تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

شرح مختصر جلسات برگزار شده براي برنامه‌ريزي و اجراي پروژه مسافرت جهادي فارغ‌التحصيلان دبيرستان مفيد2

1- 16/9/86

          الف- قبول مسئوليت مسافرت

          ب- توضيحات پيرامون جلسه شورا با آقاي گازري

          ج- توضيح و توزيع مسئوليت‌ها

          د- هماهنگي اوليه

2- 21/9/86

          - بحث پيرامون گروه فرهنگي و مسايل پيراموني آن (با حضور آقاي كمايي)

3- 27/9/86

          - ابتكارات شهرداري‌ها

4- 15/10/86

          - بحث پيرامون چيستي و هستي! گروه فرهنگي (البته ما تا آخر مسافرت هستي! رو نديديم!)

5- 18/10/86

          - بحث پيراون گروه فرهنگي و نياز‌هاي آن با مسئول گروه فرهنگي

6- 25/10/86

          - تشخيص نيازهاي اردو و برنامه‌ريزي براي طرف كردن آنها

7- 2/11/86

          - جمع‌آوري پول، تعيين سرانه سفر

8- 11/11/86 جلسه با آقاي فوم

          - طرح مشكلات سفر از نظر مدرسه يا "بالاخره كي پشت مسافرت حرف زده بود؟!"

          - راه حلهاي مشكلات سفر از نظر مدرسه يا "چيكار كنيم كه "كي" پشت سر مسافرت حرف نزنه!!"

          - حذفيات جهادي يا "چيكار كنيم كه اصلاً "كي" به وجود نياد!!"

9- 15/11/86 با حضور آقاي شفيعي

          - جمع‌آوري كمك‌هاي نقدي

          - شناسايي خيرين يا "آقا شما لو رفتين!"

          - امكان تأمين آب آشاميدني اردو به صورت نخريدني! بلكه حمل كردني كه آخرم نصرفيد، نشد!

10- 18/11/86 جلسه با آقاي زرين

          - هدف‌هاي مسافرت رفتن

          - فوايد مسافرت رفتن

          - نحوه برگزاري مسافرت

          - پيشنهاداتي براي برگزاري مسافرت

          - حذفيات مسافرت

11- 18/11/86

          - برنامه‌ريزي

          - شركت در جلسه هيئت فارغ‌التحصيلان

12- 20/11/86

          - بازهم بحث كثيف ماديات و پول و بدبختيم پول نداريم و از اين حرفا!!!

13- 21/11/ 86

          - ليست هزينه‌ها

          - اطلاع‌رساني

          - تابلوي مدرسه

          - فيل‌برداري يا همان فيلم‌برداري يا "اين عكاسي فيلم‌برداري معظليه‌ها"

14- 23/11/86 جلسه با شوراي جهادي

          - توضيحات فعاليت‌هاي انجام شده و برنامه‌هاي مدون شده

          - فيلترينگ يا حذفيات جهادي

15- 24/11/86 جلسه با آقاي عقابي و مرحوم كريم‌زادگان دامة عزه

          - تحويل مستندات جهادي و طرح اجرايي براي جذب كمك‌هاي نقدي

          - بحث با آقاي عقابي پيرامون حذفيات پيشنهادي مسافرت از سوي ايشان

16- 25/11/86

          - برنامه روزانه

          - نهايي شدن حذفيات مسافرت و تصميم‌گيري در مورد آدمهاي خاص

          - گزارش نهايي شروع به كار سيستم ثبت‌نام

17- 2/12/86

          - دريافت گزارش پيش‌مسافرت فرهنگي

*** برگزاري جلسه توجيهي مسافرت

18- 4/12/86

          - نهايي‌كردن برنامه‌هاي فرهنگي و برنامه‌ريزي جزئيات باقي‌مانده

19- 6/12/86

          - بررسي بازتاب‌هاي جلسه توجيهي

          - مرور برنامه‌ها و تغييرات نهايي

20- 8/12/86 با حضور فعال دوست‌‌داشتني كه مسافرت نيامد، جناب مستتاب مجتبي شريفي دامة عزه

          - برنامه‌هاي شبانه

          - برنامه‌هاي اردوگاهي

21- 10/12/86 سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانش‌جويان سراسر كشور

          - بررسي امكان همكاري

22- 11/12/86

          - بحث پيرامون مقررات اردو و اردوگاه

23- 15/12/86 مهرباران

          - نحوه عمل و تعامل گروه‌ها

24- 16/12/86

          - گروه فرهنگي

          - برنامه فرهنگي

25- 19/12/86 سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان سراسر كشور

          - ارائه پيشنهادات همكاري

26- 20/12/86 آخرين روزي كه تهران بودم

          - تقسيم خريدها و پيگيري‌هاي نهايي ارسال كمك‌ها

27- 20/1/87

          - تحويل گرفتن گزارش‌هاي مالي

          - برنامه‌ريزي براي تهيه دفترچه تلفن

          - برنامه‌ريزي براي تهيه و توزيع سي‌دي‌هاي مجاز عكس مسافرت

          - نحوه اداره تابلو فارغ‌التحصيلان در مدرسه

28- 6 تا 9/2/87 همايش مهرباران

          - تعامل بين گروه‌هاي جهادي مختلف

          - مشهد بود خيلي حال داد

          - تازه لوح تقدير به همه دادن، خوب به ما هم دادن!!!

          - كارگاه مديريت پروژه هم داشت، رفتيم ديديم همون كارايي كه كرديم رو داره مي‌گه انجام بديم.

29- اواخر ارديبهشت سازمان ملي جوانان

          - پيشنهاد براي ايجاد دبيرخانه مسافرت‌ها و از اين حرف‌ها

30- همين هفته پيش

اين يكي رو راستشو بخواين من نرفتم، محسن رفتع وقتي به من خبر دادن كه تو راه بودم، مي‌رفتم مشهد؛ خلاصه محسن حتماً ميگه كه چه خبر بوده.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:45  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام.

در ادامۀ مباحث مربوط به بررسی جهادی ۸۷،
به ذهنم رسید که دربارۀ جلسات صحبت کنیم.

ظاهراً در این اردو سه جلسۀ رسمی در ابتدا، وسط و انتهای اردو برگزار شده
که متأسفانه این حقیر تنها در جلسۀ میانی حاضر بودم.

قبل اردو هم یک جلسۀ پیش مسافرت برگزار شد.
بیشترش را من در ذهن ندارم.

حال به توصیۀ جناب ظفری بنده در متن چیزی اضافه نمی کنم
مگر آنچه مسئولین اردو بخواهند.
پس دربارۀ جلسات جهادی ۸۷ بگویید آنچه دلتان می خواهد.

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:58  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام،

اگر قراره در مورد مسافرت مسايلي اعصاب و روان من رو رنده بكنه، دليلي نداره بقيه ازش خبر نداشته باشن!

1- ما بدون اسم نوشتيم، اما اگر طلبه‌ايد كه اسم تو مطالب باشه من راحت‌تر هم هستم.

2- لطف بكنيد شفاف‌تر از اين چيزي كه هست، جمله زير را بيان كنيد:

"بعد از غروب آفتاب كسي اجازه خروج از اردوگاه را ندارد" اگر كسي اينجا ابهامي مي‌بينه كه به پيچوندن قضيه منجر مي‌شه ما رو هم روشن كنه. روش برخورد با قانون بحثه نه نقضش!

3- مخفي بودن مسايل مالي از خصوصيات اين مباحث است. من هم وقت و حوصله ندارم براي هر كسي كه از راه رسيد توضيح بدم تو مسافرت چه خبر بوده. من طبق شماره‌هاي 3 و 5 از بند 3-2 اساسنامه موظف به پاسخگويي به شورا هستم كه در اين بندها هم هيچ حرفي از مسايل مالي به ميان نيامده و فقط از عبارات "گزارش مقطعي پيشرفت" و "پاسخگويي در قبال مسئوليت‌هاي گروه اجرايي" آمده است. انشاءالله سال ديگه مسئول اردو جوري انتخاب مي‌شه كه همه بهش حداقل اعتماد رو داشته باشن، چه مالي، چه عقلي و چه اخلاقي!

