تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام.

این رو خوندید؟ (از وبلاگ آقا زرین)

سفر جهادي سفر خودسازي است نه سازندگي
گندم را براي كاه نمي‌كارند گرچه كاه هم گير مي‌آيد
مسافرت جهادي را براي خودسازي می‌روند گرچه خانه‌اي هم ساخته مي‌شود
و شرط اول در خودسازي نديدن خود است
ديگران را به خود ترجيح‌دادن كه همين است كه اصلاً تو از خانه بروي به چيزي حدود 1000km آن طرف‌تر
و براي كسي كه نمي‌شناسيش.
شرط خودسازي، مبارزه با خود است آن خودي كه ترا در خودت فرو مي‌برد و مي‌شود نقش اول و ديگران را مي‌كند خصم كه تا با تو هستند با آناني و چون مخالفتي كنند بجوش آيي و اهانتي كني!
و البته امسال شنيده‌هاي ما از مسافرت جهادي گوش‌نواز بودند
اگر بگذريم از آن جمله‌اي كه گفت فلاني به دوره خودش پشت كرد!
كه در اين سفر اصلاً خودي وجود ندارد!
و اگر بگذريم از آن دلخوري كاذبي كه مشاركت دوره‌اي را كمرنگ كرد كه اگر خودي نباشد، دلخوری هم نخواهد بود!
و اصلاً سفر جهادي فرصت است و وظيفه ما "اغتنم الفرص"
ما بايد بدنبال فرصت باشيم و روزشمار و منتظر تا بيايد و نفسي بكشيم و بهره‌اي ببريم، گيرم نيامديم، كي ضرر مي‌كند؟
و اگر بگذريم از دودي كه در جايي به هوا رفت كه كسي نديد و اين خود بد نيست و تشكّر البته به اميد روزي كه دودي به هوا نرود
و ساير شنيده‌ها اعم از حضور و پي‌گيري و مديريت و كار موافق.
و من هم به نوبه خود خوشحال و شاد از توفيق دوستان و متأسف از جواني از دست رفته و غبطه خور به حال شما عزيزان
و اين نبوده مگر با همكاري همه فارغ‌التحصيلان عزيز و پي‌گيري و جلسات متعدد گروه مديريت جهادي كه خود شاهد بعضي از جلسات آنان بودم و مديريت تيم رهبري آقايان گازري، شمس،ملک و عطارزاده
اميدوارم نقد و بررسي سفر جهادي سال 1387، راهگشاي سفر جهادي پربارتر در سالهاي آينده باشد.

- - - - -
در تاریخ ۲۱ فروردین اصلاح شد.

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:11  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

نقل از وبلاگ آقا زرین:

براي چه به مسافرت جهادي مي‌رويم؟

الف) خودسازي از طريق:

     1)      بودن نه فقط براي خود            مثل به جبهه رفتن

     2)      تحمل سختي و مشقت             مثل جنگيدن

     3)      خلوص در نيت                     لازمه شهادت

     4)      زندگي در محيطي به دور از گناه  چيزي شبيه جبهه

ب) ايجاد روحيه در دردمندان از طريق:

      1)      بذل محبت خالصانه

      2)      همنشيني همراه با خضوع

      3)      رفع مختصري از محروميت‌هاي آنان

ما براي دلِ خودمان بهمسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي از زنگار گناه جلا پيدا كند

و براي دل هموطنان خود به مسافرت جهادي مي‌رويم كه كمي تسلاي حال آنان باشيم

اگر قرار بود كه به لهو و لعب و بي‌خيالي و فراموشي سپري كنيم، اصفهان و شيراز و ...

چرا جهادي و چرا به اسم خودسازي و چرا به نام ديگران ولي به كام خودمان.

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:2  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

سعی کردم خلاصه اش کنم؛ اصلش را در اینجا به قلم آقای احمدزاده ببینید.

