تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:59  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

ابتدا به عنوان یک دوست وعلاقمند٬
(و بعد به عنوان دبیرشورا! )

از مسئول محترم و معاونین محترمشان خواهش عاجزانه٬
(و بعد اکید!)
می کنم که

 اولا. گزارش هفتگی فراموش نشود.
مسئول مسافرت حتما گزارش هفتگی بدهد.

اگر شد٬ به تفکیک مسئولیت گزارش دهی شود که خیلی عالی است.
یک گزارش هفتگی گازری عزیز بدهد.
یک گزارش هفتگی شمس محبوب بدهد....

ثانیا. هر حرکت مهمی که می خواهید انجام دهید٬
اطلاع رسانی کنید.

من این چند وقته -با این که نبودم- اطلاع دارم که چقدر زحمت کشیدید.

نصیحتی که رهبر به رئیس جمهور کرد و گوش نکردند را به شما می کنم.
گزارش بدهید به مردم. به نخبگان. به کارشناسان.
گزارش بدهید.

شما که زحمت می کشی و بار و بنه را جمع می کنی و با همه ی سختی هایش تا کرمان می روی.
ده ها جلسه برگزار میکنی و راه می روی و دردسر می کشی.

یک خبر یک خطی:
برای پیگیری به کرمان می رویم. فلانی و بهمانی هم همراه هستند.

که زحمتی ندارد.

چقدر برای بچه ها خوشحال کننده است.
امید بخش است.
احساس می کنند کسی دارد کاری می کند.

ما را از این شوق و ذوق محروم نکنید!

اطلاع رسانی قسم دوم مثل لاگ کردن می ماند.
گزارش هفتگی مثل برنامه ریزی کوتاه مدت.

باز هم از شما ممنونم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:1  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام به همه،

این آقای پورمند(۱۰) طرح خوبی داشت برای پیگیری تخصصی شدن فعالیت های جهادی،
ظاهراً پایه هم هست و داره دنبال میکنه.

با محسن حاجی(۵) هم که صحبت می کردم
می گفت چند نفر دیگه هم هستن که علاقه مند باشن و وقت بذارن،
اما شاید هنوز کسی به صرافت قبول مسئولیت کل جهادی نیفتاده باشه.

پیشنهاد به شورا: یه فراخوان بزنید برای تشکیل شورای برگزاری جهادی،
هرکی هر کار کوچکی که به ذهنش میاد می تونه انجام بده بیاد تو اون شورا،
بشینید حرفهاتون رو بزنید،
بعد همون جا بین همونها رای بگیرید کی مسئول کل میشه.

این بار nام که یه جوری این پیشنهاد رو دارم تکرار میکنم. ایشالله که مفید باشه.

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 9:57  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

‌‌‌سلام،

یکی از موفقترین تجربیات جهادی یزد برای من، حضور روحانی توی اردو بود.

یه روحانی که به‌درد جهادی بخوره ممکنه این خصوصیات رو داشته باشه:

۱- با دانشجوها آشنا و هماهنگ باشه: نهاد مبلغینی داره که مستمراً به‌خصوص ایام ماه رمضون و محرم میان تو خوابگاه‌ها. شاید شما آخوندی ندیده باشید که ساعت 3نصفه شب تو ماه رمضون با یه پسر شرتی بشینه و دربارۀ مشکلات ارتباط با دوست دختر جدیدش صحبت کنه. یا با دانشجوهای روشنفکر ارشد دربارۀ تناقض‌های ظاهری احکام اسلام یا مشکلات حکومتی بحث کنه، شب به شب هم سرش شلوغ‌تر شه.

2- اهل کارهای اردویی باشه: توی فراز و نشیب‌های جهادی همراه جمع باشه و قسمتی از بار اردو به‌خصوص اونچه به جو و فضای داخلی اردو مربوط میشه رو به‌دوش بکشه. اول که خودش غرغر نکنه؛ اگه غذا دیر و زود شد یا هر مشکل دیگه نخوایم اول اون رو ساکت کنیم. دوم مصداق تواصوا بالحق و صبر باشه؛ دیدیم وقتهایی که توی مشکلات و بی برنامه ایها بعضی بزرگترها بقیه رو جمع میکنن و یه بحث یا بازی راه می اندازن، طوری که اصلاً اون شرایط معطلی و بی نظمی تبدیل به یه خاطرۀ خوب میشه. سوم با مهارت ارتباطی موثر بتونه سمپاتی به حرکتهای مثبت ایجاد کنه؛ توی کار، بازیهای دستجمعی، مطالعۀ عصرگاهی، ارتباط با مردم منطقه، جلسات شبانه و مراسمهای مذهبی.