4- روش‌هاي كمك به اردو مشخص بود، حداقل اگر به سابقه همين وبلاگ مراجعه كنيد چندين بار ليست نيازمندي‌هاي اردو را مي‌بينيد. از آدم‌هايي هم كه خيلي از مشكلات اردو رو رفع كردن مي‌تونين بپرسين. اگر اين بين از كسي به صورت خاص كمك‌خواهي نشده، همه دليل شفاف بودن يا نبودن موضوعات نيازمند به كمك نبوده و نيست. مثلاً آقاي مسيح‌تهراني دوبار به صورت طولاني در مورد انتخاب محل كار با من صحبت كرد. وقتي هم كه مشكلي حل شد احتياجي به اعلام مجدد ندارد چون آن مشكل حل شده است!

5- خدا ببخشه!، اما عذرخواهي كسي الآن به درد من نمي‌خوره، مهم اينه كه تو جريان مسافرت چه تأثيري گذاشتيم.

6- اگر تا الآن چيزي نگفتم و سفارش كردم بقيه هم چيزي نگن (البته رحيم‌زاده هرچند در ظاهر فعاليتش زير نظر ما بايد انجام بشه، تمام كارهاشون رو با بقيه تنظيم مي‌كنند و از اوامر دوستان بغير از ما پيروي مي‌كنند، لذا از قيد "بقيه" يادشده مستثنا است.) دليلش حفظ احترام شورا بوده كه اول اونها گزارش مسافرت رو دريافت كنند. اما شورا تا حالا جلسه‌اي نداشته. يا اگر داشته و ما نمي‌دونيم؛ چون طبق اساسنامه من هيچ وظيفه‌اي براي اطلاع‌رساني ندارم و تنها موظف به پاسخگويي به شورا هستم. طبق اساسنامه حتي شورا هم نمي‌تواند به من حكم كند كه اطلا‌رساني كنم.

7- آقاي رحيم‌زاده باز هم ممنون! يك هفته تماس تلفني ما رو جواب ندادي، با آقاي كمايي پيغام فرستادم جواب نداديد، از طريق آقاي عطارزاده و غلامي هم حتي گوشمان به شنيدن صداي شما منور نشد، از آنجايي كه من چنان عقل و توانايي ذهني در بساط ندارم كه حداقل قابل اطمينان باشد، به ذهنم نرسيد اينجا شما را پيدا كنيم. اما حالا كه شما به اين سرعت از پيغام‌هاي وب‌لاگ باخبر شده و به آنها عمل مي‌كنيد، خدمت ملوكانه‌تان عرض كنم: الف- آبروي ما كه در سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان سراسر كشور به كلي به زمين ريخت، عاجزانه تمنا مي‌كنم براي صورت بخشيدن به فعاليت‌هاي اردو طرح مسافرت فرهنگي خود را به ما بدهيد تا با سازمان وارد تعامل جدي شويم. اگر هم شخص ما براي حمل طرح شما قابل اطمينان نيست، خودتان طرح را به سازمان تحويل دهيد. اگر افتخار دهيد دوندگي‌هايش را ما انجام مي‌دهيم. ب: اين بنده كمترين همچنين تقاضا دارد گزارش ابتدايي فعاليت‌هاي فرهنگي را ارائه دهيد تا به گزارش بي‌مقدار اوليه ما افزوده شود. ج: نهايتاً تقاضا دارم منتهي به پايان خرداد ماه گزارش نهايي فعاليت فرهنگي خود را ارائه دهيد، در غير اين صورت با ابراز شرمندگي فراوان گزارش نهايي سفر بدون بخش فرهنگي منتشر خواهد شد.

8- من فقط پيشنهاد دادم كه "در مورد مسايل زير" اول بحث كنيم. جملات خود را بيش از نوشته‌هاي آقاي مسيح‌تهراني عامرانه يا بي‌ادبانه نمي‌بينم. اگر دوست نداريد خيلي راحت در مورد يك مسئله وارد بحث نشويد.

9- انشاءالله سال آينده سفر مسئولي خواهد داشت كه شفاف‌سازي و بيان روند و فعاليت‌هاي اردو را به همه آموزش خواهد داد. من تا كنون هر اندازه كه لازم مي‌دانستم اطلاعات پخش كردم و هنوزم معتقدم تا زمانيكه شورا گزارش مرا نشنيده همين ميزان اطلاع رساني كافي است؛ پس پيشنهاد مي‌كنم جلسه شورا سريعتر برگزار شود. البته فقط پيشنهاد مي‌كنم و هيچ امر و نهيي در كار نيست. اما كسي هم انتظار نداشته باشد كه مسايل كاملاً محرمانه حتي در شورا مطرح شود. شورا قبلاً اثبات كرده حتي وقتي تصميم به برملا نشدن موضوعي گرفته مي‌شود، به تصميم خود پايبند نيست و رسالت شفاف‌سازي را به صورت كامل انجام مي‌دهد. در مورد مشاركت و اظهار نظر و شركت در تصميم‌گيري هم عرض كنم من وقت و وظيفه‌اي براي راه انداختن جلسات عمومي را نداشتم؛ شورا مجموعه‌اي را براي انجام روند اجرايي مسافرت انتخاب كرد كه آيين‌نامه‌اي براي اجراي فعاليت‌هاي خود آماده كرده بود و طبق آن قوانيني وضع كرد. نهاد نظارتي شوراي جهادي است، مخالفين هم اگر ما را براي بحث پيرامون مسايل قابل نمي‌دانند مي‌توانند با اين نهاد نظارتي صحبت كنند. درضمن ما از كسي پنهان نبوديم. در همين وبلاگ چند بار شخصاً نوشتم گروه اجرايي 5 شنبه‌ها در مدرسه جلسه دارد. قدم همه روي چشم؛ خوب وقتي كسي خودش دلش نمي‌خواد بياد اونجا و جلسات ما رو ببينه، من كه نمي‌تونم ملت رو به زور بكشونم اونجا. در اين مدت شريفي، سيد حسين موسوي و چند نفر ديگر بودند كه آمدند و در جلسات ما شركت داشتند و افراد زيادي كه جلسات را ديدند؛ در اين مورد از آقاي فوم هم مي‌تونيد بپرسيد، بنده خدا 5شنبه‌ها صاحب اتاقش نبود چون ما از ساعت 1 بعدازظهر تا 6 عصر اونجا جلسه داشتيم.

10- من هم مثل تمامي دوستان كارهاي زيادي دارم، اما نخواستم مثل خيلي از دوستان از زير كار شانه خالي كنم، بنابراين تمام مشكلات را به جان خريدم؛ هيچ مسئول مسافرتي رو هم نديدم كه بعد از مسافرت مثل من فعال باشه. اگر كمي تحمل كنيد تمام موارد رو به صورت جامع در شورا مي‌گذارم تا حداقل فايده‌اي داشته باشه، چون حرف‌هاي پراكنده هيچ فايده‌اي ندارد؛ بعد از آن شورا است كه تصميم مي‌گيرد چه اطلاعاتي پخش شود. يادآوري مي‌كنم اين مشكلات صرفاً به دليل روش فعاليت من است و اگر سال آينده مسئول مسافرتي انتخاب شد، تمام اين مشكلات برطرف خواهد شد.

11- هنوز هم فكر مي‌كنم تصميمات اتخاذ شده براي مسافرت در "خفا" نبوده، معذالك من به عنوان مسئول مسافرت نمي‌توانم و نمي‌خواهم مسئوليت تصميمات ديگران را به عهده بگيرم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

مسيح جان ببخشيد، بازم اسم شما خيلي اومد وسط.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:14  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام،

من ساعت 10:30 امروز از پس مسافرت اول برگشتم. حتماً مي‌دونيد پس مسافرت چيه. با عقابي رفته بوديم.

نتايج:

          1- در اداره نوسازي كرمان با اقاي كامياب، رئيس اداره جلسه داشتيم و گزارش كوتاه داديم.

