدرسه جلسه دارد. قدم همه روي چشم؛ خوب وقتي كسي خودش دلش نمي‌خواد بياد اونجا و جلسات ما رو ببينه، من كه نمي‌تونم ملت رو به زور بكشونم اونجا. در اين مدت شريفي، سيد حسين موسوي و چند نفر ديگر بودند كه آمدند و در جلسات ما شركت داشتند و افراد زيادي كه جلسات را ديدند؛ در اين مورد از آقاي فوم هم مي‌تونيد بپرسيد، بنده خدا 5شنبه‌ها صاحب اتاقش نبود چون ما از ساعت 1 بعدازظهر تا 6 عصر اونجا جلسه داشتيم.

10- من هم مثل تمامي دوستان كارهاي زيادي دارم، اما نخواستم مثل خيلي از دوستان از زير كار شانه خالي كنم، بنابراين تمام مشكلات را به جان خريدم؛ هيچ مسئول مسافرتي رو هم نديدم كه بعد از مسافرت مثل من فعال باشه. اگر كمي تحمل كنيد تمام موارد رو به صورت جامع در شورا مي‌گذارم تا حداقل فايده‌اي داشته باشه، چون حرف‌هاي پراكنده هيچ فايده‌اي ندارد؛ بعد از آن شورا است كه تصميم مي‌گيرد چه اطلاعاتي پخش شود. يادآوري مي‌كنم اين مشكلات صرفاً به دليل روش فعاليت من است و اگر سال آينده مسئول مسافرتي انتخاب شد، تمام اين مشكلات برطرف خواهد شد.

11- هنوز هم فكر مي‌كنم تصميمات اتخاذ شده براي مسافرت در "خفا" نبوده، معذالك من به عنوان مسئول مسافرت نمي‌توانم و نمي‌خواهم مسئوليت تصميمات ديگران را به عهده بگيرم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

مسيح جان ببخشيد، بازم اسم شما خيلي اومد وسط.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:14  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من ساعت 10:30 امروز از پس مسافرت اول برگشتم. حتماً مي‌دونيد پس مسافرت چيه. با عقابي رفته بوديم.

نتايج:

          1- در اداره نوسازي كرمان با اقاي كامياب، رئيس اداره جلسه داشتيم و گزارش كوتاه داديم.

          2- يك گزارش به همراه آقاي رضايي فرستادم براي آقاي عبدلي، زنگ زد خيلي تشكر كرد.

          3- قرارداد اسكلت مسجد شوق‌آباد را امضاء كرديم و 000/500/4 تومان پيش‌پرداخت داديم. مبلغ كل قرارداد 000/100/10 تومان است.

          4- مسجد رحمت‌آباد متأسفانه هيچ پيشرفت قابل ديدني نداشت، اما تيرچه‌هاي سقف و سقف سبك براي پوشاندن كامل سقف طبقه اول و راه‌اندازي مسجد سفارش داده شده است.

          5- كار در مدرسه همچنان ادامه دارد اما آرام. متأسفانه هنوز ناظر نوسازي به پروژه ما سر نزده، بنا بر اين هنوز پولمان كامل نيست. اما كار ادامه دارد.

فعلاً همين چون كارهاي اين دو روزي كه نبودم تلمبار شده، اجالتاً با اجازه.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:57  توسط مصطفی گازری (7)  | 

به نام خدا

اين فكر بسيار خوبيه كه در مورد اجزاي مسافرت امسال صحبت كنيم تا به يك نقطه معلوم و موقعيت بهتر برنامه‌ريزي برسيم. اما به عنوان مسئول مسافرت فكر مي‌كنم موضوعات خيلي مهمتري در مورد برگزاري مسافرت وجود داره كه پيشنهاد مي‌كنم اول در باره اين مسائل با هم به نظر متفق برسيم، بعد وقتي به نظر متفق رسيديم سعي كنيم واقعاً بهش عمل كنيم. من پيشنهاد مي‌كنم در مورد مطالب زير اول بحث كنيم:

۱- قانون و نحوه عمل‌كردن به آن

۲- جايگاه مسئول مسافرت

۳- جايگاه افراد به عنوان شركت‌كنندگان در سفر جهادي

۴- جايگاه افرادي كه به عنوان مسئول محلي يا ... در ارتباط با اردو هستند

توضيحات:

۱- من اصلاً نمي‌تونم درك كنم كه چرا جماعت مفيدي در باره قانون اينقدر لاابالي است. قانون مي‌گذاريم كسي بعد از غروب آفتاب از اردوگاه خارج نشود، اما خيلي راحت و حتي بدون اطلاع مسئولين سفر افرادي اردوگاه را ترك مي‌كنند. قانون مي‌گذاريم اعضاي گروه فرهنگي قبل از رفتن به كلاس حق ندارند كار كنند، خيلي راحت از روي قانون مي‌گذريم و به آن افتخار كرده و براي خاطي هورا هم مي‌كشيم! برنامه روزانه يا هرچيزي شبيه اين قانون اردو است. اگر بنا است به همين راحتي از سر قوانين بپريم و افتخار هم كنيم، چرا وقت خود را براي بحث در اين موارد هدر دهيم. قانون چيزي نيست كه تصويب شود و بعد با تساهل و تسامح نحوه اجراي آن را دگرگون كنيم.

۲- بياييد دور هم و بدون رودربايستي جايگاه مسئول مسافرت را يكبار براي هميشه تعيين كنيم. اگر مسئول مسافرت فقط نقش يك هماهنگ‌كننده را دارد و اتفاقات و مسير حركت اردو به او ارتباطي ندارد، مسئول را توجيه و نام مسئول را از او برداريم چون در ان حالت واقعاً هيچ‌كس نسبت به اردو مسئوليتي ندارد و فقط برآورده كننده حاجات خواسته‌هاي افراد حاضر در اردو است. اما اگر بنا است مسئول مسافرت جريان مسافرت را هدايت كنند تا طبق موازين تعيين شده قبلي و نظرات شورا مسافرت خوبي داشته باشيم، هم اختيار مي‌خواهد هم تمكين. بقيه بايد مسئول مسافرت را تمكين كنند و احترام او را نگه دارند. اگر من نوعي به عنوان مسئول مسافرت با هر رذيله اخلاقي مشهود يا پنهان، در نقطه‌اي در بين كار تصميمي مي‌گيرم، همان لحظه موقع اعتراض و بحث نيست. بلكه حتي اگر تصميم يا حرف من به كلي غلط و مغاير تمام موازين منطقي و عقلي است، همان لحظه موقع ثلابه‌كشي نيست. هميشه براي بحث و تغيير نظر افراد فرصت هست. برخورد آني با مسئول يا مسئولين سفر تنها باعث از بين رفتن حس اعتماد همگاني به مسئول و تنزل جايگاه او مي‌شود. مثلاً وقتي به هر دليل نامعلومي به مسئول زير دست خود مي‌گويم فلان فاكتور را پرداخت نكن يا اين كار را چنين كن، نبايد هيچ‌كس ديگري در اين مسئله بنا بر دانسته‌هاي خود دخالت يا پا در مياني كند. بايد قبول كنيم كسي كه به نام مسئول سفر شناخته مي‌شود، رأس هرم مسافرت است، او چيزهايي را مي‌بيند و مي‌داند كه امكان ندارد كسي از پايين دست اين مسائل را متوجه شود ولو تجربيات زير دست به اندازه تمام جهان مخلوق از بالاست بيشتر باشد. نكته ديگر انكه اگر توقع داريم مسئول مسافرت به عنوان شخصي متمايز برخورد و رفتار كند، بايد با او متفاوت‌تر از گذشته برخورد كنيم. فكر مي‌كنم تصديق كنيد كه امور انساني هيچ‌گاه يك طرفه نيستند، پس مسلماً وقتي جامعه مفيد براي مسئول مسافرت احترام فوق‌العاده‌اي متصور نيست نبايد توقع داشته باشد مسئول مسافرت خود را براي مسافرت ... كند. يادمان هم باشد كه ما مسئول مسافرت با تمام نقاط ضعف و قوت او انتخاب مي‌كنيم؛ بهره‌مندي از هر نكته خاص هزينه‌اي دارد كه بايد پرداخت!

