تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام

راستش بعد از خوندن مطلب حاج محسن و بعدش هم كامنت‌ها، در مورد راضي كردن همه نظرات تو جهادي، يه مثال خلي ساده به ذهنم رسيد. اون هم بحث تخصصي شدن كار تو جهادي است. كه يه مدتي بعد از برگشتن از جهادي ذهنم رو درگير كرد. يه دور كاملاً هم منطقي و عقلاني توي اين موضوع بوجود مياد (حداقل خودم اينطور فكر مي‌كنم). يه نكته‌ي مهم هم بگم كه تو بيان مطالب پايين اصلاً منظورم هيچ كدوم از رفقا نيستند، فقط به طرز تفكرها و ديدگاه‌هاي مختلف، توجه كنيد. (ممنون)

امسال مي دونيد يه كار درست و حسابي (نقشه برداري) براي بروبچ عمران آماده شده بود. يه كار طراحي سايت برا كامپيوتري ها يه كار ارزيابي اقتصادي هم برا صنايعي‌ها. جالب بود رضايت براي حضور در گروه نقشه‌برداري پايين بود (شرايطش سخت بود ولي اصولاً بايد براي كسي كه كار تخصصي‌اش اون موضوع هست، انجام كار اون هم در شرايط اردو جهادي دلچسب مي‌شد)!

بروبچ عمراني سال بالا مي گفتن يادمون رفته و باهاش كار نكرديم، سال پايين تري‌ها هم مي‌گفتن نخونديم! آخر سر هم بيان شد، ما تو رودوايستي كار رو پيش برديم؟ اين يه واقعيته كه مسن ترين عمراني توي جمع امسال ما دوره هفتي بود. (سال آخر دانشگاه) درسته تو جمع فاغ‌التحصيلان، استاد هيئت علمي عمران هم داريم (دوره2) ولي شرايط اومدن به جهادي رو به هر علتي نداره! اون وقت كار مي‌افته رو دوش رفقاي دانشجو كه نهايتاً مي‌گن كار براي ما بزرگ بود. تازه طيكي از دوستان تو جلسه پاياني گفت از سالهاي بعد بنا نمي‌خوايم، بچه‌هاي عمران خودمون، كار رو جمع كنن، بهتره.

باز تو جلسه پاياني يكي ديگه مي‌گفت باميد خدا، سال بعد كارهاي عملگي كمتري داشته باشيم. دقيقاً تو همون جلسه يكي ديگه، از روش عقلاني اثبات مي‌كرد جهادي جايي است براي عمله‌گي و بس. از همه جالب‌تر مسئول مسافرت كه تمام دردسرها رو متحمل شده مي‌گفت پيشنهاد من (با توجه به بازخورهايي كه ديده بود) اينه ديگه سراغ كار فني نريم.

خوب، شما اگه بخواي مجري باشي آيا اين سختي رو متحمل مي‌شي كه كار فني بگيري، بعد رفقا از رو رودرواسي انجامش بدن و بعد بگن اين كار در حد ما نبود (برامون سنگين بود). اون هم كاري كه به نظر مياد مهم‌ترين كار بروبچ عمران تو يه منطقه اين مي‌تونه باشه (نقشه‌برداري). البته راست هم مي‌گن چون دانشجو هستن.

راستش اين‌جا كه مي‌رسه به ذهنم مي‌آد الكي دور خودمون مي‌چرخيم. چون برگزاري اردوي ايده‌آل براي همه، سرآبي بيش نيست!

((نمي‌خوام جمع‌بندي كنم فعلاً ته مطلب رو باز مي‌گذارم تا بشه ادامه داد))

ياعلي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط رضا کریم زادگان (6)  | 

سلام؛

چند وقتي نمي‌رسيدم به محيط وب بيام. چند تا مطلب رو ديدم خواستم به عنوان يه پست به اونا بپردازم. مهم‌ترين فعاليت شوراي جهادي پس از بازگشت، برگزاري همايش (مجمع) جهادي بود. گزارش همايش رو هم در وبلاگ گذاشتم. مطالعه بفرمائيد.

http://www.jahadi_86.persianblog.com/

در مورد همايش انتقادي شده بود كه كاملاً به من برمي‌گشت و من هم كاملاً قبول دارم. يه همايش كه هر سال يه بار رخ مي‌ده با اين عظمت برگزار شد جا داشت اطلاع‌رساني بهتري براش بشه. البته هزينه‌ي پست، هزينه‌اي گزاف بود، اون هم درست زماني كه هنوز موفق نشديم پول تصويب شده‌ي سازمان ملي رو ازشون بگيريم. برا همين اطلاع رساني تلفني و پيام كوتاهي رو انتخاب كرديم. تو هر دوره يك نفر انتخاب شد تا به تمام دوستاني كه حداقل به بار تو جهادي‌هاي فارغ‌التحصيلي شركت داشتن خبر رو برسونه. زدن يه نامه‌ي الكترونيكي هم هزينه‌ي خاصي به جز صرف وقت نداشت، مخصوصاً براي من كه دعوتنامه رو هم آماده كرده بودم. اما واقعاً نشد. حتماً تنبلي كردم. ببخشيد.