          2- يك گزارش به همراه آقاي رضايي فرستادم براي آقاي عبدلي، زنگ زد خيلي تشكر كرد.

          3- قرارداد اسكلت مسجد شوق‌آباد را امضاء كرديم و 000/500/4 تومان پيش‌پرداخت داديم. مبلغ كل قرارداد 000/100/10 تومان است.

          4- مسجد رحمت‌آباد متأسفانه هيچ پيشرفت قابل ديدني نداشت، اما تيرچه‌هاي سقف و سقف سبك براي پوشاندن كامل سقف طبقه اول و راه‌اندازي مسجد سفارش داده شده است.

          5- كار در مدرسه همچنان ادامه دارد اما آرام. متأسفانه هنوز ناظر نوسازي به پروژه ما سر نزده، بنا بر اين هنوز پولمان كامل نيست. اما كار ادامه دارد.

فعلاً همين چون كارهاي اين دو روزي كه نبودم تلمبار شده، اجالتاً با اجازه.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:57  توسط مصطفی گازری (7)  | 

به نام خدا

اين فكر بسيار خوبيه كه در مورد اجزاي مسافرت امسال صحبت كنيم تا به يك نقطه معلوم و موقعيت بهتر برنامه‌ريزي برسيم. اما به عنوان مسئول مسافرت فكر مي‌كنم موضوعات خيلي مهمتري در مورد برگزاري مسافرت وجود داره كه پيشنهاد مي‌كنم اول در باره اين مسائل با هم به نظر متفق برسيم، بعد وقتي به نظر متفق رسيديم سعي كنيم واقعاً بهش عمل كنيم. من پيشنهاد مي‌كنم در مورد مطالب زير اول بحث كنيم:

۱- قانون و نحوه عمل‌كردن به آن

۲- جايگاه مسئول مسافرت

۳- جايگاه افراد به عنوان شركت‌كنندگان در سفر جهادي

۴- جايگاه افرادي كه به عنوان مسئول محلي يا ... در ارتباط با اردو هستند

توضيحات:

۱- من اصلاً نمي‌تونم درك كنم كه چرا جماعت مفيدي در باره قانون اينقدر لاابالي است. قانون مي‌گذاريم كسي بعد از غروب آفتاب از اردوگاه خارج نشود، اما خيلي راحت و حتي بدون اطلاع مسئولين سفر افرادي اردوگاه را ترك مي‌كنند. قانون مي‌گذاريم اعضاي گروه فرهنگي قبل از رفتن به كلاس حق ندارند كار كنند، خيلي راحت از روي قانون مي‌گذريم و به آن افتخار كرده و براي خاطي هورا هم مي‌كشيم! برنامه روزانه يا هرچيزي شبيه اين قانون اردو است. اگر بنا است به همين راحتي از سر قوانين بپريم و افتخار هم كنيم، چرا وقت خود را براي بحث در اين موارد هدر دهيم. قانون چيزي نيست كه تصويب شود و بعد با تساهل و تسامح نحوه اجراي آن را دگرگون كنيم.

۲- بياييد دور هم و بدون رودربايستي جايگاه مسئول مسافرت را يكبار براي هميشه تعيين كنيم. اگر مسئول مسافرت فقط نقش يك هماهنگ‌كننده را دارد و اتفاقات و مسير حركت اردو به او ارتباطي ندارد، مسئول را توجيه و نام مسئول را از او برداريم چون در ان حالت واقعاً هيچ‌كس نسبت به اردو مسئوليتي ندارد و فقط برآورده كننده حاجات خواسته‌هاي افراد حاضر در اردو است. اما اگر بنا است مسئول مسافرت جريان مسافرت را هدايت كنند تا طبق موازين تعيين شده قبلي و نظرات شورا مسافرت خوبي داشته باشيم، هم اختيار مي‌خواهد هم تمكين. بقيه بايد مسئول مسافرت را تمكين كنند و احترام او را نگه دارند. اگر من نوعي به عنوان مسئول مسافرت با هر رذيله اخلاقي مشهود يا پنهان، در نقطه‌اي در بين كار تصميمي مي‌گيرم، همان لحظه موقع اعتراض و بحث نيست. بلكه حتي اگر تصميم يا حرف من به كلي غلط و مغاير تمام موازين منطقي و عقلي است، همان لحظه موقع ثلابه‌كشي نيست. هميشه براي بحث و تغيير نظر افراد فرصت هست. برخورد آني با مسئول يا مسئولين سفر تنها باعث از بين رفتن حس اعتماد همگاني به مسئول و تنزل جايگاه او مي‌شود. مثلاً وقتي به هر دليل نامعلومي به مسئول زير دست خود مي‌گويم فلان فاكتور را پرداخت نكن يا اين كار را چنين كن، نبايد هيچ‌كس ديگري در اين مسئله بنا بر دانسته‌هاي خود دخالت يا پا در مياني كند. بايد قبول كنيم كسي كه به نام مسئول سفر شناخته مي‌شود، رأس هرم مسافرت است، او چيزهايي را مي‌بيند و مي‌داند كه امكان ندارد كسي از پايين دست اين مسائل را متوجه شود ولو تجربيات زير دست به اندازه تمام جهان مخلوق از بالاست بيشتر باشد. نكته ديگر انكه اگر توقع داريم مسئول مسافرت به عنوان شخصي متمايز برخورد و رفتار كند، بايد با او متفاوت‌تر از گذشته برخورد كنيم. فكر مي‌كنم تصديق كنيد كه امور انساني هيچ‌گاه يك طرفه نيستند، پس مسلماً وقتي جامعه مفيد براي مسئول مسافرت احترام فوق‌العاده‌اي متصور نيست نبايد توقع داشته باشد مسئول مسافرت خود را براي مسافرت ... كند. يادمان هم باشد كه ما مسئول مسافرت با تمام نقاط ضعف و قوت او انتخاب مي‌كنيم؛ بهره‌مندي از هر نكته خاص هزينه‌اي دارد كه بايد پرداخت!

براي اين دفعه كافي است.

آرزوي همه موفقيت بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام.

6- وقت نهار:

یه نکته‌ای هست دربارۀ فاصلۀ بین رسیدن به اردوگاه تا پخش نهار:

یه فاصله‌ای باید باشه تا بچه‌ها لباس‌هاشون رو عوض کنند و احتمالاً نظافت کنند.
مشکل اینجاست که معمولاً سرویس‌ها کافی نیستند و شاید یک ساعتی وقت لازم باشه
تا مثلاً همه برن حموم.

ازطرفی گروه‌هایی که زودتر می‌رسن
یا کسایی که وقت نظافت کمتری نیاز دارن(!)
باید کلی معطل بشن تا نفر آخر از حموم دربیاد.
پس بعد چند دقیقه غذا پخش می‌شه تا بقیه ملحق شن.

بعضی روزها هم شلختگی تو برنامه‌ها هست که ممکنه غذا کم و زیاد باشه
و اگه حواس شهردار نباشه، ممکنه به نفرات آخر غذا نرسه.

پیشنهاد به بچه‌ها (نه مسئولین):
اگه می‌بینید از برنامۀ غذا عقب می‌افتید نظافت رو بذارید بعد نهار
یا اینکه غذاتون رو بگیرید بذارید یه گوشه‌ای
(البته مراقب گرسنگان دوست‌نما باشید).
این‌طوری لازم نیست سفره چند ساعت پهن باشه
یا شهردار نگران رسیدن و نرسیدن غذا باشه.

7- عصرگاهان:

7-1- خواب عصر موتور برنامه‌های شبانه است
و تو اردو از نون شب واجب‌تره.

7-2- بازدید از مناطق دیدنی اطراف هم برنامۀ مناسبیه
که شاید سه چهار باری تو اردو لازم باشه.

این اردو از این نظر خوب بود.
البته می‌شد نیمۀ اول هم یه بازدید گذاشت.

تذکر: رعایت سکوت و احترام به خوابیدن دیگران رو فراموش نکنیم.

7-3- اگه فرصت باشه، مسابقه ورزشی برای بچه‌ها برنامۀ خوبیه
که صد برابر برنامه‌های داخل سالن شبانه نشاط آوره.