براي اين دفعه كافي است.

آرزوي همه موفقيت بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام به همه دوستان،

رفتيم مسافرت و برگشتيم. اتفاق بد كم نبود اما به هر حال من فكر مي‌كنم مسافرت خيلي خوب و به يادماندني گذشت و حداقل جزء خاطرات خوب من خواهد بود.

مسافرت امسال تمام شد. پيگيري‌هاي مسافرت امسال وظيفه منه، اما پيگيري مسافرت سال آينده و راه‌انداختن وظيفه همه ماست. خواهش مي‌كنم مجمع رو شركت كنيد و شورا انتخاب كنيد تا انشاءالله امسال ديگه دير نشه!

اجالتاً با اجازه!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:35  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام

۱- آقاي رحيم‌زاده به همراه گروه اولين پيش مسافرت فرهنگي رو رفتن.

۲- ما هنوزم دنبال پولين و هنوزم كسي نمي‌گه كجا مي‌تونيم بريم دنبال پول، از تعاونتون ممنون

۳- شروع كرديم به جمع‌آوري هداياي غير نقدي،چيزي هست خبر بدين. نمي‌دونم كي پارسال يه مقداري بن داد، اين هم گزينه خوبيه اگر كسي بن بي استفاده دستش داره.

۴- بخشدار منطقه مي‌گفت كار عمراني مدتي شروع شده تا براي رفتن ما آماده باشه.

۵- من ۴ اسفند مي‌رم پيش مسافرت

۶- اين پنج شنبه من مدرسه هستم، ديدار مردمي دارم، ان شاءالله هر ۵ شنبه همينه، كسي كري داشت حضوري در خدمتيم!

۷- هفته پيش هيئت بوديم و در مورد جهادي توضيحات ۱۰ دقيقه‌اي دادم.

آرزوي همه سلامتي بقيه!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:33  توسط مصطفی گازری (7)  | 

گزارش پيش مسافرت اول

صبح روز 5/10 به همراه آقايان عقابي، شمس و حجت الاسلام برهان با پرواز 6:45 آسمان از تهران به بم پرواز كرديم. در فرودگاه بم با نمايندگان يزد و بم آشنا شديم كه همسفر ما در هواپيما بودند. البته به دليل برنامه فشرده آنها امكان صحبت با ايشان فراهم نشد. سپس به سمت ريگان حركت كرديم.

در روستاي ناصريه با بخشدار محترم منطقه ديدار و همراه ايشان از محل اجراي پروژه مسجد روستاي ناصريه ديدن كرديم. سپس به شوق‌آباد رفتيم. اين مسجد به صورت سازه بنايي ديواركشي شده و بنا بوده كه سازه سقف از آن جدا باشد. سپس به بازديد از مدرسه دخترانه حجاب پرداختيم. مدرسه‌اي كه سال گذشته در منطقه بنيان نهاده شد. ديوارها تا سقف بالا رفته و سقف پوشيده شده است. كار در مراحل مياني است و به اميد خدا تا مهر آينده مدرسه آماده خواهد شد.

و از اينجا به بمبويان رفتيم. مسجد روستاي بمبويان در كنار منزل مسئول دانشگاه پيان نور منطقه قرار دارد. بخشي از زمين اين مسجد معلق به ايشان بوده است. در حال حاضر محل مسجد روستا يك كانكس است كه مساحت آن در حدود 40 متر متربع است. مسئول دانشگاه پيام نور (نام ايشان خاطرم نيست) توضيح دادند كه در ايام عزاداري حضرت علي (ع) در ماه مبارك رمضان، همسايگان سني ايشان در سوي ديگر خيابان و هم‌زمان با برگزاري مراسم مذهبي شيعيان در خيابان (به علت كمبود فضا و جا نشدن در كانكس) مشغول شادي و پايكوبي به بهانه جشن ازدواج بودند. مسجد اين روستا پي ريزي شده است. هم‌چنين مشكل نبود محل زندگي براي مبلغ و امام جماعت را توضيح دادند و عنوان داشتند كه عالمي كه براي مسجد در نظر گرفته مي‌شود به دليل اينكه نمي‌تواند خانواده خود را بياورد دائماً در حال تردد است و تعداد علماي زيادي در اين مدت عوض شده‌اند كه اين خود باعث آشفتگي در برنامه‌هاي تبليغي بسيار كم روستا شده است. لذا بنا شد تا ساخت منزل مسكوني عالم مسجد هم در دستور كار باشد.

بعد از اين بازديد با توجه به فرارسيدن ظهر، براي نماز، استراحت و نهار به منزل بخشدار محترم بخش رفتيم. بعد از كمي استراحت، به بازديد از مساجد روستاهاي رحمت‌آباد و رستم‌آباد رفتيم. اين مساجد نيز به صورت سازه‌هاي بنايي ديواركشي شده و بنا بوده كه سازه سقف از آن جدا باشد. پيرامون نگهداري يا خراب كردن اين ديوارها بحث زيادي شد و راه‌حل‌هاي مختلفي مطرح شد. ديوارهاي 35 سانتي است. نهايتاً بنا شد من يك سري نقشه، بدون ستون‌هاي مياني آماده كنم. اين نقشه‌ها همانطور كه در اخبار قبلي گفتم آماده و پست شد. متراژ نقشه اصلي 196 متر (12*16) است با دهانه‌هاي 4 متري كه احتمالاً در روستاي ناصريه كامل و در روستاهاي شوق‌آباد، رستم آباد و رحمت‌آباد به صورت 12*12 اجرا خواهد شد. 

به علت فرارسيدن ظهر، براي نماز و نهار و استراحت به منزل آقاي ابراهيمي (بخشدار) رفتيم.

بعدازظهر به همراه بقيه به بازديد مسجدي كه سال گذشته ديواركشي شده بود رفتيم. اين مسجد در همان حالي كه با آن خداحافظي كرده بوديم باقي مانده، بجز آنكه درب و پنجره آهني آن ساخته شده و كنار كار روي زمين آماده نصب بود. تنها دليل به تاخير افتادن كار مسجد نبود امكانات مالي بود. دهيار روستا گفت كه هزينه پوشاندن سقف مسجد روستا 3 ميليون تومان است و من فكر مي‌كنم در حدود 1 ميلوين تومان براي فرش كردن موزاييك كف مسجد بايد هزينه شود. يادآور مي‌شوم خاك منطقه نرم است و قبل از فرش كردن كف ساختمان بايد زير سازي لازم انجام شود كه هم زمان‌بر و هم هزينه‌بر است. اين نكته‌ها و نحوه آماده‌سازي كف براي دهيار منطقه توضيح داده شد تا در صورت تأمين مالي پروژه كار براي يكبار انجام شود و نياز به دوباره كاري بعد از چند سال استفاده از مسجد نباشد.

