اولاً كه خاكسار خيلي باحاله، خودم چاكرشم، درش شكي نيست.
ثانياً از مسافرت نيم فارغلي تابستان تازه برگشتيم، جاي همه خالي، خيلي حال داد.
ثالثاً چرا بهمون بر ميخوره مگه ما درگير اين سندرمهايم كه واكنش نشون ميديم. بهترين راه حل براي مخالفت با آقاي خاكسار، همونطور كه خودشم كد داده، عدم نشان دادن حتي يك عكسالعمل به نوشتش بود كه خوب اين طوري نشد. خودمونيم راست ميگهها!
رابعاً حضرت مسيح عزيز من راست گفته بود كه ميرم ريگان، البته تا يزد رفتم اما به دليل ايجاد نقض فني در موتور هواپيما در حالي كه همراه مجيد خان عابديني بوديم بازم برگشتيم تهران. بعدشم نشد برم. الآنم دارم سعي ميكنم برم، اگر قبل از سربازي بشه!
ميگم شما هم شانس نداشتينها، موتور هواپيما خراب شد، من سالم برگشتم، دلم براي همهتون هم ميسوزه هم تنگ ميشه، اجالتاً اين رو لطفاً به حساب خداحافظي سربازي بگذارين تا ببينيم چيميشه! يا علي!
پينويس:
فقط يادتون باشه دوباره مثل اين مدت كه من نبودم توي وبلاگ و گروپ به هم نپرين، وظيفه گاز گرفتنِ هم رو فقط به من بسپارين و در كنار هم از زندگي لذت ببرين!!!![]()
![]()