7-4- چای عصر هم منگی خواب رو ازبین می‌بره و حتماً لازمه.

7-5- غروب‌های جهادی همیشه یه معنویت و دلتنگی باحالی داره.
قبلاً تو جهادی‌ها اذون دسته‌جمعی می‌گفتیم.
بعد نماز هم می‌شه روی دعا و یا سخنرانی کوتاه فکر کرد.

دیگه؟

8- شبانگاهان:

8-1- همیشه مدافع مطالعۀ شبانه بوده‌ام.
امسال هم روزهای اول خیلی حال کردم.

مطالعه زمان خوبیه که هرکسی غم خودش رو بخوره
و به واقعیت‌هایی که موقتاً ازشون خداحافظی کرده بهتر فکر کنه.
یه مزیتش اینه که کلی آدم اطرافش می‌بینه که می‌تونه ازشون کمک بگیره.
پس به دیگران به دید آدم‌های بیکار صرفاً گعده‌ای نگاه نمی‌کنه.
بعد هم که از اردو برگشت نمی‌گه رفتم از کار و زندگی موندم.
خیلی سال‌ها آدم تو جهادی بیشتر از خونه می‌تونه درس بخونه.

مطالعۀ مجله و کتاب‌های متفرقه هم فرصت خوبیه تا آدم با خیلی چیزها آشنا بشه.
من خودم تو جهادی و اردوها از طریق دیگران با خیلی از کتاب‌ها و مجله‌ها آشنا شدم.

جمع‌های علمی هم خیلی مفیده.
تو یه جهادی که یه آقای روحانی باهامون بود و مطالعات خوبی داشت
بچه‌ها وقت مطالعه جمع می‌شدن دورش و سؤال پیچش می‌کردن.

امسال هم برنامۀ موتور که آقایون گازری و عطارزاده راه انداختند
به‌نظر خیلی جالب و مفید بود.

بازهم تذکر: در ساعت مطالعه آرامش سالن رو عنایت کنید.

 

پی نوشت: خسته شدم. شما هیچی نمی‌خواید بگید؟
حاج محسن آقا، نظر که می‌تونید بدید (اگه خودتون امسال جهادی نبودید؟).

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:25  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

درمورد برنامۀ روزانۀ جهادی ۸۷:

پیش نویس: کاش مسئول داخلی می توانست برنامۀ کامل روزانۀ امسال را اینجا بگذارد تا با ذهن بازتر بتوانیم درباره اش صحبت کنیم.

ادامه:

۵- برنامه کاری (زمان از سرکار برگشتن):

قبل اردو صحبت هایی بود مبنی بر اینکه بشه نهار رو سرکار خورد
و بعد یه استراحت تا غروب کار رو ادامه داد.
قاعدتاً این یک ایده خوب برای بالا بردن راندمان کاریه،
درحالی که فشار کاری برای بعضی ممکنه زیاد باشه.
در مجموع به نظر این حقیر اجبار چنین برنامه ای کمی دور از انصافه.

یه پرانتز: با یکی از بچه های فرهنگی بعد اردو صحبت می کردم؛
می گفت بیشتر استفاده اش رو تو این اردو
تو وقت های کاری و دور از خوابگاه برده
(می دونید که بچه های فرهنگی گاهی تا نماز مغرب تو روستاها می موندند
و گاهاً از نهار گرم و به موقع هم محروم می شدند.)
و این طبیعی است.
یعنی هرچه اردو کاری تر باشه، به اردوی جهادی واقعی نزدیک تره.

نکته: اردوی خوب دارای حداقل های جمعی و اجباری
بعلاوۀ موارد انتخابی تکمیلیه.
اگه همه چیز بشه اجباری اصلاً از سازندگی اردو کاسته میشه.
مثلاً نمازهای جماعت یه حداقل جمعی و کار یه حداقل اجباریه.
اما پخش فیلم در کنار برنامۀ مطالعه یه مورد انتخابی و تکمیلیه که اجباری شدنش مطلوب نیست.

حالا؛
درصورت فراهم بودن شرایط،
کار عصر میتونه یه مورد انتخابی و تکمیلی باشه.

راهکار: همه صبح میرن سرکار، نماز می خونن(۱۲:۳۰)، بر میگردن نهار می خورن(۲:۰۰).
یه مینی بوس یا وانت جور می کنیم که به اندازه یه گروه (داوطلبی)
ساعت ۳ برن رو یکی از پروژه ها کار رو ادامه بدن.

طبیعیه که استقبال کم یا زیاد از این برنامۀ تکمیلی خودش تنظیم کنندۀ برنامه است
(حذفش، اضافه کردن دو پروژه به جای یه پروژه، تغییر ساعتش و غیره)

یکی از کارهای مهمی که میشه عصرها انجام داد کار فرهنگی گسترده تره
(حداقل تو روستای محل اسکان، که احتیاج به وسیله هم نداره
و فرصت کافی هم تا قبل تاریکی هوا وجود داره)
همین طور میشه برای بازدیدها هم جای جدی تری باز کرد.

مقایسه: حذف کار ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۴:۳۰
اضافه شدن کار ساعت ۱۵ تا ۱۸
اضافه شدن مجال کار فرهنگی فراگیرتر عصرگاهی
اضافه شدن مجال برنامه ریزی عصرگاهی منظم تر
(مسابقات ورزشی، بازدید، دیوارنویسی و غیره)
کاهش فشار فرسایشی کار طولانی
افزایش راندمان کار عصر با وجود نیروهای داوطلب محدود
و غیره

برای بررسی موارد مشابه رجوع شود به برنامه جهادی پاتاوه مدرسه، تابستان ۸۵.

تکرار یک نکته: هرچه تنوع برنامه ها و قدرت انتخاب شرکت کنندگان در یک اردوی طولانی و کاری بیشتر باشد، کیفیت اردو بهتر خواهد بود.

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:57  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

در مورد برنامۀ روزانۀ جهادی ۸۷:

۱- نمازهای جماعت:

به نظر یکی از نقاط قوت این اردو نسبت به سابق بوده.
(البته من تو این برنامه خیلی کم سعادت بودم).

میگن وقتی می خوای یه جمع رو بشناسی به نماز خوندنشون نگاه کن.

به خصوص نماز جماعت ظهر سر کار به نظرم خیلی تصمیم به جایی بوده.

۲- ورزش صبحگاهی:

در ایام حضور من بطور رسمی برگزار نشد و به نظرم طبیعی است.
بعضی میگن حذفش کنیم؛
ولی من میگم باید وقتش دیده بشه ولی اجبار که نیست.
واقعاً هم برای بعضی سخت میشه.
ولی برای من و چند نفر دیگه که خودمون ۲، ۳ روز انجام دادیم خیلی خوب بود.

برای اجرای مستمرش باید یه تغییرات ظریفی تو کل برنامه داد.
به هر حال ترک عادت موجب مرضه
و تلاش برای تغییر عادت بد درواقع یه نوع جهاده.

۳- زمان سر کار رفتن:

به نظرم یکی از منظم ترین مسافرت های فارغلی اخیر بوده.
هنوز هوا گرم نشده و آفتاب در نیومده بود.
بعضی روزها ما ۴ ساعت تا قبل ظهر کار مفید می کردیم.
(البته محل کار ما چسبیده به خوابگاه بود)

نقطه ضعف۱: وقت سرکار رفتن لختی زیاد بچه ها بود؛
یعنی زمان اتمام صبحانه تا حاضر شدن سرکار
(با توجه به نزدیکی محل کار) زیاد بود.

نقطه ضعف۲: بچه ها تو لختی به هم نگاه می کردند.
یعنی اگه یکی تو صف مستراح گیر می کرد همه معطل اون یه نفر می شدن.
درحالی که معمولاً آغاز کار احتیاج به حضور افراد کمتری برای راه اندازی داره
و تا شروع به کار چند نفر جامونده می تونن خودشون رو برسونن.