از محل مسجد براي ديدن تپه‌هاي شن روان رفتيم. تعريف اين تپه‌ها را زياد شنيده بودم اما تا به حال تجربه‌اي اينچنيني نداشتم. تا مچ پا در شن فرو مي‌روي و راه رفتن بسيار مشكل و نفس‌گير است. سمت آفتاب‌گير گرم و سمت سايه تپه بسيار سرد است. سرمايش از نوعي است كه از كف پا تا مغز استخوان مي‌رود. بعد از كمي پياده روي و عكاسي دوستان از تپه‌ها، با توجه به نزديك شدن غروب به سمت شهر به راه افتاديم. در اتومبيل آقاي بخشدار گفتند نقشه ايجاد يك متل و رستوران را براي ايجاد يك كمپ گردشگري در اين نقطه در ذهن دارند كه فعاليت‌هاي مربوط به آن را شروع كرده و تمايل به جذب سرمايه‌خصوصي يا ايجاد يك شركت تعاوني شهري براي انجام امور مربوطه دارند. (اين محل براي دوستداران تپه نوردي به صورت پياده يا با خودرو مكان بسيار خوبي خواهد بود.) همچنين در طول اين مدت در باره تداركات، محل اسكان، گزارش سال گذشته و ... صحبت مي‌كرديم. بعد از بازگشت به منزل بخشدار براي شام و خواب، صحبت‌هاي نهايي در مورد كار، ميزان اعتبارات لازم نيروي كار لازم و پروژه‌هاي جنبي قابل تعريف با هم صحبت كرديم. هزينه ساخت هر مسجد در حدود 30 ميليون تومان برآورد شد. بنا شد تا اردو در حد بضاعت خود براي تأمين منابع مالي و انساني لازم براي انجام كار تلاش كند. در ضمن بنا شد پي ديوار حصار مدرسه نيز ريخته شود تا يك گروه از دوستان هم‌سفر جهادي براي ساخت اين ديوار مشغول باشند.

صبح روز بعد سريعاً به سمت كرمان حركت كرديم. جاده برف‌آلوده، ليز، شلوغ و بسيار خطرناك بود، البته خدا را شكر ماشين ما گرم بود. هم هوايش و هم جوش. در شهر كرمان مستقيماً به جلسه با آقاي مهندس كامياب، رئيس اداره نوسازي مدارس كرمان رفتيم تا براي تامين هزينه‌هاي مانده مدرسه از ايشان كمك بگيريم. عكس‌هاي مدرسه را به ايشان نشان دادين و با مقداري بحث علمي، علاقه و پيگير بودنمان را به ايشان اثبات كرديم كه با چند بار نامه‌نگاري از تهران با ايشان، به اميد خدا مقداري پول در اختيارمان قرار خواهند داد.

از اينجا به بعد مسافرتمان از شمايل كاري درآمد و به تفريحي بدل شد. بعد از نهار از آقاي برهان را به راه‌آهن رسانديم و خود به فرودگاه رفتيم تا در صورت بودن جا با پرواز همان روز به تهران بياييم كه نشد. به مهمانسراي كميته رفتيم و دور هم به جلسه در مورد جهادي نشستيم. روز جمعه هم با اينكه 24 ساعت و يك ربع زودتر از پروازمان در فرودگاه كرمان بوديم (پروازمان 2 بعد از ظهر جمعه بود و ما 5 شنبه 1:45 دقيقه به فرودگاه كرمان رسيده بوديم كه پرواز براي تهران جا نداشت) نزديك بود از هواپيما جا بمانيم. هواپيما هم براي اينكه ما را ادب نمايد، با تغيير برنامه پروازي، كه به ما اطلاع داده نشده بود، بعد از يك توقف 1 ساعته در اصفهان به تهران آمد و خلاصه جمعه ساعت 5:30 دقيقه به تهران رسيديم. در طول مدت پرواز هم به تهيه ليست ملزومات جهادي و برنامه‌ريزي كارها مشغول بودم(بوديم).

اين بود انشاي من!

فكر مي‌كنم سفر خوب بود و نتيجه لازم را گرفتيم.

فقط شما يادتان باشد با دو تا آدم تپل مثل علي شمس و مصطفي عقابي سفر نرويد، اگر هم رفتيد و مجبور شديد با آنها در رديف عقب صندلي وانت دو كابين باشيد، وسط نشينيد، اگر نشستيد مثل من له مي‌شويد، از من گفتن بود!

درضمن اقاي رحيم‌زاده هم زحمت كشيدند و يك فرم جامع اطلاعات منطقه آماده كردند كه برا تكميل براي بخشدار (آقاي ابراهيمي) پست شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:48  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام به همه،

چون هنوز مثل چند هفته گذشته سرم شلوغه و فرصت زيادي براي نوشتن ندارم، خيلي سريع خبر مي‌دم،

۱- كارها در دست پيگيري و هيچ چيز رو زمين نمونده، خبر ندادن به بقيه لزوماً معنيش اين نيست كه ما كاري نمي‌كنيم، البته وظيفمونه كه اخبار رو درست و به موقع پخش كنيم، قبول دارم، معذرت.

۲- رفتم پيش مسافرت و اومدم، باآقاي شمس و عقابي. و واقعاً فكر مي‌كردم اين خبر رو منتشر كردم، اما مثل اينكه خبر نداده بودم.

۳- كارمون ۴ تا مسجد خواهد بود به اميد خدا اگر پول داشته باشيم. اين معنيش اين نيست كه كار ديگه عمراني نمي‌شه تعريف كردو اتفاقاً داريم صحبت مي‌كنيم كه اگر پولش برسه يه مدرسه ديگه هم شروع كنيم، اما به هر حال با توجه به وضعيت منطقه مسجد سازي در اولويته. مسئول جمع آوري پول و هدايا آقاي ملك هستند.

۴- با آقاي رحيم زاده دوره ۱۰ به پشتيباني جناب كمايي صحبت كرديم و برنامه ريزي براي يك كار فرهنگي مناسب و اگر شد طولاني مدت ان شاءالله

۵- من تو اين دو هفته نقشه ساخت يك مسجد (سالن) به مساحت ۱۹۶ متر رو آماده كردم و ديروز پست كردم براي ريگان، تا فنداسيونش ريخته بشه، اسكلتش هم نصب بشه و آماده براي ديواركشي بشه، به اميد خدا.

۶- هممون دنبال پوليم، الان هم گزارش آماده است هم طرح امسال هم بروشور، براي پول گرفتن كمك كنيد.

۷- براي تهيه بليط گروهي قطار كمك لازم  داريم.

۸- طرح‌هاي كاري كنار كار اصلي براي امسال يك جمع آوري كتب اضافي درسي و غير درسي براي منطقه است كه بايد يكي داوطلب انجامش بشه، داوطلب كه دوره دوازدهه، ولي علاقه‌مندان هم دوره شيشه، خلاصه پاكارش با هادي ملك هماهنگ كنه.

۹- طرح پيشنهادي ديگه جمع‌آوري قطعات اضافي كامپيوتري بچه‌هاس است. پاكارش با هادي ملك هماهنگ كنه.