اما يه مطلبي رو هم آقا محسن اشاره كرده بودن. و اون حضور كمتر رفقا در همايش بود. محسن جان حضور رفق در مجمع، دلايل ديگه اي داره كه لزوماً ربطي به دغدغه‌هاشون نداره. پارسال (با تمام شرايط خاص خودش) براي مثال پذيرايي شام رو داشت، دعوتنامه جلوي خونه‌ها رفته بود. تجربه‌ي اول بود. فاصله‌ي نسبتاً زيادي با اردو جهادي داشت و ... .

اون چيزي كه در اين بررسي مهمه اينه كه ببينيم درصد همكاري حضار چقدر بوده؟ پارسال 90 نفر شركت كردن اما فقط 8 نفر كانديد شدن، اما امسال از حدود 54 نفر 11 نفر كانديد شدن. اين اون چيزي است كه من ازش به عنوان طول و عمق مجمع نام مي‌برم. به نظر من مهم نيست طول مجمع (تعداد حضار) چقدر باشه، مهم اينه كه عمق مجمع (درصد علاقع و تصميم به داشتن فعاليت در شوراي بعدي) زياد باشه.

يا علي

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:35  توسط رضا کریم زادگان (6)  | 

سلام

از دوستان خواهش می کنم تا یه سری به وبلاگ جهادی بزنن مطلبی در راستای ادامه انتقادات و نهایتا اجرایی کردن آنها نوشتم. بخوانید و من منتظر نظرات همگی شما هستم.

http://www.jahadi_86.persianblog.com/

و بعد هم آماده ی تشکیل دومین همایش (مجمع) جهادی در نیمه ی اردیبهشت باشید (بامید خدا). حتما همگی می دونید در این سیستمی که پارسال به تصویب رسیده برای هدایت اردوی جهادی هر کدام از رفقایی که یک سال در اردوی جهادی فارغ التحصیلان شرکت داشته اند می تونن در جلسه مجمع کاندید بشن و نهایتا بعد از آوردن رای در میان ۵ نفری که از مجمع انتخاب میشوند و به همراه ۳ نفر از ۳ دوره آخر و مسئول مسافرت شورای جهادی رو تشکیل می دهدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 1:4  توسط رضا کریم زادگان (6)  | 

سلام

اردوي جهادي، اونهم از نوع فارغ‌التحصيلي اش واقعاً از عجيب‌ترين سفرهايي است كه در عمرم ديده‌ام. وصف اردوي جهادي رو آقا محسن تو يادداشت اولش گفت. اما تو اين چند خط مي‌خوام يه نگاهي به اردوي جهادي فارغ‌التحصيلان (ف.ا.) داشته باشم. البته رويكردم هم در ادامه‌ي مطلب مسعود مسئول مسافرته.

واقعيت اين است كه دغدغه‌ي ماها از نوشتن در اين وبلاگ هم، اردوی ف.ا. بوده. چون اردوي جهادي دانش‌آموزي در قالبي كه مدرسه قرار مي‌دهد اجرا مي‌شود. سياست گذاري‌هاي آن توسط كساني است كه همه كاره‌ي مسافرت هستند يعني مسئولان مدرسه، مشخص مي‌شود و كسي هم اجازه‌ي تخطي از آن را ندارد. لذا اصلاً موضوع پيچيده‌اي نيست.

اما در جهادي ف.ا. مسئول مسافرت (در ديد سنتي‌اش) صرفاً كسي است كه بازه‌ي بيشتري از وقتش رو صرف هماهنگي‌هاي مسئولين نهادها، انتخاب كار، بازديد از منطقه، آماده‌سازي شرايط منطقه براي ورود رفقاي هم مدرسه‌ايش و ... كرده. همين و همين. حتي به ياد دارم عده‌اي از رفقاي قديمي ما از مسئول مسافرت به مسئول هماهنگي تعبير مي‌كردند. اما كساني كه به اردو مي‌آيند؟

عده‌اي شون از لحاظ سني بزرگتر از مسئول مسافرت‌اند. سوادشون بيشتره. يه عده‌اي هم كه با اون بنده خدا هم سن اند كه تكليفشون روشنه (از دوستتشون انتظار دارن با اونا كاري نداشته باشه). مي‌مونن عده‌‌ي كمي كه از او كوچكتر هستند كه باز تعريف دوستان دو دره! روشنه و يه تعداد كمي شايد حرف‌شنوي داشته باشن. اين نگاه البته بدبينانه‌ترين نگاه بودها. اما اگر بچه‌ها نخوان مرام و معرفت رو درنظر داشته باشن اين چيزا كاملاً عاديه!