3- توانایی ارتباط موثر با مردم و مسئولین منطقه داشته باشه: نمی دونید حضور چنین آدمی چقدر توجه مردم و مسئولین منطقه رو نسبت به اردو بیشتر جلب میکنه. درنتیجه تأثیر واقعی اردو در مخاطباش فوق‌العاده زیاد میشه. از جمله به این موارد میشه اشاره کرد: تأثیر جدی روی آدم‌های فرهنگی منطقه، تشویق و هدایت مردم، شناساندن جایگاه و اهداف جهادی برای مردم، تلاش برای فهمیدن مشکلات روزمرۀ مردم و ایجاد نقش واسط بین مردم و مسئولین برای انتقال مشکلات و پیگیری رفع آنها. یه حاج آقا عطایی داشتیم تو جهادی تابستون پارسال که صبح میومد با بچه‌ها کار عمرانی می‌کرد، ساعت 10 می‌رفت به بچه‌های روستا نماز و قرآن یاد می‌داد، ظهر نمازجماعت تو مسجد متروکه راه می‌انداخت و بعدش مردم رو جمع می‌کرد که برای مسجدشون هیئت امناء راه تشکیل بدن، یا برای رفع مشکل آب آشامیدنی‌شون کجا برن. فردا برای آزادشدن نون‌آور زندانی این خونوار نامه می‌نوشت، و بعدش با رئیس کمیته دربارۀ زیرپوشش رفتن فلان خانوار چونه می‌زد.

خلاصه: جهادی یه حرکت چندوجهیه که توی جنبه‌های مختلفش احتیاج به آدم‌های خاص‌تری داره. حضور یه روحانی قوی می‌تونه فضای داخلی اردو رو تنظیم و غنی کنه؛ همون طوری‌که می‌تونه ارتباط اردو با منطقه رو تقویت و عمیق کنه؛ هم‌زمان با اینکه می‌تونه توی رفع مشکلات مردم و تقویت فضای فرهنگی روستا موثرتر از ما باشه.

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:26  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  | 

آن چه در پی می خوانید یک سری پیشنهاد است
برای عملیاتی کردن درخت.

امیدوارم که در شورا رای بیاورد!!!

***

هدف:
همان طور که واضح است٬ مهمترین بستر و زیر بنای حرکتی جمعی نظیر حرکتی که ما در صدد آنیم چیزی جز ارتباط نیست. لذا هدف از این پروژه نیز تقویت و بهینه سازی شاکله ی ارتباطی میان دوستان از طریق ایجاد یک درخت ارتباطی کارآ و بهینه است.

بازارهدف:
بازار هدف ما نیز لاجرم کلیه‌ی فارغ التحصیلان دبیرستان مفید ۲ خواهند بود با در نظر گرفتن این که می پذیریم نرخ نشت اطلاعات به هر حال نمی تواند ۱۰۰ درصد باشد.

خروجی های عملیاتی:
خروجی های عملیاتی مورد نظر٬ یک پایگاه داده -ترجیحا جامع- از اطلاعات دوستان فارغ التحصیل(۱) ٬ یک نمودار جامع ارتباطی منسجم از شبکه ی ارتباطات دوستان(۲) و در نهایت یک درخت ارتباطی بهینه(۳).

دستاوردهای پروژه:
نتایج این پروژه -در صورتی که به انجام برسد-  می تواند علاوه بر تامین اطلاعات بسیار قیمتی و مهم از دوستان و ایجاد یک درخت ارتباطی (احتمالا موثر تر از شبکه ی امروز) بستری مناسب برای ارتباطات فراهم کند و برای کلیه‌ی دوستان موثر باشد.

برآورد زمانی:
بسته به عمق اطلاعات مورد نظر تفاوت می کند اما در صورتی که از فرصت تابستان بتوانیم استفاده کنیم٬ می‌توان امیدوار بود که تا اواخر مهر ماه بخشی از خروجی نهایی آماده شده باشد.

برآورد نفرات:
این کار توسط یک نفر قابل اجرا نخواهد بود مگر به وقت و هزینه و زحمت بسیار که برای یک چنین کار غیرانتفاعی مقرون به صرفه و عاقلانه نخواهد بود.

در صورتی که کار به صورت تیمی اجرا شود امکان صرف زمان کمتر و نتایج بسیار بهتر فراهم خواهد بود.و دوستان شرکت کننده با به کار گیری وقت خود در زمان های مرده ی خود به میزان کافی کارآیی برای این کار را واجد باشند.