۱۰- تمام پيشنهادات اردوگاهيتون رو به علي شمي بدين. از شهرداري گرفته تا برنامه شبانه و نميدونم مثلاً سخنراني و كلاس براي بچه‌هاي خودمون و از اين حرفا.

۱۱- تمام پيشنهادات فرهنگيتون رو به آقاي رحيم زاده ۱۰ بدين.

۱۲- آقاي عطارزاده دوره ۱۰ معاون روابط عمومي است.

۱۳- لطفاً هر چيزي كه به نظرتون مي‌رشه رو بگين و اصلاً حساب نكنين كه ما بعضي چيزهاي اندك رو مي‌دونيم و اطلاع داريم، شايد يادمون رفت.

۱۴- براي ارسال وسايلمون به ريگان براي تاريخ ۱۵ اسفند احتياج به يك فروند كاميون داريم.

و الان چيزه ديگه‌اي به نظرم نميرسه جز اينكه گروه اجرايي اردو تا حالا ۶ تا جلسه حداقل ۳ ساعته داشته و جلسه هفتگي دوره ۱۲ هم شركت كرده. براي فهمين نظرات دوست داريم تو جلسه هفتگي همه شركت كنيم، اينو با عطارزاده هماهنگ كنيد كه بيايم جلسه هفتگي دورتون، لطفاً.

آخرشم يادتون باشه با دعاي خالي شكم آدمم سير نمي‌شه چه برسه به اينكه جهادي راه بندازه، همه بايد كمك كنند. اگر كسي پيشنهادي داره بدونه كه احتمالاً خودشم بايد دنبال اجراي كار باشه، اينقدر كار زياد هست كه هر پيشنهاد جديد يك مسئول جديد هم مي‌خواد، خواهش مي‌كنم اگر فكر مي‌كنيد پيشنهادتون كار زيادي مي بره يا با توجه به بازه زماني قابل انجام براي اين سفر نيست يا خودتون نمي‌تونين دنبالش رو بگيرين، اول پيشنهادتون رو يواشكي به شورايي‌ها يا ما بدين تا بررسي‌ش كنيم، بعد اگر عملي شد علني‌ش كنيم. اين طوري گروه اجرايي تو آرامش بيشتري مي‌تونه فعاليت بكنه، پس لطفاً پيشنهاد خالي ندين، پيشنهاد دادن كار سختي نيست اما پيگيريش چرا!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:2  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

ما خيلي بي سر و صدا كار كردیم، قيافش بد شده.

من كرمان دنبال كار هستم. اونجا كار مسجد و مدرسه است. اما در زمينه‌هاي زير به شدت دنبال كمك هستم:

1-    كسي جايي كار مي‌شناسه يا كسي رو مي‌شناسه كه مي‌تونه كار تعريف كنه كمك كنه.

2-    كسي مي‌تونه براي تهيه بليط قطار گروهي كمكي بكنه يا تخفيفي بگيره بگه، خيلي مهمه.

من انتخابي نكردم كه حتماً برم كرمان. جاي كار مهم نيست، اولويت‌هاي انتخاب محل كار و نوعش به ترتيب زيره:

1-    رفتن به منطقه راحت باشه يا يك مسير مشخص براي رفتن به اونجا وجود داشته باشه، يعني مثلاً براي قشم رفتن مي‌شه تا بندر عباس با قطار رفت بعد با كشتي، يا تا بندر با اتوبوس بقيه‌شم شنا كنيم (خيلي حال مي‌ده!)

2-    نوع كار در زمينه عمراني محدود به مسجد، مدرسه و خانه هم مي‌شه هم نمي‌شه، اگر كسي نوع جديدي كار داره بياد بگه. هدف رفتن و كار كردنه. مطمئناً مسئول منطقه كار بي‌خود به كسي نمي‌ده يا كاري كه تو منطقه باد هوا باشه. بنابراين كار رو هم روي چيزي محدود نكنيد، هر كاري بود بگين، يه وقت فقط كار فرهنگي لازم بود، خوب يه مسافرت فرهنگي مي‌ريم، تازه مثل كار عمراني هم سخت نمي‌گذره.

3-    ترجيحاً منطقه و مسئولين هم با كار جهادي و بعدشم خود ما آشنا باشن. (منظور از ما جمعيت جهاديه)

4-    آب و هواي منطقه هم مهمه، مسلماً استان گلستان بهتر از خوزستان و خوزستان بهتر از كرمانه، فقط فاصله از تهران يه جوري باشه كه مسافرت كاروان‌سرا نشه كه ملت همين‌طوري بيان و برن. البته بايد اردوگاه صاحب داشته باشه و اين حرفا، اما خوب اگر مشكل درست نكنيم احتياج به حل كردنشم نداريم.

تنها نكته‌اي كه من اول پيگير كار كرمان شدم اين بود كه پارسال هم اونجا بوديم، ما رو مي‌شناسن. مسير رفتن هم تا بم با قطار و 3 ساعت با اتوبوس بود. البته آب و هواش خوب نيست.

بزرگ مي‌نويسم:

عمو جان‌ها كمك كنيد، براي بليط آدم پيدا كنيد كه يا بليط بهمون بده يا بتونه براي بليط گروهي كاري بكنه، اگر تخفيف هم ندادن ايرادي نداره ولي اگر با تخفيف باشه كه ...

سلامتي همه آرزوي بقيه ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:25  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام به همه،

لازم بود براي اطلاع رساني به همه در مورد مسافرت راهي رو انتخاب كنيم، يكي از اون راه‌ها همين اينترنته. من براي اينكه تعداد آدرس‌هايي كه مي‌خواهيم در مورد مسافرت چك كنيم زياد نشه، اخبار مسافرت رو در همين وبلاگ با عنوان "اخبار رسمي مسافرت ۸۷" منتشر مي‌كنم. سعي هم مي‌كنم كه با ايميل به صورت موازي اطلاع‌رساني كنم، البته آقاي علي شمس هم به عنوان مسئول داخلي اين كار رو خواهد كرد. پس ما دو نفر اخبار رسمي مسافرت رو پخش مي‌كنيم. بعد از راه‌اندازي سيستم‌هاي ديگه‌ي اطلاع‌رساني اون‌ها رو هم اعلام مي‌كنم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:5  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من تازه فرصت كردم صحبت‌هاي آقاي مسيح رو بخونم. با حرف‌هايي كه زده موافقم و فكر مي‌كنم شايد انجامشون خيلي سخت باشه، اما ممكن و لازمه. اينها حرف‌هايي نيستند كه فقط بزنيم و ازشون مثل هميشه رد بشيم. اينطوريم نيست كه نگرشمون به اين حرف‌ها كاملاً گذرا باشه، آقاي امير حسين موسوي فكر مي‌كنم اگر نصف ما به اندازه نصف مسيح دل بسوزونيم، مشكلات جهادي خيلي سريعتر حل بشه. البته دل همه مي‌سوزه اما فكر مي‌كنم شيوه دل‌سوزيه مسيح از همه بهتر و هدفمندتره. پيشنهادات فوق‌العاده‌اي داده كه البته تنها اشكال همشون اينكه بايد هيئتي اداره بشن و يك مقدار روح سازماندهي‌شون كمه. بايد براي سازماني‌تر شدنش يكم بيشتر فكر كنيم كه بتونيم در كنار كارهاي ديگه ازشون استفاده كنيم. بزرگترين مشكل ما اينه كه به قول حامد دستمالچيان  ضمانت اجرايي نداريم. البته ضمانت اجرايي داريم، از نوع دوستي و رفاقت بينمون كه به نظرم مهمترين ضمانت اجراييه اما خوب بُرِشِش براي همه يكسان نيست.