توي تمامي شرايط و محل‌ها همه سعي مي‌كنن از خرد فردي شون استفاده كنن. براي مثال توي يه شرايط خاصي مسئول سفر برنامه چيده ملت رو ببره گردش و بازديد و ... توي سفر و اردوي دانش‌آموزي همه بايد از اين قضيه تبعيت كنن اما توي يه همچين اردويي هر كسي يه نظري مي‌ده، يكي مي‌گه هوا داره تاريك مي‌شه، يكي مي‌گه سرده، يكي مي‌گه چرا اينجا؟ و اونجا نه؟ و ... اگر هم برنامه نذاره مي‌گن بي‌ارزه بوده و ... . هيچ وقت يادم نمي‌ره اون سالي كه مسئول بوديم از عده‌اي از دوستان خواستيم تا به كاري خاص مشغول شوند، يكي از بچه‌ها كه مثلاً با ما هم دوست بود برگشت و با عصبانيت داد زد فكر كردي كارگر گرفتي؟ اما خدا رو شكر در جمع بر و بچه‌هاي مفيد اين افراد در اقليت‌اند و حتي مورد غضب ديگر دوستان نيز قرار مي‌گيرند.

پيشترها تعداد بروبچ ف.ا. كمتر بود و جمع يكرنگ‌تر لذا برگزاري اين سفرها با سيستم‌هاي مرام و معرفت جواب مي‌داد اما الان كه جمع واقعاً بزرگ شده و مرامي برخورد كردن به تنهايي كارساز نيست. بايد همه خودشون رو موظف به انجام كارهايي كه مسئول مسافرت مي‌گه بدونن و در مقابل مسئول هم از يه سري اختيارات برخوردار باشه (نگفتن مرام تعطيله ها) البته باز بايد بگم در تمام اين 5  اردوي جهادي ف.ا. كه حضور داشتم، مواردي از اين دست به تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسيده‌ها. اون هم فقط به خاطر نزديكي دوستان از لحاظ تربيتي و ... است. (براي همين هميشه معتقد بودم اين اردو دارويي نيست كه بشه به هر جمعي اون رو تجويز كرد. هر دانشگاه و مدسره و مسجد و ... بتونن اين اردوي را به سلامت برگزار كنن.) اين يكي از موردهايي بود كه من و عده‌اي ديگر از رفقا  رو به فكر تغيير سيستم جهادي انداخت.

در مورد مسئول مسافرت يه دل پر حرف دارم كه در فرصت‌هاي مناسب اونا رو مي‌نويسم.

ياعلي!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:12  توسط رضا کریم زادگان (6)  | 

دست آقا محسن درد نكنه. جاي خوبي براي بحث بوجود اومد. اما راستش وقتي اسم‌هاي نويسندگان رو ديدم يه جورايي به خودم اجازه نوشتن رو نمي‌دم. چون يه عده‌اي از اين اسامي معلم‌هاي من هستند كه جهادي رو به من ارائه دادن، تعريف كردن و از همه مهمتر ياد دادن. (بگذريم از اينكه آيا من شاگرد خوبي بودم كه بتونم اون رو درست ياد بگيرم يا نه... اين بزرگان كه تلاششون رو كردن). ولی از این عزیزان هم می خواهم تا در مباحث وارد شوند.

محيط‌هاي مجازي جون مي‌ده براي بحث. چون يه عده‌اي بهونه شون اينه كه ما نمي‌رسيم بيايم، اصلاً نيستيم، ديگه متاهل شديم و ... . اما خدا رو شكر، به بركت اينترنت همه به هم نزديك‌اند در حالي كه دورن؟ و اگر اين موضوع براشون مهم باشه مي‌تونن به بيان نظرات بپردازن. تو این چند سالی هم که گذشته تجربه ی جدی این کار رو نداشتیم (در مورد جهادی) و همیشه در حد اطلاع رسانی از این وسیله استفاده می کردیم. پس بسم الله بگید و وارد شید.

راستی برای اطلاع از آخرین اخبار جهادی نوروز ۸۶ حتماْ به پیک جهادی سر بزنید ها:

http://www.jahadi_86.persianblog.com/

 

یا علی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 1:44  توسط رضا کریم زادگان (6)  |