جهادي، جهاد، جهادگر

۱) پاياني نيك براي جهاديسال‌ها پيش، در دبيرستاني به نام مفيد، اردويي برگزار شد كه با اردوهاي رايج مدارس، زمين تا آسمان تفاوت داشت. اردويي بلند مدت كه فقط براي تفريح برگزار نمي‌شد. اردويي كه به اهداف برگزاري اردو در مدارس بسيار نزديك بود و شرايط آرماني ايجاد محيطي براي شناخت و يادگيري را فراهم مي‌كرد. اردويي كه زمينه‌ي آموزش‌هاي معنوي و تربيت دانش‌آموزان را دست‌يافتني مي‌كرد. از آن روز تا حال، سال‌هاي سال، اين اردو به شكل‌هاي مختلف و با تغييراتي، برگزار شده‌است. حتي همان دانش‌آموزان بعد از فارغ‌التحصيلي از دبيرستان، به برگزاري اين اردو مشتاق بوده‌اند. گاهي هم همان فارغ‌التحصيلان در محيط‌هاي دبيرستاني و دانشگاهي ديگر، برگزاري آن را رواج داده‌اند.

۲) امروز به جايي رسيده‌ايم كه در هر جمع جوان و دلسوزي كه وارد شويم، عبارت مسافرت جهادي غريب و دور نيست. اما آيا اين جمع‌ها و تشكل‌ها، دورنمايي از گنج‌هاي پنهان « حركت جهادي » و خداي ناكرده آفات « جهادي لجام گسيخته » در ذهن دارند؟ آيا دانشجويان جواني كه در جلسه‌ي توجيهي مسافرتي جهادي شركت مي‌كنند و به فعاليت در مناطق محروم تشويق - و گاه تهييج - مي‌شوند، كلمه‌اي از مباحث « هدف جهادي‌ »، آفات و يا « تجربيات ارزشمند جهادگران ديگر » به گوش‌شان خواهد رسيد؟ آيا « جهادي » فقط خانه‌سازي است يا تغيير فرهنگ مردم بومي هم از وظايف ماست؟

 

۳) هدف جهادي

...

يادم مي‌آيد در اولين سالي كه با مسافرت جهادي آشنا شدم، تأكيد پايه‌گزاران اين طرح انساني، بر « شناخت » استوار بود. شناخت « هموطنان محروم » و « شناخت خود ».

آن روزها هر صحبتي كه از جهاد و مسافرت جهادي بود، به « تفكر » و « آشنايي با محروميت » مي‌رسيد. دورترين هدفي هم كه براي دانش‌آموزان ترسيم مي‌شد، فكركردن به محرومان بعد از احراز پست‌هاي كليدي در جامعه بود. هدفي كه قرار بود پس از تغيير يك نسل در جامعه نمايان شود. ( مقايسه كنيم با مسافرت‌هايي كه دورترين هدفش ديدار دوستان است )

...

۴)  تأثيرات فرهنگي مسافرت جهادي

در هر مسافرت جهادي گروهي با عنوان « گروه فرهنگي و آموزشي » وجود دارد كه وظايف متعدد و متنوعي براي آن تعريف مي‌شود. اما معمولا كار اين گروه، آموزش مباحث اعتقادي و گاه هنري به دانش‌آموزان روستا و سرگرم‌كردن آنان و در مسافرت‌هاي قوي‌‌تر، برگزاري كلاس‌هاي درسي براي دانش‌آموزان است.

...

تنها وقتي فرهنگ مردم آن‌جا متأثر مي‌شود كه مي‌بينند عده‌اي پايتخت‌نشين، براي انجام كاري كوچك، همت كرده‌اند و قدم پيش نهاده‌اند. اگر اين همت، مردمي را وادارد كه براي خود كاري كند، « فرهنگ‌سازي » كرده‌ايم. اين هم با شعار و جلسات جهادي‌شناسي و توجيه فلسفه‌ي جهادي براي مردم منطقه، فراهم نخواهد شد. نفس پاك مي‌خواهد و اخلاص كه كار به چشم مردم بيايد. با پرچم و علم نمي‌توانيم چشم و دل مردم را برباييم.

...

 

۵) اخلاق جهادي

مسافرت جهادي حركتي است كوتاه اما با تأثيرات وسيع. زماني اين تأثير به ثمر مي‌نشيند كه اخلاق هم همراه آن باشد. اگر در كمك به مردم محروم، اخلاق نداشته‌باشيم، براي‌مان مهم نيست كه با دريافت علني كمك‌ها، شخصيت محرومان شكسته مي‌شود. معمولا فقط براي‌مان مهم است كه به خانه‌ي مردم فقير برويم و وضعيت زندگي آنان را از نزديك ببينيم. بهانه‌هاي زيادي هم براي راه‌اندازي « كاروان بازديد از محرومان » يافت مي‌شود. آشنايي با محرومان، ديد و بازديد عيد، رساندن كمك‌هاي غيرنقدي به محرومان و ...