فقط چند تا نكته به گفته‌هاي مسيح اضافه مي‌كنم، ان‌شاءالله همه موافق باشن.

اول اينكه اين درسته كه شورا بايد از نظرگاه بالا و ناپيدا به جمع خط بده، اما نبايد مسئوليت تصميمات شورا بر عهده مسئول مسافرت باشه، براي همين هم در پيشنهادات اساسنامه گفتم كه نص صريح تصميمات به اطلاع همه برسه.

دوم اينكه همه بايد بيان و پيشنهاد بدن و دنبال كار باشن اما خيلي مهمه كه مسئول مسافرت و گروه اجرايي در مورد پيشنهادي غافلگير نشن.

سوم اينكه همانطور كه مسئول مسافرت بايد هماهنگي لازم براي انجام كارهاي پيشنهادي را انجام دهد، بقيه هم بايد توافق كنيم كه اگر پروژه پيشنهادي قابل جاگذاري در برنامه جهادي نبود، براي يكسال از آن بگذريم و در برنامه‌ريزي آينده بيشتر به اون فكر كنيم و زودتر داخل برنامه بگذاريمش. اصرار خارج از برنامه و حوصله مسافرت موجب ايرادات بزرگتري خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 20:36  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

اين پيشنهادات من براي برخي از بندهاي اساسنامه است. بندهاي فعلي با شماره بيان شده و بندهاي پيشنهادي براي جايگزيني يا اضافه شدن به بندهاي قبلي، با عنوان «جايگزين» يا «اضافه شود» بيان شده است.

بند 2-3-2) 3 نفر از ميان سه دوره آخر هر دوره يك نفر. انتخاب اين افراد بر عهده شوراي داخلي هر دوره مي‌باشد. در صورتيكه به هر دليلي اين امر توسط شوراي داخلي دوره‌ها انجام نپذيرفت، اين اعضا از طريق راي‌گيري درون دوره‌اي انتخاب خواهند شد. دبير شورا مسئوليت نظارت بر انتخاب اين اعضا و ارائه گزارش نحوه انتخاب را دارد. در عين حال لازم است دوره‌هاي مذكور تا نيمه اول ارديبهشت ماه هر سال، منتخبين خود را معرفي نموده باشند. لازم به ذكر است جهت ترغيب و تشويق دوره‌هاي تازه فارغ‌التحصيل به شركت فعال و مؤثر در شورا، سه دوره آخر مي‌توانند در نامزدي 5 نفر برگزيده مجمع نيز حضور داشته باشند.

جايگزين(1)                       3 نفر از ميان سه دوره آخر، يك نفر به ازاي هر دوره انتخاب مي‌شود. انتخاب اين افراد بر عهده شوراي داخلي هر دوره مي‌باشد. در صورتيكه به هر دليلي اين امر توسط شوراي داخلي دوره‌ها انجام نپذيرفت، اين اعضا از طريق راي‌گيري درون دوره‌اي انتخاب خواهند شد. دبير شورا موظف به شركت در اين انتخابات و ارائه گزارش نحوه انجام انتخابات به شورا است. در عين حال لازم است دوره‌هاي مذكور تا نيمه اول ارديبهشت ماه هر سال، منتخبين خود را معرفي نموده باشند. همچنين سه دوره آخر مي‌توانند در انتخابات سالانه اعضاي شورا در مجمع عمومي كانون نماينده داشته باشند. در صورت عدم معرفي عضو توسط 3 دوره آخر، شوراي جهادي بايد در جلسات هفتگي يا منظم دوره‌هاي مذكور شركت مستمر داشته و پيگيري كامل تا معرفي اعضاي جديد را بنمايد.

اضافه شود(1)                   اعضاي شورا هر ساله براي يك دوره دو ساله انتخاب مي‌شوند.

توضيح: براي جلوگيري از خروج سريع اعضاي باتجربه از شورا اين سيستم پيشنهاد مي‌شود تا هم ارتباط افراد با هم بيشتر باشد و هم فرصت آموزش دوره‌هاي آخر بيشتر باشد.

اضافه شود(2)                   حضور در جلسات شورا براي تمام اعضاي كانون جهادي آزاد مي‌باشد. ميهمان با اجازه دبير شورا مي‌توانند در مباحث شورا شركت كرده، اما به هيچ عنوان حق رأي نخواهند داشت.

بند 2-10) جلسات شورا با حضور حداقل 6 نفر از اعضا رسميت مي‌يابد و تصميمات جلسه با اكثريت آراء اعضاي حاضر در جلسه معتبر و لازم است.

جايگزين(2)                       جلسات شورا با حضور حداقل 10 نفر از اعضا رسميت مي‌يابد و تصميمات جلسه با اكثريت آراء اعضاي حاضر در جلسه (نصف به علاوه 1) معتبر و لازم‌الاجرا است. در صورت زوج بودن اعضاي شورا در جلسه به هنگام رأي‌گيري، رأي دبير شورا يا مسن‌ترين عضو جلسه (هركدام سناً بزرگتر بود) 2 بار شمرده مي‌شود.

توضيح: تعداد حداقل افراد حاضر در جلسه شورا با توجه به پيشنهاد دوسالانه بودن عضويت شورا مطرح شده. در صورت عدم پذيرش اين پيشنهاد، تعداد 6 نفر مناسب و كافي است.

بند 2-11) براي هريك از جلسات شورا بايد صورتجلسه‌اي توسط منشي شورا تنظيم و به امضاي اعضاي حاضر در جلسه برسد. در صورتجلسات شورا نام اعضاي حاضر و غايب و خلاصه‌اي از مذاكرات و تصميمات متخذه در جلسه با قيد تاريخ درج مي‌گردد.

جايگزين(3)                       براي هريك از جلسات شورا بايد صورتجلسه‌اي توسط منشي شورا تنظيم و به امضاي تمام اعضاي شورا كه در جلسه حاضر هستند، برسد. در صورتجلسات شورا بايد نام اعضاي حاضر و غايب، خلاصه‌اي از مذاكرات و نص صريح تصميمات محكم و اتخاذ شده در جلسه با قيد تاريخ درج ‌گردد. تمام صورتجلسات و ديگر مستندات شورا در يك بايگاني مركزي نزد منشي شورا باقي مي‌ماند. منشي شورا نص صريح تصميمات گرفته شده در شورا را منتهي به يك هفته از زمان تشكيل جلسه مربوطه، توسط ايميل به اطلاع كليه فارغ‌التحصيلان دبيرستان مفيد 2 مي‌رساند.

بند 2-13) وضايف و اختيارات شورا – شماره 6: نظارت مستمر بر فعاليت‌هاي مسئوليت مسافرت جهادي و گروه اجرايي وي به منظور انطباق فعاليت‌ها با مفاد طرح و اجراي ضوابط.

جايگزين(4)                       بررسي پيشرفت كار در قالب گزارشات كتبي يا شفاهي مسئول مسافرت يا نماينده او (طبق شماره 12 از بند 3-2)، برنامه‌زمانبندي، گردش مالي و نقدينگي طرح مسافرت و تطابق آنها با مباني، ضوابط و مقررات شورا و مجمع.