نقطه ضعف۳: در مقایسه با جهادی مدرسه خیلی بی نظمیم
(به قول یکی از مطلعین حاضر در اردو)
و البته راحت نمیشه گفت طبیعیه یا اصلاً باید این جور باشه.
مگه تنها عامل نظم تحمیله که ما دنبالش نباشیم؟

۴- زمان دهونه:

ما که برنامۀ دهونه مون وسط کار صبح بود؛
مثلاً ۱۰، ۱۱ (البته با توجه به عوامل زیادی تا ۱۲ هم کشیده شد)

بعضی گروه ها می گفتند که دهونه رو با نماز ظهر می خوردند.
ما هم بسی تعجب می کردیم و باورمان نمیشد.
(یاد گروه آقای فردکریمی تو جهادی ۷۷ به خیر که گاهی اصلاً نمی خوردند.)
به هرحال در روزهای معمولی هم اندکی بیسکویت و یا حداقل قند (همراه چای)
راندمان کار تا قبل ظهر رو بالا می بره.
به خصوص وقتی که صبحانه ساعت ۶ باشه.

از طرفی دهونه ساعت ۱۰ خودش یه استراحت مختصر به بدن می ده
تا قبل ظهر راندمان کار بالا بمونه.

فعلاً یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:20  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام.

پیش نویس:
فاصله که افتاد، سختم شد شروع کنم. علی الله. خواهش می کنم بهش گیر بدید که درست شه.

مقدمه:
خواهش می کنم فکر کنیم به جهادی، خواهش می کنم تحلیل کنیم، خواهش می کنم بنویسیم.

پیشنهاد می دم موضوعات رو بذاریم جلومون و با طوفان فکری خودمون رو خالی کنیم. بعد میشه جمع بندی کرد.
خواهش می کنم کسی حرف ها رو به خودش نگیره که بخواد جواب بده.
خواهش می کنم کسی خود سانسوری نکنه و به بهانه احتمال ناراحتی کس دیگه جهادی رو محروم نکنه.
خواهش می کنم اینجا رو برای تأملات، نظرات مخالف، اشتباه و درددل بگذارید، برید برای اطلاع رسانی جهادی یه جای دیگه درست کنید (که البته داریم).

تقسیم بندی پیشنهادی:
(فرهنگی) داخلی
عمرانی
فرهنگی (خارجی)
تدارکات
متفرقه

پیشنهاد موضوع اول:

داخلی:
به نظر من اصل اردوی جهادی در فضای داخلی محقق میشه.
فضای داخلی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد: برنامه ها (قالب)، محتوا (گردانندگان، شرکت کنندگان، مطالب منتقل شده و کسانی که تأثیر بیشتری گرفته اند)
فعلاً خوبه با بحث های قالبی شروع کنیم که راحت تره.

پس موضوع فعلی شد:
برنامه های داخلی جهادی۸۷ ریگان.

برنامه ها رو میشه به برنامه های "رسمی" و "شخصی" تقسیم بندی کرد.
برنامه های رسمی رو میشه به "برنامه روزانه" و "برنامه های خاص" تقسیم بندی کرد.
حالا مشخص تر میشه صحبت کرد:

عنوان: بررسی "برنامه روزانه جهادی ریگان، نوروز ۸۷"

حالا کی می خواد شروع کنه؟

پی نوشت: هیئت خونه آقای یقینی یادتون نره

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:51  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

سلام به همه دوستان،

رفتيم مسافرت و برگشتيم. اتفاق بد كم نبود اما به هر حال من فكر مي‌كنم مسافرت خيلي خوب و به يادماندني گذشت و حداقل جزء خاطرات خوب من خواهد بود.

مسافرت امسال تمام شد. پيگيري‌هاي مسافرت امسال وظيفه منه، اما پيگيري مسافرت سال آينده و راه‌انداختن وظيفه همه ماست. خواهش مي‌كنم مجمع رو شركت كنيد و شورا انتخاب كنيد تا انشاءالله امسال ديگه دير نشه!

اجالتاً با اجازه!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:35  توسط مصطفی گازری (7)  | 

 

  با سلام

لیست اسامی قطعی شده مسافرت جهادی تا پایان وقت ثبت نام به شرح زیر است:

 

آقایان

دوره های 1 تا 5:

جواد ظفری - مجید عابدینی - مسعود مسیح تهرانی

 

دوره 6:

؟؟؟

 

دوره 7:

محمد ابطحی – پیمان تسنیمی – محمد رهبرنیا – علی شمس – محمدعلی شمس خو – مصطفی گازری – حامد میرخانی

 

دوره 8:

امیرحسین امزاجردیان – محمد پسیان – علی تقی زاده – مهدی عسکری – حسین لطفی – علی مهدوی – محمدهادی ملک – سیدحسین موسوی

 

دوره 9:

؟؟؟

 

دوره 10 :

حامد اسدی – تبریزیان – پارسا حقیقت – سجاد خانی - محمدعلی رحیم زاده – صدیقی – عسکری داریان – امیرحسین عطارزاده – علی غلامی – مروتی – محمد مقیمی

 

دوره 11 :

محمدابراهیم اربابیان – جدیدی – امیر سرخوش – مصطفی رمضانی – مشعوف – هادی یقینی

 

دوره 12 :

حمیدرضا آتش هوش - مهدی امیدیان – حاجی میرصادقی - رزاقی – سپهر رمضانی – مهدی زارعی – علی عابدین زاده – قدیمی – مهیار مقیمی – میری – نجاریان

 

لازم به ذکر است علی رغم اعلام آمادگی افراد لیست زیر برای حضور در مسافرت جهادی به دلیل عدم پرداخت هزینه مسافرت ثبت نام آنها قطعی نیست و لازم است هر چه سریع تر و حداکثر تا  پنجشنبه    16/12/86 ( روز آخر هفته شهدا )  ثبت نام خود را قطعی نمایند.

 

آقایان

دوره های 1 تا 8 :

علیرضا اخلاقی – میثم محمدی – مجید دانشور – نوید نمازی – امین شاهزمانیان – علی کروریان – مهدی موحدنیا

دوره 9 :

علی شفیعی – محمد میرعارفین – بحیرایی - محمد ترکابادی – متین شاهزمانیان – خزعلی – عابد -  محسن زاده محمدی – میثم محمدخانی – نوید زردکف

دوره های 10 تا 12 :

علی قباحی – مرتضی طاهری نژاد – سیدرضا رضایی – رحیمی – شالباف – امینیان – ابراهیمی – صابر – میرزاپور – مهدی عباس زاده – وحید اصغری – عبدالهی – بزرگ زاده – داوطلب

 

در پناه حق

 

محمدهادی ملک 09125701874

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 1:53  توسط محمد هادی ملک (8) 

آقای علی شفیعی مسئولیت ثبت نام دوره خود را نپذیرفتند و آقای بحیرایی را معرفی کردند.

دوستان دوره ی ۹ جهت ثبت نام با ایشان تماس حاصل کنند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:12  توسط امیرحسین عطارزاده (10)  | 

سلام

فردا آخرین مهلت ثبت نام است.

لطفا در هیئت فارغ التحصیلان جهت ثبت نام و قطعی کردن آن با پرداخت هزینه سفر(۵۰۰۰۰ تومان) اقدام کنید.

پ.ن. :

چون زمان برگزاری هیئت نزدیک بودَ زمان ثبت نام تا جمعه تمدید شد.

با تشکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:37  توسط امیرحسین عطارزاده (10)  | 

سلام

۱- آقاي رحيم‌زاده به همراه گروه اولين پيش مسافرت فرهنگي رو رفتن.

۲- ما هنوزم دنبال پولين و هنوزم كسي نمي‌گه كجا مي‌تونيم بريم دنبال پول، از تعاونتون ممنون

۳- شروع كرديم به جمع‌آوري هداياي غير نقدي،چيزي هست خبر بدين. نمي‌دونم كي پارسال يه مقداري بن داد، اين هم گزينه خوبيه اگر كسي بن بي استفاده دستش داره.

۴- بخشدار منطقه مي‌گفت كار عمراني مدتي شروع شده تا براي رفتن ما آماده باشه.