اما آيا تا به‌حال خود را جاي اين محرومان گذاشته‌ايم؟
...

بايد سعي كنيم جهادگراني كه به مسافرت مي‌آيند قبل از برخورد با محروميت، معرفت و اخلاق برخورد با محرومان را كسب كرده‌باشند.

 

۶) برخورد با مردم و مسؤولان در جهادي

برنامه‌ريزي و بررسي روابط ما با مردم و مسؤولان منطقه، معمولا در اولويت‌هاي پايين تدارك مسافرت قرار مي‌گيرد. خيلي از گروه‌هاي جهادي نوپا، جهادي را سطحي مي‌بينند و در حين كار و رابطه با مردم و مسؤولان، اهداف و اصول و اخلاق را فراموش مي‌كنند.

... مردم روستايي شيعه نشين، به زحمت در حال ساخت حسينيه‌اي براي روستا بودند و جوانان هم مشغول فعاليت بودند. بعد از بازديد از اين پروژه، مسؤول جهادي دانشگاه محترم، از روحاني روستا قول گرفت كه كار، تا دو ماه ديگر تعطيل باشد تا دانشجويان براي ساخت آن حسينيه بيايند. روستايي كه مردم آن، خود مشغول فعاليت و بي‌نياز از همراهي غريبه‌ها بودند، حال، در انتظار كمك هاي انسان‌دوستانه‌ي تهرانياني هستند كه قرار است با دبدبه و كبكبه براي ساخت حسينيه‌شان بيايند.

به نظر شما، هدف از مسافرت هاي جهادي تشويق مردم به كار و فعاليت است يا « ارضاي حس كارگري و كمك به محرومان »؟ چرا بايد تمام منطقه دست به سينه در خدمت ما باشد تا برويم و بيلي بزنيم و از شعر خواندن هنگام كار لذت ببريم و مسؤولان منطقه را به باد انتقاد ناآگاهانه بگيريم و بازديدي هم از موزه‌ي محروميت داشته‌باشيم و به شهرمان بازگرديم؟

مردم و مسؤولان بايد در خدمت ما باشند يا ما براي خدمت، هجرت مي‌كنيم؟ چرا جواني كم سن و سال بايد به خود اجازه دهد در مقابل مردي سال‌خورده كه شايد مسؤوليتي هم داشته باشد تندي كند؟ آيا برگزاري بي‌دردسر جهادي مجوز بي‌ادبي و تندي با صاحبخانه است؟ اگر يك روز بي‌آبي را تجربه كنيم يا بي‌سيمان بمانيم، بهتر از تحقير مسؤولي است كه بعد از رفتن ما بايد بماند و منطقه را مديريت كند؟ آيا هنگام برخوردهاي تند و دور از ادب، به اين فكر مي‌كنيم كه ممكن است وجهه‌ي معتمد روستا را در نظر مردم خراب كرده‌باشيم؟

 

۷) ... و جهادي، جهاد، جهادگر

جهادي حركتي‌است الهي. هجرتي است عظيم. اما بايد قبل از هجرت خيلي مسائل را براي خودمان حل كنيم.

بايد بدانيم كه دين ما دستورات زيادي براي كمك به همنوع دارد و دستورات زيادي هم در مورد نحوه‌ي كمك به همنوع.

بايد بدانيم چرا مي‌رويم، كجا مي‌رويم و چه بايد بكنيم تا لياقت لفظ « جهادگر » را داشته باشيم.

بايد بدانيم ما روزي‌ده محرومان نيستيم و فقط وسيله‌اي هستيم كه لياقت سهيم شدن در رنج محرومان را يافته‌ايم.

بايد بدانيم بيشترين نفع جهاد براي خودمان است تا رفاه خواب‌مان نكند؛ تا انسانيت را فراموش نكنيم.

بايد بدانيم « كمك به محرومان » خوب است، اما نبايد باعث « تحقير » بندگان پاك خدا شود.

بايد بدانيم « احترام به انسان‌هاي ديگر » لازم است، حتي اگر يك روز از مسافرت كوتاه ما، از بين رفته باشد.

بايد بدانيم « غرور »، آفت جهادي است.

  • دعا كنيم كه جهادگر شويم و جهادگر بمانيم ...

یا علی      

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10:40  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  |