بند 2-13) وضايف و اختيارات شورا – شماره 13: شورا يك حساب بانكي دو امضايي به نام كانون با امضاي دبير و مسئول مالي شورا خواهد داشت و مبالغي كه از طريق شورا براي مصارف كانون تامين مي‌شوند و همچنين مانده حساب سفر‌هاي سال پيش در اين حساب نگهداري شده و در موارد لازم با تصويب شورا هزينه خواهد شد.

جايگزين(5)                       مسئول مالي شورا مسئول نگهداري بودجه شورا است. وي بايد يك حساب بانكي سرمايه‌گذاري كوتاه مدت افتتاح و بودجه شورا را در آن نگهداري كند. بديهي است هرگونه برداشت و هزينه از اين حساب با دستور مستقيم و كتبي شورا خواهد بود. اين دستور بايد در دونسخه با امضاي مسئول مالي و دبير شورا تهيه شود؛ يك نسخه به عنوان سابقه حساب نزد مسئول مالي شورا نگهداري خواهد شد و نسخه دوم در بايگاني مركزي شورا باقي خواهد ماند. اين تصميم همچنين بايد به وضوح در صورتجلسه شورا نيز ثبت گردد. بودجه شورا مشتمل بر مبالغي است كه توسط شورا براي انجام فعاليت‌هاي كانون تهيه مي‌شود به انضمام 10 درصد از باقي‌مانده بودجه‌ي مستقل تامين شده براي مسافرت سال قبل. مابقي بودجه مستقل سال گذشته مسافرت (90 درصد بودجه تامين شده در سال گذشته) به انضام مبالغ باقي‌مانده از فعاليت‌هاي سالهاي گذشته عيناً و طي دو رسيد با امضاي مسئولين گذشته و آينده مسافرت و دبير شورا در اختيار مسئول آينده مسافرت قرار خواهد گرفت. يك نسخه از رسيدها متعلق به مسئول سال گذشته خواهد بود و نسخه دوم در بايگاني مركزي شورا باقي خواهد ماند. مسئول مسافرت بايد حداكثر تلاش خود را براي جوگيري از كاهش ارزش منابع مسافرت در اثر گذشت زمان بنمايد.

اضافه شود(3)                   14- پيش‌بيني مشكلات اجرايي مسافرت و بحث و ارائه پيشنهاد به مسئول مسافرت در اين موارد. اين پيشنهادات الزام‌آور نيستند.

توضيح: با توجه به تجربه قابل تصور براي شوراي جهادي، اجراي اين بند به بيان بيشتر تجربيات و راهنمايي اعضاي دوره‌هاي آخر كمك مي‌كند.

اضافه شود(4)                   15- شورا موظف است به صورت شايسته (از طريق ايميل به گروپ فارغ‌التحصيلان، تلفن يا نامه) زمان برگزاري جلسات شورا را به اطلاع كليه اعضاي مجمع جهادي برساند و شرايط لازم براي حضور فيزيكي افراد در جلسات را فراهم نمايد. همچنين شورا موظف است زمان و مكان برگزاري جلسات مجمع عمومي جهادي را به دو صورت از سه روش ياد شده (ايميل به گروپ فارغ‌التحصيلان، تلفن يا نامه) به اطلاع تك‌تك اعضاي مجمع جهادي برساند.

بند 3-2) وضايف و اختيارات مسئول مسافرت – شماره 6: تدوين و ارائه گزارشات مورد نظر و ارائه تمامي مدارك و مستندات متعارف از قبيل فيلم، عكس، دفترچه تلفن و ...

جايگزين(6)                       تهيه گزارش مسافرت و ارائه تمامي مدارك و مستندات به صورت فيلم، عكس، دفترچه تلفن، گزارش مسافرت، گزارش مالي (مشتمل بر گردش مالي، ميزان تامين بودجه مستقل مسافرت، محل هزينه منابع و مستندات آن) و گزارش جامع پيگيري‌هاي انجام شده قبل از مسافرت و گزارش تكميلي از پيگيري نحوه ادامه كارهاي انجام شده در مسافرت تا نتيجه نهايي بر عهده مسئول مسافرت است و مي‌بايست حداكثر تا پايان شهريور ماه به شورا تحويل شود. دفترچه تلفن مسافرت، فيلم و عكس‌هايي كه بايد در اختيار حاضرين در مسافرت قراربگيرد مي‌بايست حداكثر تا نيمه ارديبهشت ماه يا زمان تشكيل مجمع كانون جهادي (هركدام كه زودتر بود) در اختيار تمام شركت‌كنندگان در مسافرت قرار بگيرد يا به شورا تحويل شود.

اضافه شود(5)                   10- مسئول مسافرت مي‌تواند درخواست تشكيل جلسه فوق‌العاده شورا بنمايد. دبير شورا موظف است ظرف مدت حداكثر يك هفته از وصل درخواست شفاهي يا كتبي مسئول مسافرت جلسه شورا را برگزار نمايد.

اضافه شود(6)                   11- مسئول مسافرت اختيار تام در انتخاب اعضاي تيم اجرايي خود دارد. در صورت تشخيص و اعلام نياز مسئول مسافرت، شورا مي‌تواند افرادي را به او پيشنهاد دهد. اين پيشنهادات الزام‌آور نيست.

اضافه شود(7)                   12- مسئول مسافرت بايد در تمام جلسات شورا قبل از مسافرت حضور داشته باشد. در غير اين صورت بايد فردي را به صورت كتبي (براي هر جلسه به صورت مجزا) به عنوان نماينده خود به شورا معرفي كند تا وظايف او را در شورا انجام دهد. اين نماينده فاقد حق راي است؛ مگر اكثريت اعضاي شورا (حاضر در جلسه) در ابتداي جلسه (قبل از شروع هرگونه مذاكره پيرامون مسايل مربوط به مسافرت) با حق رأي نماينده مسئول مسافرت موافقت كنند. مسئول مسافرت نمي‌تواند بيش از سه جلسه غيبت متوالي در جلسات شورا كه بعد از سفر برگزار مي‌شود، داشته باشد.

اضافه شود(8)                   13- مسئول مسافرت موظف به اجراي تمام مصوبات شورا و دستورالعمل‌هاي اجرايي صادره از سوي شورا است.

اضافه شود(9)                   14- حداكثر مبلغ دو ميليون ريال به عنوان بودجه مديريت در اختيار مسئول مسافرت است كه مي‌تواند بدون سند مستدل براي مسافرت هزينه كند. اما مي‌بايست محل و نحوه هزينه‌ها را كتباً به شورا گزارش دهد. با صلاح‌ديد و تصويب شورا مي‌توان سقف اين مبلغ را افزايش داد.

اضافه شود(10)               15- پرداخت فاكتورهاي با مبلغ كل بيشتر از 2 ميليون ريال بايد با اطلاع دبير شورا باشد.