۵- من ۴ اسفند مي‌رم پيش مسافرت

۶- اين پنج شنبه من مدرسه هستم، ديدار مردمي دارم، ان شاءالله هر ۵ شنبه همينه، كسي كري داشت حضوري در خدمتيم!

۷- هفته پيش هيئت بوديم و در مورد جهادي توضيحات ۱۰ دقيقه‌اي دادم.

آرزوي همه سلامتي بقيه!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:33  توسط مصطفی گازری (7)  | 

ياهو
اين مطلب به روز شد.
پيش نويس برنامه فرهنگي اينجا است.
استفاده نماييد.

ياهو
سلام ، شهادت امام سجاد عليه السلام تسليت باد.
امسال وظيفه فرهنگي خارجي به عهده‌ي بنده افتاد كه انشاءالله با كمك شما دوستان از پسش بربياييم.
بي مقدمه ميگم تا حالا چيكار كرديم و از اين به بعد چه ميكنيم
تا الان نسخه شماره 2 پيش نويس برنامه فرهنگي (بزودي در اختيار دوستان قرار ميگيره) حاضر شده.
كار فرهنگي به سه بخش تقسيم شده:
1- كار در مدارس با عنوان پايگاه بهاره با محوريت قرآن
2- كار در مساجد با عنوان نوروز با مسجد با محوريت وحدت اسلامي
3- پژوهش مردم شناسي

هدف ما پيدا كردن انواع كار فرهنگي بوده كه ميشه توي اردوي جهادي انجام داد. بنابراين اين عناوين بالا لزومي نداره همش انجام بشه اما هر سال كه كار فرهنگي بخواد انجام بشه بالاخره ميتونه از اين منبعي كه امسال به همت دوستان تهيه شده استفاده بشه.
حالا چند درصد اين كار با ريزش كه در پيش نويس فرهنگي اومده انجام بشه به عنايت حضرت حق ربط داره و بس.
از نظرات دوستان استفاده ميكنيم و خواهش ميكنم اگه نظري يا تجربه اي در كار فرهنگي خارجي داريد ما رو ياري كنيد.
هركس كه ميخواد در گروه فرهنگي فعاليت كنه هيچ محدوديتي نداره و بهتره از الان خودش بياد وسط گود كه بعيد ميدونم توي اردو كسي به اين گروه اضافه بشه.
منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستيم.

پ.ن: از هرگونه كمك در زمينه اجناس و اقلام فرهنگي بشدت استقبال ميكنيم كه بي مايه ...
پ.ن 2: از دوستان تقاضا داريم كه هر كس در نهادهاي فرهنگي مملكت آشناي بدردبخور و دلسوز داره ، حتما به ما لينك بده.
ياعلي
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 1:20  توسط محمدعلی رحیم زاده (10)  | 

گزارش پيش مسافرت اول

صبح روز 5/10 به همراه آقايان عقابي، شمس و حجت الاسلام برهان با پرواز 6:45 آسمان از تهران به بم پرواز كرديم. در فرودگاه بم با نمايندگان يزد و بم آشنا شديم كه همسفر ما در هواپيما بودند. البته به دليل برنامه فشرده آنها امكان صحبت با ايشان فراهم نشد. سپس به سمت ريگان حركت كرديم.

در روستاي ناصريه با بخشدار محترم منطقه ديدار و همراه ايشان از محل اجراي پروژه مسجد روستاي ناصريه ديدن كرديم. سپس به شوق‌آباد رفتيم. اين مسجد به صورت سازه بنايي ديواركشي شده و بنا بوده كه سازه سقف از آن جدا باشد. سپس به بازديد از مدرسه دخترانه حجاب پرداختيم. مدرسه‌اي كه سال گذشته در منطقه بنيان نهاده شد. ديوارها تا سقف بالا رفته و سقف پوشيده شده است. كار در مراحل مياني است و به اميد خدا تا مهر آينده مدرسه آماده خواهد شد.

و از اينجا به بمبويان رفتيم. مسجد روستاي بمبويان در كنار منزل مسئول دانشگاه پيان نور منطقه قرار دارد. بخشي از زمين اين مسجد معلق به ايشان بوده است. در حال حاضر محل مسجد روستا يك كانكس است كه مساحت آن در حدود 40 متر متربع است. مسئول دانشگاه پيام نور (نام ايشان خاطرم نيست) توضيح دادند كه در ايام عزاداري حضرت علي (ع) در ماه مبارك رمضان، همسايگان سني ايشان در سوي ديگر خيابان و هم‌زمان با برگزاري مراسم مذهبي شيعيان در خيابان (به علت كمبود فضا و جا نشدن در كانكس) مشغول شادي و پايكوبي به بهانه جشن ازدواج بودند. مسجد اين روستا پي ريزي شده است. هم‌چنين مشكل نبود محل زندگي براي مبلغ و امام جماعت را توضيح دادند و عنوان داشتند كه عالمي كه براي مسجد در نظر گرفته مي‌شود به دليل اينكه نمي‌تواند خانواده خود را بياورد دائماً در حال تردد است و تعداد علماي زيادي در اين مدت عوض شده‌اند كه اين خود باعث آشفتگي در برنامه‌هاي تبليغي بسيار كم روستا شده است. لذا بنا شد تا ساخت منزل مسكوني عالم مسجد هم در دستور كار باشد.

بعد از اين بازديد با توجه به فرارسيدن ظهر، براي نماز، استراحت و نهار به منزل بخشدار محترم بخش رفتيم. بعد از كمي استراحت، به بازديد از مساجد روستاهاي رحمت‌آباد و رستم‌آباد رفتيم. اين مساجد نيز به صورت سازه‌هاي بنايي ديواركشي شده و بنا بوده كه سازه سقف از آن جدا باشد. پيرامون نگهداري يا خراب كردن اين ديوارها بحث زيادي شد و راه‌حل‌هاي مختلفي مطرح شد. ديوارهاي 35 سانتي است. نهايتاً بنا شد من يك سري نقشه، بدون ستون‌هاي مياني آماده كنم. اين نقشه‌ها همانطور كه در اخبار قبلي گفتم آماده و پست شد. متراژ نقشه اصلي 196 متر (12*16) است با دهانه‌هاي 4 متري كه احتمالاً در روستاي ناصريه كامل و در روستاهاي شوق‌آباد، رستم آباد و رحمت‌آباد به صورت 12*12 اجرا خواهد شد. 

به علت فرارسيدن ظهر، براي نماز و نهار و استراحت به منزل آقاي ابراهيمي (بخشدار) رفتيم.

بعدازظهر به همراه بقيه به بازديد مسجدي كه سال گذشته ديواركشي شده بود رفتيم. اين مسجد در همان حالي كه با آن خداحافظي كرده بوديم باقي مانده، بجز آنكه درب و پنجره آهني آن ساخته شده و كنار كار روي زمين آماده نصب بود. تنها دليل به تاخير افتادن كار مسجد نبود امكانات مالي بود. دهيار روستا گفت كه هزينه پوشاندن سقف مسجد روستا 3 ميليون تومان است و من فكر مي‌كنم در حدود 1 ميلوين تومان براي فرش كردن موزاييك كف مسجد بايد هزينه شود. يادآور مي‌شوم خاك منطقه نرم است و قبل از فرش كردن كف ساختمان بايد زير سازي لازم انجام شود كه هم زمان‌بر و هم هزينه‌بر است. اين نكته‌ها و نحوه آماده‌سازي كف براي دهيار منطقه توضيح داده شد تا در صورت تأمين مالي پروژه كار براي يكبار انجام شود و نياز به دوباره كاري بعد از چند سال استفاده از مسجد نباشد.

