تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

سلام،
آقاي شورا! خيلي دير شده لطفاً عجله كنين. گروه‌هاي ديگه دارن برنامه ريزي جزئي مي كنن، ما هنوز مسئول مسافرت نداريم.
در جلسه (فكر مي‌كنم) سوم بررسي جهادي كه آقا محسن بسيار براش زحمت مي‌كشن، پيشنهاد شد كه روند انتخاب اعضاي شوراي جهادي عوض بشه، به عنوان يك طرح نپخته عنوان شد كه هر سال نصف شورا عوض بشه، فكر مي‌كنم قابل بحث باشه و حالا كه مايليم سيستم بهينه‌اي داشته باشيم بهتره تا وقتي كه سيستمي جانيافتاده عوضش كنيم. من فكر مي‌كنم كمبود تجربه و اطلاعات در سطح شوراي جهادي الان ما رو به اين وضعيت رسونده، از طرفي هم تا حداقل اكثريت جمع نخوان مشكل هر ساله مسافرت براي برپايي اون حل نميشه، شايد يكي از اهداف تغيير وضعيت انتخاب مسئول مسافرت مشاركت دوره‌هاي پايين‌تر (ببخشيد مي‌گم پايين‌تر، الان كلمه جايگزين بهتري پيدا نمي‌كنم) و رو غلتك افتادن كار بود. فكر مي‌كنم نا كارآمدي ظاهري اساسنامه جديد در همين دو سال با حل نشدن مشكلمون براي پيدا كردن مسئول مسافرت معلوم باشه، البته همين تغيير هم خودش كار بزرگي بود، كوروش و امير رهبر و بقيه كه سر اين موضوع وقت گذاشتن زحمت زيادي كشيدن و من فكر مي‌كنم بايد خيلي بهتر ازشون تشكر كنيم، اما من فكر مي‌كنم اين اساساسنامه هنوز مشكل ما رو حل نكرده.
پيشنهاد مي‌كنم يك مقدار تعداد شورا رو بيشتر كنيم تا هم افراد با تجربه ديرتر از شورا خارج بشن و هم بقيه فرصت بيشتر براي ارتباط مفيد با اونها داشته باشن.
خداي نكرده منظورم از اين حرف منت گذاشتن نيست، به قول بچه‌ها مسافرت بي مسئول نمي‌مونه، راي آوردن يكي مثل منم از سر اينه كه بقيه آشكارا براي مسئوليت مسافرت و برگزاريش ابراز علاقه نكردن، اما بازم من فكر مي‌كنم با راي آوردن من يا آقاي سعيدي اتفاق جديد بزرگي براي مسافرت نمي‌افته، چون بازم افراد ثابت خواهند بود، مثلاً در گروه پيشنهادي من هنوز مسئوليت‌هاي اصلي ثابته، گناهش گردن منه كه همه رو خوب نشناختم تا آدم انتخاب كنم اما اگر بهتر نگاه كنيم انصافاً دوره جديديا (بازم عبارت بهتري به ذهنم نرسيد) آدم شاخصي رو علم نكردن.
يك جمله دوستانه براي دوره 10 به بعد، براي انجام كارهاي حتي بزرگتر از اين احتياج خاصي به تجربه زياد نيست، فقط يك عدد سر مي‌خواد كه دستمال بهش ببندي، حتي اگر درد نمي‌كنه، جلو بياين تجربه افرادي مثل آقا محسن (كه شايد اصلاً نشناسيدش) خودش مياد دنبالتون. البته نمي‌دونم چقدر بايد خوش بين باشم كه جوون‌هاي فارغ‌التحصيل هم اين مطلب رو بخونن (ببخشيد اگر به خودم نمي‌گم جوون) اما آقاي سعيدي و افرادي مثل ايشون تا يك مدت محدودي مي‌تونيم دنبال كارهاي جهادي باشن، شما اگر جهادي رو دوست دارين بسم الله، اصلاً من ميگم بيايد به قول معروف خر جهادي رو بكشيد براي آيندتون قصاب شيد. يا اگر دوست ندارين با ما جهادي بريد اشكالي نداره، بگيد ما مثل مهمون ميايم و مي‌ريم يا اصلاً نمي‌يام. اما خوشحال مي‌شيم كه مسافرت برگزار بشه. سال 84 (بازم فكر مي‌كنم) كه دوره 9 مسافرت مجزا داشتن به شخصه خيلي خوشحال شدم، چون پيش خودم فكر كردم (تو دلتون نگين مصطفي گازريم مگه فكر ميكنه، بعضي وقتها يه اتفاقاتي توسرم مي‌افته كه احتمالاً بايد اسمش رو فكر كردن گذاشت!) افراد شجاع ديگري هم هستند كه مي‌تونن حتي به تنهايي و بدون پشتوانه نام مفيد سفر جهادي راه بندازن، اما نمي‌دونم چي شد از سال بعد خبري نشد.
به هر حال من براي همين امسال كه يكم هم دير شده به نوبه خودم از همه دعوت به هم‌ياري مي‌كنم تا كمك كنن، مثلاً براي پيشنهاد كيس كاري يا برنامه‌هاي جزئيه فرهنگي و اردوگاهي. احتياجي نيست دقيقاً مسئول مسافرت معلوم باشه، برنامه خوب، خوبه، هر كس كه مي‌خواد مسئول مسافرت باشه، اجراش مي‌كنه. بنابراين پيشنهاد مي‌كنم از الان هرچقدر كه به كليات جهادي فكر مي‌كنيد، به جزئيات برنامه امسال هم فكر كنيد و پيشنهاد بدين، براي بحث روي مسايل كلي از ابتداي اردوي امسال تا پايان شهريور سال آينده زمان دست نخورده داريم اما روزشمار مسافرت امسال ديگه داره معكوس مي‌شماره، قبل از اينكه ساعت شمار بشه طرح‌هاتون رو بدين.
خيلي بلند شد، معذرت مي‌خوام. آقا محسن به يه آدم وبلاگ نويسي نديده اجازه عرض اندام داده، بلد نيست حرفهاشو تنظيم كنه سر همه رو درد آورد.
يه پيشنهاد ديگه اينكه از اين به بعد هركس مطلب اضافه كرد با ميل به گروپ اطلاع بده يا اگر ميشه اقا محسن براي وبلاگ زحمت يك RSS رو بكشه (اشتباه كه ننوشتم، من فقط استفاده كردن ازش رو يخورده بلدم) ممنون
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 2:51  توسط مصطفی گازری (7)  |