در كل 6 پيشنهاد براي جايگزيني بندها و 10 مورد بند جديد پيشنهاد كردم. تمام پيشنهاداتم در مورد اين مسافرت نيست و اثر مستقيم در مسافرت امسال نخواهند داشت، اما بهتر ديدم همه را با هم بيان كنم كه چيزي از قلم نيافتد. بايد دوباره بگم كه نوشتن اين اساسنامه براي اولين بار كار بسيار بزرگي بود كه از من بر‌نمي‌آمد، اما افرادي مثل كوروش و امير رهبر، ملك، شريفي، موحدي‌مرام و بقيه اين جرأت رو داشتند و اين كار رو هم بسيار خوب انجام دادن. اين بندهايي كه نوشتم اصلاً به اين معني نيست كه اين افراد اشتباه كردند. فقط بعد از گذشت تقريباً يكسال و تفكر بيشتر روي اساسنامه، وضعيت برگزاري مسافرت سال گذشته و تجربه‌ها و مشكلاتي كه خودم در تيم اجرايي داشتم اين مسايل به ذهنم رسيد. روي مسايل مالي بيشتر تاكيد كردم چون خيلي مهمن و مي‌تونن دوستي‌ها رو به هم بزنن و از طرفي دو بار مسئول مالي مسافرت بودم و يك‌بار غير مستقيم در اون دخالت داشتم. وگرنه ما همه به هم اعتماد كامل داريم. لطفاً اگر حال داشتيد و اين مطالب رو خوندين بجز پيغام گذاشتن در وبلاگ نظرات خودتون رو برام جداگانه ميل كنيد تا بتونم بيشتر روشون دقت كنم و وقت بگذارم.

نكته آخر هم اينكه چون در اين فعاليت منفعت مالي براي هيچ‌كس متصور نيستيم، نمي‌توانيم جريمه يا جزا به عنوان ضمانت اجرايي تعيين كنيم. تنها دليل اجراي تمام اين قوانين يا هر قانون ديگري كه پيرامون برگزاري مسافرت محكم و مصوب مي‌شود، اعتبار دوستي و رفاقت بين ماست كه ارزشي بالاتر از تمام داشته‌ها، منفعت‌ها يا جريمه‌هايي است كه مي‌توان در اين رابطه مترتب دانست. ما همه مي‌خواهيم مسافرت بهتري داشته باشيم، پس همه بايد به شعور جمعي احترام بگذاريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:20  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من آقا مقداد رو نمي‌شناسم، نمي‌خوامم بحث كش‌دار و اضافه بكنم، اما چون ما ضاهراً در اين وبلاگ بخش FAQ نداريم  و افراد زیادی این انتقاد ئارد رئ به مسافرت سال مسئولیت دوره ۷ وارد کردند به اين نكته جواب بدم كه در سال مسئوليت ما ۱۰ نفر سرشهردار از دوره ۷ بودند، بله! اين تصميم در سيستم قبلي برگزاري مسافرت موسوم به برگزاري دوره‌اي گرفته شده بود و بر اساس مقتضيات آن سيستم و زمان بود. فكر مي‌كنم بحث در اين مورد در وبلاگ جايي نداشته باشه، اين مسئله به عنوان نقد از نظر بعضي افراد مطرحه و نظر اين افراد هم محترمه، اما جاي اين بحث‌ها در شرايط فعلي و نزديكي زمان برگزاري مسافرت در حالي كه هنوز مسئول مسافرت نداريم و برنامه‌هامون كامل نيست، در وبلاگ نيست، پس از همه خواهش مي‌كنم از طرح مسايل اين چنيني كه منجر به بحث و سوال و جواب بيهوده مي‌شه، اونم از نوع دو نفري، پرهيز كنيم. در مورد اين موارد مي‌شود رو در رو و در زمان بهتري هم صحبت كرد. متشكرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:48  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام

اخطار-< اين يك طرح اوليه است، پس نياز به بازنويسي و ساختاردهي مجدد دارد، ولي نخواستيد خوب نپذيريد!!

            *       لطفاً از عبارت «گروه پاي كار» استفاده نكنيد چون موجب هرج و مرج و برنامه‌هاي متعد خارج از دستور اردو خواهد شد كه كنترل آنها وقت زيادي از مسئول مسافرت خواهد گرفت، از «ارائه پيشنهاد و افراد مناسب براي انجام كار به مسئول مسافرت» استفاده كنيم، هم بهتره هم سازماني‌تر.

            *       در مورد گزارش ارسالي به همه نقاط تماس براي برگزاري مسافرت كاملاً با آقا محسن هم عقيده هستم و شخصاً تاثير گزارش در روند اجرايي مسافرت رو ديدم. اين خيلي مهمه.

            *       در مورد تاثيرات روي مردم منطقه هم من با محسن هم عقيده هستم. با اين ديد شايد اصلاً نيازي به گروه فرهنگي با اين سبك و سياق نباشد، مي‌تونيم يك گروه روابط عمومي داشته باشيم تا مثلاً در مسجد محل اسكان برنامه ثابت داشته باشه، نماز بخونه و با بچه‌ها بازي كنه، با بزرگترها صحبت كنه و خودشو در محل نشون بده.

            *       در مورد حضور روحاني در جمع (داخل يا خارج از گروه فرهنگي يا روبط عمومي) اين حضور بسيار مفيد خواهد بود، شاهد اين امر هم حضور سال گذشته آقاي الماسي در جمع بود. فكر مي‌كنم اگر قراره روحانيون نماد واضح دين و خدا باشند و ما هم كارمان براي خدا باشد ايرادي كه ندارد هيچ، حتي بهتر است كه روحاني همراه جمع باشد.

اما در مورد معاونت‌هاي پيشنهادي آقا محسن، من به دلايل زير مدل جديدي براي تقسيم‌بندي معاونت‌ها پيشنهاد مي‌كنم:

              ‌أ)      معاونت منابع، تجهيزات و تداركات: معاونت منابع انساني، طبق تعريف ارائه شده، ظاهراً با شروع مسافرت كار خاصي نخواهد داشت و بي‌كار مي‌شود، از سويي اين فرد به دليل ارتباط مستقيم با افراد و لزوم پيگيري امور در بين اشخاص، موقعيت مشخص و مناسبي براي جمع‌آوري هدايا نيز خواهد داشت، در اين صورت به عنوان مسئول هدايا روند كاري او در مسافرت هم ادامه خواهد داشت. از سويي تداركات نيز زيرمجموعه منابع و تجهيزات است و با توجه به سبك بودن كار پخش هدايا و لزوم همراهي دائمي وانت با اين گروه، مي‌توان در عين حال براي خريد و تداركات اردو هم برنامه‌ريزي كرد.

         ‌ب)      معاونت عمراني: به دليل اينكه تمام فعاليت‌هاي كاري اردو در صورت استفاده از پيشنهاد انجام فعاليت‌هاي تخصصي، لزوماً عمراني نخواهد بود، پيشنهاد مي‌كنم نام اين معاونت به امور كاري يا چيزي شبيه به اين تغيير كند تا جامعيت موضوع از نام آن نيز پيدا باشد.

           ‌ج)     ما همه كاملاً به هم اعتماد داريم، آما مسايل مالي بين خيلي از افراد رو به هم زده فاميل يا دوست. بنابراين و بر اين اساس كه يكي از اهداف ما براي رفتن به مسافرت حفظ و گسترش دوستي‌هامونه، لازم است تا گردش مالي اردو كاملاً معلوم و حتماً و به وضوح مكتوب باشد. لازم هم نيست حتماً در سطح تمامي افراد حاضر در اردو شفاف باشه! فقط مكتوب و معلوم باشه. اين امر به نحوه اتخاذ و اجراي تصميمات بسيار كمك مي‌كنه. همه مي‌دونيم كه ركن مالي در سازمان‌هاي رسمي و بزرگ مقام بعد از رياست است و اجازه تصميم‌گيري در مورد سازمان رو داره. اين ركن در اساس‌نامه هم ديده نشده و خلاء بزرگي را به وجود آورده است، لذا به نظر من احتياج شديد و اساسي به اين معاونت داريم.