از محل مسجد براي ديدن تپه‌هاي شن روان رفتيم. تعريف اين تپه‌ها را زياد شنيده بودم اما تا به حال تجربه‌اي اينچنيني نداشتم. تا مچ پا در شن فرو مي‌روي و راه رفتن بسيار مشكل و نفس‌گير است. سمت آفتاب‌گير گرم و سمت سايه تپه بسيار سرد است. سرمايش از نوعي است كه از كف پا تا مغز استخوان مي‌رود. بعد از كمي پياده روي و عكاسي دوستان از تپه‌ها، با توجه به نزديك شدن غروب به سمت شهر به راه افتاديم. در اتومبيل آقاي بخشدار گفتند نقشه ايجاد يك متل و رستوران را براي ايجاد يك كمپ گردشگري در اين نقطه در ذهن دارند كه فعاليت‌هاي مربوط به آن را شروع كرده و تمايل به جذب سرمايه‌خصوصي يا ايجاد يك شركت تعاوني شهري براي انجام امور مربوطه دارند. (اين محل براي دوستداران تپه نوردي به صورت پياده يا با خودرو مكان بسيار خوبي خواهد بود.) همچنين در طول اين مدت در باره تداركات، محل اسكان، گزارش سال گذشته و ... صحبت مي‌كرديم. بعد از بازگشت به منزل بخشدار براي شام و خواب، صحبت‌هاي نهايي در مورد كار، ميزان اعتبارات لازم نيروي كار لازم و پروژه‌هاي جنبي قابل تعريف با هم صحبت كرديم. هزينه ساخت هر مسجد در حدود 30 ميليون تومان برآورد شد. بنا شد تا اردو در حد بضاعت خود براي تأمين منابع مالي و انساني لازم براي انجام كار تلاش كند. در ضمن بنا شد پي ديوار حصار مدرسه نيز ريخته شود تا يك گروه از دوستان هم‌سفر جهادي براي ساخت اين ديوار مشغول باشند.

صبح روز بعد سريعاً به سمت كرمان حركت كرديم. جاده برف‌آلوده، ليز، شلوغ و بسيار خطرناك بود، البته خدا را شكر ماشين ما گرم بود. هم هوايش و هم جوش. در شهر كرمان مستقيماً به جلسه با آقاي مهندس كامياب، رئيس اداره نوسازي مدارس كرمان رفتيم تا براي تامين هزينه‌هاي مانده مدرسه از ايشان كمك بگيريم. عكس‌هاي مدرسه را به ايشان نشان دادين و با مقداري بحث علمي، علاقه و پيگير بودنمان را به ايشان اثبات كرديم كه با چند بار نامه‌نگاري از تهران با ايشان، به اميد خدا مقداري پول در اختيارمان قرار خواهند داد.

از اينجا به بعد مسافرتمان از شمايل كاري درآمد و به تفريحي بدل شد. بعد از نهار از آقاي برهان را به راه‌آهن رسانديم و خود به فرودگاه رفتيم تا در صورت بودن جا با پرواز همان روز به تهران بياييم كه نشد. به مهمانسراي كميته رفتيم و دور هم به جلسه در مورد جهادي نشستيم. روز جمعه هم با اينكه 24 ساعت و يك ربع زودتر از پروازمان در فرودگاه كرمان بوديم (پروازمان 2 بعد از ظهر جمعه بود و ما 5 شنبه 1:45 دقيقه به فرودگاه كرمان رسيده بوديم كه پرواز براي تهران جا نداشت) نزديك بود از هواپيما جا بمانيم. هواپيما هم براي اينكه ما را ادب نمايد، با تغيير برنامه پروازي، كه به ما اطلاع داده نشده بود، بعد از يك توقف 1 ساعته در اصفهان به تهران آمد و خلاصه جمعه ساعت 5:30 دقيقه به تهران رسيديم. در طول مدت پرواز هم به تهيه ليست ملزومات جهادي و برنامه‌ريزي كارها مشغول بودم(بوديم).

اين بود انشاي من!

فكر مي‌كنم سفر خوب بود و نتيجه لازم را گرفتيم.

فقط شما يادتان باشد با دو تا آدم تپل مثل علي شمس و مصطفي عقابي سفر نرويد، اگر هم رفتيد و مجبور شديد با آنها در رديف عقب صندلي وانت دو كابين باشيد، وسط نشينيد، اگر نشستيد مثل من له مي‌شويد، از من گفتن بود!

درضمن اقاي رحيم‌زاده هم زحمت كشيدند و يك فرم جامع اطلاعات منطقه آماده كردند كه برا تكميل براي بخشدار (آقاي ابراهيمي) پست شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:48  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام به همه،

چون هنوز مثل چند هفته گذشته سرم شلوغه و فرصت زيادي براي نوشتن ندارم، خيلي سريع خبر مي‌دم،

۱- كارها در دست پيگيري و هيچ چيز رو زمين نمونده، خبر ندادن به بقيه لزوماً معنيش اين نيست كه ما كاري نمي‌كنيم، البته وظيفمونه كه اخبار رو درست و به موقع پخش كنيم، قبول دارم، معذرت.

۲- رفتم پيش مسافرت و اومدم، باآقاي شمس و عقابي. و واقعاً فكر مي‌كردم اين خبر رو منتشر كردم، اما مثل اينكه خبر نداده بودم.

۳- كارمون ۴ تا مسجد خواهد بود به اميد خدا اگر پول داشته باشيم. اين معنيش اين نيست كه كار ديگه عمراني نمي‌شه تعريف كردو اتفاقاً داريم صحبت مي‌كنيم كه اگر پولش برسه يه مدرسه ديگه هم شروع كنيم، اما به هر حال با توجه به وضعيت منطقه مسجد سازي در اولويته. مسئول جمع آوري پول و هدايا آقاي ملك هستند.

۴- با آقاي رحيم زاده دوره ۱۰ به پشتيباني جناب كمايي صحبت كرديم و برنامه ريزي براي يك كار فرهنگي مناسب و اگر شد طولاني مدت ان شاءالله

۵- من تو اين دو هفته نقشه ساخت يك مسجد (سالن) به مساحت ۱۹۶ متر رو آماده كردم و ديروز پست كردم براي ريگان، تا فنداسيونش ريخته بشه، اسكلتش هم نصب بشه و آماده براي ديواركشي بشه، به اميد خدا.

۶- هممون دنبال پوليم، الان هم گزارش آماده است هم طرح امسال هم بروشور، براي پول گرفتن كمك كنيد.

۷- براي تهيه بليط گروهي قطار كمك لازم  داريم.

۸- طرح‌هاي كاري كنار كار اصلي براي امسال يك جمع آوري كتب اضافي درسي و غير درسي براي منطقه است كه بايد يكي داوطلب انجامش بشه، داوطلب كه دوره دوازدهه، ولي علاقه‌مندان هم دوره شيشه، خلاصه پاكارش با هادي ملك هماهنگ كنه.

۹- طرح پيشنهادي ديگه جمع‌آوري قطعات اضافي كامپيوتري بچه‌هاس است. پاكارش با هادي ملك هماهنگ كنه.

۱۰- تمام پيشنهادات اردوگاهيتون رو به علي شمي بدين. از شهرداري گرفته تا برنامه شبانه و نميدونم مثلاً سخنراني و كلاس براي بچه‌هاي خودمون و از اين حرفا.

۱۱- تمام پيشنهادات فرهنگيتون رو به آقاي رحيم زاده ۱۰ بدين.

۱۲- آقاي عطارزاده دوره ۱۰ معاون روابط عمومي است.

۱۳- لطفاً هر چيزي كه به نظرتون مي‌رشه رو بگين و اصلاً حساب نكنين كه ما بعضي چيزهاي اندك رو مي‌دونيم و اطلاع داريم، شايد يادمون رفت.

۱۴- براي ارسال وسايلمون به ريگان براي تاريخ ۱۵ اسفند احتياج به يك فروند كاميون داريم.

و الان چيزه ديگه‌اي به نظرم نميرسه جز اينكه گروه اجرايي اردو تا حالا ۶ تا جلسه حداقل ۳ ساعته داشته و جلسه هفتگي دوره ۱۲ هم شركت كرده. براي فهمين نظرات دوست داريم تو جلسه هفتگي همه شركت كنيم، اينو با عطارزاده هماهنگ كنيد كه بيايم جلسه هفتگي دورتون، لطفاً.

