ممنون از برگزار کنندگان. اگر انتقادی هست به قصد نادیده گرفتن زحمات آن ها نیست. در خوب بودن و لازم بودن و .... این همایش ها شکی نیست.
دوم.
مهرباران چرا سایت ندارد. چرا جایی نیست که گزارش بدهد. این اولین نقص یک چیزی شبیه به این گروه است. ستادی این چنین اگر فاقد درگاهی برای اطلاع رسانی عمومی باشد، یعنی وجود ندارد. بعدتر خواهم گفت چرا.
سوم.
گروه برگزار کننده ی همایش، اهداف عملی برای خودش تعریف نکرده بود. این یک نقص بزرگ است. که گمان می برم ناشی از نشناختن جایگاه برگزارکنندگان توسط خود برگزار کنندگان است!
یک وقت یک همایش علمی ای یک دانشگاه برگزار می کند برای یک مساله ی ملی یا علمی یا .... یک وقت سازمان مدیریت مرحوم یک همایش برگزار می کند. یک وقت بنده به عنوان یک علاقمند همایش برگزار می کنم٬ یک وقت یک مسئول و کسی که جایگاه رسمی دارد می خواهد یک کار بکند. و همایش برگزار کند.
این که همین جور این جمعیت را رها کنیم که خودش فکر کند و نظر بدهد و تصمیم بگیرد٬ چیز مطلوبی برای یک چنین همایش سراسری ای که از همه جای کشور جمع شده اند نیست.
این باعث می شود که در نهایت کسانی که شرکت کرده اند٬ احساس کنند که این همایش (جز زیارتش) بار زیادی نداشت. و فایده ای نداشت. و چیزی که فایده نداشته باشد٬ پایدار نمی ماند.
شاید بنده -به هوای امام رضا- سال دیگر هم شرکت بکنم٬ ولی به خاطر این همایش٬ اگر کیفیت اش همین باشد که امسال بود٬ احتمالا شرکت نخواهم کرد.
خلاصه این که ساختار و تکنیک و تنظیم محتوای این همایش جالب نبود. استاندارد نبود. باید تلاشی کرد که اصلاح شود.
چهارم.
گروه هایی که شرکت می کنند٬ چندین دسته اند.
شرکت کنندگان بداهتا به دو گروه کلی جهادی و خیریه تقسیم می شوند.
در مرحله بعد گروه های جهادی چند دسته اند. دانشجویی (در دانشگاه ها تاسیس شده اند) و غیردانشجویی (خارج از دانشگاه تشکیل شده اند و شرکت کنندگانشان دانشجو هستند).
گروه های غیردانشجویی (نظیر ما) معمولا گروه های مسنی هستند که دوران بلوغ را طی کرده اند. ساختار و سازمان دارند. جا افتاده اند و به هر فلاکتی که شده است اردویشان برگزار می شود و تعطیلی ندارد. مشکلاتی که این گروه ها می فهمند و دیده اند و شنیده اند کجا و کسانی که یک سال است چنین گروهی را راه انداخته اند و معلوم هم نیست که چند سال این قصه شان ادامه پیدا کند.
این گروه ها را کنار هم نشاندن٬ کار بدی نیست ولی این ها را سر یک میز نشاندن که تصمیم جمعی برای ساماندهی و سازماندهی گروه های جهادی دانشجویی کشور بگیرند کار عبثی است.
اصلا این گروه ها حرف های همدیگر را نمی فهمند.
گروه کوچکتر نکات ریز گروه بزرگتر را وسواس و زوائد می بیند. در جایگاه خودش٬ حق هم دارد.
ما یک طرح اولیه بردیم آن جا (عمده اش زحمت آقا مصطفی گازری بود) و ارائه کردیم که رویش بحث بشود. اولا این کار٬ کار ما نبود. ما نباید این کار را می کردیم. این کار گروه برگزار کننده ی همایش بود. آن ها باید یک چیز اولیه را آماده می کردند و می گذاشتند روی میزها. از مدتها قبل حتی. که این جا تصمیم نهایی گرفته شود. (آن هم اگر لازم است. رای عمومی را می خواهی که مشروعیت ببخشی. وقتی نیازی به این مشروعیت عام نداری٬ اصلا رای گیری ات برای چی است؟)
خلاصه آن روز مصطفی رفت ارائه کرد و استقبال هم شد. شب آمدند ساعت ۱۱ نشستند دور هم که راجع به آن بحث شود. بحث های خوبی هم شد و تا ساعت ۲ بامداد هم ادامه یافت. خیلی حرف ها زده شد. فکر ها بیان شد. بحث ها به هم نزدیک شد. دوستان با همدیگر آشنا شدیم. خوب هم بود.
آن جا یکی از بچه های مفید ۱ آمد گفت که ما خیلی اختلاف داریم. در هدف. در اجرا. در انگیزه و اندازه و ... امکان ندارد بتوانیم با هم یکی شویم.
گفتم: این منحصر به این جا نیست. شما گروهی که امسال در شورایتان هستند معلوم نیست با گروهی که سال بعد باشند یکی باشند. شما و ما در گروه هایمان هم با هم اختلاف نظر داریم ولی سفرمان را برگزار می کنیم. خوب هم می شود.
این که ما هدفمان را یکی کنیم یا انگیزه یا ... نه ممکن است نه لازم.
توافق فلسفی با هم کردن٬ نه ممکن است نه لازم است. ولی توافق اجرایی هم ممکن است هم لازم .
استانداردها را می شود تعیین کرد و باید تعیین کرد.
به هر حال غرض این بود که ما را نشاندن پیش همدیگر خوب است. بد نیست. برای ما بد نیست. ولی من اگر بنا باشد چنین بودجه ای هزینه کنم هیچ وقت این طور هزینه نمی کنم. تا قرون آخرش را با کار کشیدن از شرکت کنندگان٬ زنده می کنم!
دوستان گفتند که هزینه ها زیاد نبوده. نمی شود که نباشد. ممکن است که مهرباران نپرداخته باشد. میهمان شده باشد. ولی میهمان هم بوده باشد٬ برای صاحب خانه که هزینه داشته است. از آسمان که نمی آید.
این است که این هزینه ها باید زنده شود. باید خیلی تمهید از قبلش کرد.
برداشت شخصی بنده این بود که هدف از برگزاری این همایش٬ -برای برگزارکنندگان- همانا برگزار کردن همایش بود. و این چیز بدی است.
ربطی هم به شخص خاصی ندارد. گمان بنده این است که علت کم تجربگی دوستان است که اگر به ایشان تذکر داده شود حتما اصلاح خواهد شد و بهبود خواهد یافت.
ادامه ی این مطلب در ذهن حقیر حاوی پیشنهاداتی بود که تلاش می کرد بیان کند که ستادی شبیه به این ستاد چه کارهایی می تواند و باید بکند.
که اگر خدا خواست٬ در قالب دیگری عرضه خواهد شد.