طبق مواردي كه در بالا گفتم اين مدل را براي تصدي مسئوليت‌ها در مسافرت پيشنهاد مي‌كنم:

مسئول مسافرت/ معاونت مالي/ معاونت مستندسازي/ معاونت امور كاري/ معاونت روابط عمومي/ معاونت داخلي (شهرداري و اوقات فراغت)/ منابع،تجهيزات و تداركات (من نتونستم چارتم رو به اينجا منتقل كنم)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 0:35  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،
آقاي شورا! خيلي دير شده لطفاً عجله كنين. گروه‌هاي ديگه دارن برنامه ريزي جزئي مي كنن، ما هنوز مسئول مسافرت نداريم.
در جلسه (فكر مي‌كنم) سوم بررسي جهادي كه آقا محسن بسيار براش زحمت مي‌كشن، پيشنهاد شد كه روند انتخاب اعضاي شوراي جهادي عوض بشه، به عنوان يك طرح نپخته عنوان شد كه هر سال نصف شورا عوض بشه، فكر مي‌كنم قابل بحث باشه و حالا كه مايليم سيستم بهينه‌اي داشته باشيم بهتره تا وقتي كه سيستمي جانيافتاده عوضش كنيم. من فكر مي‌كنم كمبود تجربه و اطلاعات در سطح شوراي جهادي الان ما رو به اين وضعيت رسونده، از طرفي هم تا حداقل اكثريت جمع نخوان مشكل هر ساله مسافرت براي برپايي اون حل نميشه، شايد يكي از اهداف تغيير وضعيت انتخاب مسئول مسافرت مشاركت دوره‌هاي پايين‌تر (ببخشيد مي‌گم پايين‌تر، الان كلمه جايگزين بهتري پيدا نمي‌كنم) و رو غلتك افتادن كار بود. فكر مي‌كنم نا كارآمدي ظاهري اساسنامه جديد در همين دو سال با حل نشدن مشكلمون براي پيدا كردن مسئول مسافرت معلوم باشه، البته همين تغيير هم خودش كار بزرگي بود، كوروش و امير رهبر و بقيه كه سر اين موضوع وقت گذاشتن زحمت زيادي كشيدن و من فكر مي‌كنم بايد خيلي بهتر ازشون تشكر كنيم، اما من فكر مي‌كنم اين اساساسنامه هنوز مشكل ما رو حل نكرده.
پيشنهاد مي‌كنم يك مقدار تعداد شورا رو بيشتر كنيم تا هم افراد با تجربه ديرتر از شورا خارج بشن و هم بقيه فرصت بيشتر براي ارتباط مفيد با اونها داشته باشن.
خداي نكرده منظورم از اين حرف منت گذاشتن نيست، به قول بچه‌ها مسافرت بي مسئول نمي‌مونه، راي آوردن يكي مثل منم از سر اينه كه بقيه آشكارا براي مسئوليت مسافرت و برگزاريش ابراز علاقه نكردن، اما بازم من فكر مي‌كنم با راي آوردن من يا آقاي سعيدي اتفاق جديد بزرگي براي مسافرت نمي‌افته، چون بازم افراد ثابت خواهند بود، مثلاً در گروه پيشنهادي من هنوز مسئوليت‌هاي اصلي ثابته، گناهش گردن منه كه همه رو خوب نشناختم تا آدم انتخاب كنم اما اگر بهتر نگاه كنيم انصافاً دوره جديديا (بازم عبارت بهتري به ذهنم نرسيد) آدم شاخصي رو علم نكردن.
يك جمله دوستانه براي دوره 10 به بعد، براي انجام كارهاي حتي بزرگتر از اين احتياج خاصي به تجربه زياد نيست، فقط يك عدد سر مي‌خواد كه دستمال بهش ببندي، حتي اگر درد نمي‌كنه، جلو بياين تجربه افرادي مثل آقا محسن (كه شايد اصلاً نشناسيدش) خودش مياد دنبالتون. البته نمي‌دونم چقدر بايد خوش بين باشم كه جوون‌هاي فارغ‌التحصيل هم اين مطلب رو بخونن (ببخشيد اگر به خودم نمي‌گم جوون) اما آقاي سعيدي و افرادي مثل ايشون تا يك مدت محدودي مي‌تونيم دنبال كارهاي جهادي باشن، شما اگر جهادي رو دوست دارين بسم الله، اصلاً من ميگم بيايد به قول معروف خر جهادي رو بكشيد براي آيندتون قصاب شيد. يا اگر دوست ندارين با ما جهادي بريد اشكالي نداره، بگيد ما مثل مهمون ميايم و مي‌ريم يا اصلاً نمي‌يام. اما خوشحال مي‌شيم كه مسافرت برگزار بشه. سال 84 (بازم فكر مي‌كنم) كه دوره 9 مسافرت مجزا داشتن به شخصه خيلي خوشحال شدم، چون پيش خودم فكر كردم (تو دلتون نگين مصطفي گازريم مگه فكر ميكنه، بعضي وقتها يه اتفاقاتي توسرم مي‌افته كه احتمالاً بايد اسمش رو فكر كردن گذاشت!) افراد شجاع ديگري هم هستند كه مي‌تونن حتي به تنهايي و بدون پشتوانه نام مفيد سفر جهادي راه بندازن، اما نمي‌دونم چي شد از سال بعد خبري نشد.
به هر حال من براي همين امسال كه يكم هم دير شده به نوبه خودم از همه دعوت به هم‌ياري مي‌كنم تا كمك كنن، مثلاً براي پيشنهاد كيس كاري يا برنامه‌هاي جزئيه فرهنگي و اردوگاهي. احتياجي نيست دقيقاً مسئول مسافرت معلوم باشه، برنامه خوب، خوبه، هر كس كه مي‌خواد مسئول مسافرت باشه، اجراش مي‌كنه. بنابراين پيشنهاد مي‌كنم از الان هرچقدر كه به كليات جهادي فكر مي‌كنيد، به جزئيات برنامه امسال هم فكر كنيد و پيشنهاد بدين، براي بحث روي مسايل كلي از ابتداي اردوي امسال تا پايان شهريور سال آينده زمان دست نخورده داريم اما روزشمار مسافرت امسال ديگه داره معكوس مي‌شماره، قبل از اينكه ساعت شمار بشه طرح‌هاتون رو بدين.
خيلي بلند شد، معذرت مي‌خوام. آقا محسن به يه آدم وبلاگ نويسي نديده اجازه عرض اندام داده، بلد نيست حرفهاشو تنظيم كنه سر همه رو درد آورد.
يه پيشنهاد ديگه اينكه از اين به بعد هركس مطلب اضافه كرد با ميل به گروپ اطلاع بده يا اگر ميشه اقا محسن براي وبلاگ زحمت يك RSS رو بكشه (اشتباه كه ننوشتم، من فقط استفاده كردن ازش رو يخورده بلدم) ممنون
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:51  توسط مصطفی گازری (7)  |