آخرشم يادتون باشه با دعاي خالي شكم آدمم سير نمي‌شه چه برسه به اينكه جهادي راه بندازه، همه بايد كمك كنند. اگر كسي پيشنهادي داره بدونه كه احتمالاً خودشم بايد دنبال اجراي كار باشه، اينقدر كار زياد هست كه هر پيشنهاد جديد يك مسئول جديد هم مي‌خواد، خواهش مي‌كنم اگر فكر مي‌كنيد پيشنهادتون كار زيادي مي بره يا با توجه به بازه زماني قابل انجام براي اين سفر نيست يا خودتون نمي‌تونين دنبالش رو بگيرين، اول پيشنهادتون رو يواشكي به شورايي‌ها يا ما بدين تا بررسي‌ش كنيم، بعد اگر عملي شد علني‌ش كنيم. اين طوري گروه اجرايي تو آرامش بيشتري مي‌تونه فعاليت بكنه، پس لطفاً پيشنهاد خالي ندين، پيشنهاد دادن كار سختي نيست اما پيگيريش چرا!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:2  توسط مصطفی گازری (7)  | 

 

 سلام

 اول از همه خبرهایی از پست گرفته ها:

 

1- آقای  امیرحسین عطارزاده (دوره 10) به عنوان معاون روابط عمومی اردو انتخاب شده است و می توانید خبرها را از او هم پیگیری نمایید.

2- آقای محمد علی رحیم زاده (دوره 10)  مسئولیت معاونت فرهنگی اردو را به عهده گرفته اند و 2 هفته ایست که کارشان را به همراه سایر دوستان شروع کرده اند.

 

سایر خبرها و کارهای انجام شده :

 

اول اینکه، چهارشنبه صبح 5 دی مصطفی عقابی، مصطفی گازری و علی شمس عازم پیش مسافرت شدند به سمت ریگان (که این روزها دیگر برای خودش شهرستان شده است) و موفق شدند کار امسال را فراهم کنند و قرار شد کار امسالمان ساختن 4 مسجد باشد ، کارهای فرعی دیگری مثل تکمیل، تجهیز و دیوار کشی دور 2 مدرسه ، دیوارنویسی و ... هم صحبت شده است.

نهایتا این دوستان جمعه ظهر یه تهران بازگشتند.

 

دوم اینکه، امسال برای معرفی هرجه بیشتر خودمان تلاش کردیم تا بروشوری از فعالیتهای 12ساله کانون تهیه کنیم که با تلاش علی غلامی (دوره 10) الان آماده است ضمنا رزومه و توجیهی کار امسال هم در چند نسخه تهیه شده است. برای جمع آوری پول می توانید با هادی ملک تماس بگیرید و رزومه و بروشور و فیش بگیرید.

 

سوم اینکه، قرار شده از این هفته در مدرسه تابلویی با نام جهادی فارغ التحصیلی داشته باشیم و درباره جهادی به بچه های مدرسه و فارغ التحصیلانی که مدرسه می آیند اطلاع رسانی کنیم که هادی یقینی (دوره 11) مسئول تابلو شده است. دوستانی که مطلبی دارند به پربار کردن تابلو کمک کنند.

 

چهارم اینکه، پنجشنبه 20 دی تیم اجرایی مسافرت به همراه رضا کریم زادگان به جلسه هفتگی دوره 12 رفتند و رودررو با آنها صحبت کردند. یکی از نتایج خوب آن جلسه قول کمک چند تا از آنها بود و همچنین قرار شد مهیار مقیمی مسئول جمع آوری هدایا و کمک های غیر نقدی شد.

 

و اما درخواست ها :

 

دوستانی که می توانند در جمع آوری کمک های نقدی و غیر نقدی همکاری کنند با هادی ملک نماس بگیرند.

 

دوستانی که توانایی فیلمبرداری و عکسبرداری دارند، ایده های خوبی برای برنامه های شبانه، پخش فیلم ، بازی ها و ....  داخل اردو دارند و یا کلا هر نظری که احساس می کنند به اتمسفر داخل اردوگاه کم می کند را به علی شمس انعکاس دهند.

   

یا حق

   

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:55  توسط محمد هادی ملک (8) 

سلام،

ما خيلي بي سر و صدا كار كردیم، قيافش بد شده.

من كرمان دنبال كار هستم. اونجا كار مسجد و مدرسه است. اما در زمينه‌هاي زير به شدت دنبال كمك هستم:

1-    كسي جايي كار مي‌شناسه يا كسي رو مي‌شناسه كه مي‌تونه كار تعريف كنه كمك كنه.

2-    كسي مي‌تونه براي تهيه بليط قطار گروهي كمكي بكنه يا تخفيفي بگيره بگه، خيلي مهمه.

من انتخابي نكردم كه حتماً برم كرمان. جاي كار مهم نيست، اولويت‌هاي انتخاب محل كار و نوعش به ترتيب زيره:

1-    رفتن به منطقه راحت باشه يا يك مسير مشخص براي رفتن به اونجا وجود داشته باشه، يعني مثلاً براي قشم رفتن مي‌شه تا بندر عباس با قطار رفت بعد با كشتي، يا تا بندر با اتوبوس بقيه‌شم شنا كنيم (خيلي حال مي‌ده!)

2-    نوع كار در زمينه عمراني محدود به مسجد، مدرسه و خانه هم مي‌شه هم نمي‌شه، اگر كسي نوع جديدي كار داره بياد بگه. هدف رفتن و كار كردنه. مطمئناً مسئول منطقه كار بي‌خود به كسي نمي‌ده يا كاري كه تو منطقه باد هوا باشه. بنابراين كار رو هم روي چيزي محدود نكنيد، هر كاري بود بگين، يه وقت فقط كار فرهنگي لازم بود، خوب يه مسافرت فرهنگي مي‌ريم، تازه مثل كار عمراني هم سخت نمي‌گذره.

3-    ترجيحاً منطقه و مسئولين هم با كار جهادي و بعدشم خود ما آشنا باشن. (منظور از ما جمعيت جهاديه)

4-    آب و هواي منطقه هم مهمه، مسلماً استان گلستان بهتر از خوزستان و خوزستان بهتر از كرمانه، فقط فاصله از تهران يه جوري باشه كه مسافرت كاروان‌سرا نشه كه ملت همين‌طوري بيان و برن. البته بايد اردوگاه صاحب داشته باشه و اين حرفا، اما خوب اگر مشكل درست نكنيم احتياج به حل كردنشم نداريم.

تنها نكته‌اي كه من اول پيگير كار كرمان شدم اين بود كه پارسال هم اونجا بوديم، ما رو مي‌شناسن. مسير رفتن هم تا بم با قطار و 3 ساعت با اتوبوس بود. البته آب و هواش خوب نيست.

بزرگ مي‌نويسم:

عمو جان‌ها كمك كنيد، براي بليط آدم پيدا كنيد كه يا بليط بهمون بده يا بتونه براي بليط گروهي كاري بكنه، اگر تخفيف هم ندادن ايرادي نداره ولي اگر با تخفيف باشه كه ...

سلامتي همه آرزوي بقيه ...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:25  توسط مصطفی گازری (7)  | 

سلام به همه،

لازم بود براي اطلاع رساني به همه در مورد مسافرت راهي رو انتخاب كنيم، يكي از اون راه‌ها همين اينترنته. من براي اينكه تعداد آدرس‌هايي كه مي‌خواهيم در مورد مسافرت چك كنيم زياد نشه، اخبار مسافرت رو در همين وبلاگ با عنوان "اخبار رسمي مسافرت ۸۷" منتشر مي‌كنم. سعي هم مي‌كنم كه با ايميل به صورت موازي اطلاع‌رساني كنم، البته آقاي علي شمس هم به عنوان مسئول داخلي اين كار رو خواهد كرد. پس ما دو نفر اخبار رسمي مسافرت رو پخش مي‌كنيم. بعد از راه‌اندازي سيستم‌هاي ديگه‌ي اطلاع‌رساني اون‌ها رو هم اعلام مي‌كنم.

سلامتي همه آرزوي بقيه!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 1:5  توسط مصطفی گازری (7)  |