در مورد نفرات ترجیح این است که از هر دوره یک نفر در تیم باشد که توقع زیادی است ولی در جوان تر ها (۷-۸-۹-۱۰-۱۱-۱۲)از هر دوره یک نفر و از پیرمرد ها هم اگر بشود به همین ترتیب. ولی واضح است که نمی توان انتظاری داشت.

هر هفته ۲ ساعت وقت مفید که یک ساعت آن در هماهنگی با سایر اعضای تیم صرف خواهد شد.

این کمترین نیز خود مدیریت پروژه را برعهده خواهد داشت. و می تواند این قول را به شما بدهد که حضور شما در این تیم بیش از هر کسی به نفع خود شما خواهد بود و از آن لذت و استفاده خواهید برد.
(تبلیغ بیش تر از این جایز نیست!!)

این ها تخمین اولیه است.

***

با وجودی که نیاز نیست ولی باز هم تاکید می کنم

این ها طرح پیشنهادی محسن حاجی کریمی است (نه دبیر شورا)
برای پروژه ای که هنوز خودش هم تصویب نشده.

اجرایی شدن این طرح نیاز به تصویت وهمراهی شورا دارد.

***

استکان هایتان پر از چایی!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:37  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

پیش تر از اصحاب قلم چیزی+ نوشتم.
که طرح یک مساله بود.
و تلاش برای ایجاد کردن دیدگاه صحیح نسبت به اصحاب قلم و رسانه!!!
در اردو بود.

مکانیزم اجرایی که هم اکنون پیش بینی شده و درست هم هست٬
این است که در آخرین جلسه ی داخل تهران (توجیهی)
دوستان را دعوت می کنند و فرم به ایشان می دهند و از هر کسی می خواهند٬
علایق و توانایی ها و پیشنهاداتش را بدهد.

این یک رویه‌ی روتین و صحیح است.
چرا که تا مسئولین محترم ندانند که کی می آید و کی نمی آید و هر کسی چه کاره است٬
امکان برنامه ریزی برای وی را ندارند.

و بحثی هم در این نیست.
فقط انعطافش کم است.
نیاز به یک مکمل منعطف دارد.
(این انعطاف جز برای این گروه قلم به دست ممکن نیست.
به علت پیش نیازهای زیادی که بقیه ی کارها دارند)

و آن این که٬
از همان ایستگاه راه آهن٬
که معلوم است که کی همسفر هست و کی نیست٬
یک نفر را بگذارید مسئول این کار.

اگر آن فرد پر رو هم باشد که چه بهتر.
اگر نباشد٬
یک پر رو هم بگذارید بغل دستش که برود بگردد توی مسیر٬ آمار کوپه ها را در بیاورد٬
اهل قلم را پیدا کند و گروه را تشکیل بدهد.

درست است که این طوری٬ کار٬ ساماندهی کلاسیک ندارد٬
و ای بسا مثل یک کار روتین از قبل برنامه ریزی شده سفت و چفت نباشد٬
ولی قابل اجرا تر از بقیه ی راهکارها ست.

به شرطی که دغدغه اش نزد مسئولین و جهادگران عزیز وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:48  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  | 

سلام علیک،

به نظر من ریاست مسافرت جهادی:
1- یه دل گنده می خواد،
2- یه ذهن هماهنگ کننده،
و 3- با آمادگی کامل برای پشتیبانی جدی از نیروهاش؛
یعنی هر کدوم از نیروهاش که سوتی دادن،
بتونه کارشون رو ماست مالی کنه.

اما با اینها نمی شه جهادی راه انداخت.

جهادی با معاونین رئیس برگزار میشه؛
یه سری معاونِ
1- پاکار،
2- کار بلد،
3- متمرکز و با ایده های نو،
4- و اهل کار گروهی؛
یعنی باید بتونه یه سری آدم رو تو کارش جذب کنه
و ازشون کار بکشه،
و بهشون کار یاد بده.

مثلا یه معاون تدارکات باید انگیزۀ بالا داشته باشه (پاکاری)،
حداقل توی چندتا اردوی دوره ای دست اندر کار بوده باشه (کار بلدی)،
وظایف محدودی داشته باشه (تمرکز و حوصله برای فکر به ایده های جدید)،
و باید بتونه رفقاش رو (هم دوره ای و غیر هم دوره ای)
جذب جهادی بکنه و ازشون کار بکشه (ایجاد بستر مشارکت).

در باب مشارکت بگم که اگه 5تا معاون تو جهادی باشه،
که هرکدوم 5نفر رو درگیر کنن،
از 72نفر، 30نفر مستقیما در برگزاری اردو مشارکت می کنند.

به نظرتون عملیه؟
یا علی
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:9  توسط مسعود مسیح تهرانی (5)  |