تبليغاتX
تاملاتی در باب سفر جهادی - هر که کارد بهر گندم بایدش...کاه خود در طبق می آیدش

تاملاتی در باب سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

  • حاشیه: خوب است که مواظب لحن هایمان باشیم. حرف مان را رک و محکم بزنیم ولی لحن مان را مواظب باشیم که دیگری را از حرف زدن مانع نشود.
    تا حرف ها و شبهه ها و اعتراضات به صورت دامنه دار طرح نشود٬ مطالب قابل حلاجی شدن و تفکیک شدن و شفاف شدن نیستند. پس بگذاریم دوستان پرشور٬ شوری به بازار آورند و چرخ بر هم زنند و بشورند و بشویند و بکوبند و بگویند.
    ما گرگ باران دیده ایم و کم از این سخنان نگفته ایم و نشنیده ایم. امروز به مقتضای محک تجربه و درس آموزی روزگار است که شر و شورمان خوابیده و نشسته ایم. اگر کسی شر و شوری هم دارد٬ من و شما را نیازی به منع نیست. روزگار خود بهترین معلم است. همانطور که حالی ما کرد٬ حالی بقیه هم می کند. ولی وجود این حرارت را باید غنیمت دانست و مجال داد. بگذارید طرح شود بحث شود بیاید جلوی چشم. برکت دارد. فکرهای نو به بازار می آید. احساس مشارکت را تقویت می کند. احساس مالکیت در جمع٬ سهم داشتن در جمع را در جوانتر ها تقویت می کند. ضمن این که خیلی وقت ها از خیلی مسایل بی دلیل عقب نشسته ایم. پیش فرض هایی برای خودمان در نظر گرفته ایم که شایسته ی مرور شدن اند.
    پس:  ترمز را روزگار خواهد کشید. شما فقط هل بدهید!

بعد از حاشیه:

برخی بر آنند که مهمترین هدف از جهادی خود سازی است.
و چنان چه آقای زرین در وبلاگشان فرموده اند که گندم جهادی٬ خودسازی است و کاه که خود به خود حاصل می شود همانا کارهای عمرانی و .. است که انجام می شود.

باید گفت : شکی نیست.

اصولا هدف از زندگی خودسازی است و انحصاری به جهادی و غیر آن ندارد.
همه ی زندگی ما و تحصیل ما و مشی و مرام ما باید با هدف خودسازی و کسب رضایت پروردگار باشد.
راستی  چرا نمی گوییم مهمترین هدف از جهادی٬ کسب رضایت خداست.
یا صدها هدف دیگر...

***

یک چیزی آقای مطهری فرمودند ذیل آیه ی «من یخرج من بیته مهاجرا الی الله ...» که زیباست.

می فرمود در اسلام ما همواره دو سفر موازی داریم. 
یک سفر مادی و زمینی و یک سفر الهی و معنوی که
این دو در انسان مومن همواره موازی پیش می رود.

 آیه هم صورتش این طوری است که می گوید «کسی که از خانه اش خارج می شود به سوی خدا....»  یعنی مبدا را خاکی و مکانی و ناسوتی گفته و مقصد را سماوی و الهی و ملکوتی.
این معنی اش این نیست که این آقا از خانه اش بیرون آمده و رفته به آسمان.
یا این که در خانه که بوده با خدا نبوده. 

اتفاقا فرد مثلا از متزلش رفته محل کار (الکاد لعیاله٬ کالمجاهد فی سبیل اله).
یا از شهرش رفته به شهری دیگر.

صورت فیزیکی عمل سر جایش هست.

***

آن وقت٬ وقتی سخن از هدف می کنیم٬ یک مقدار این ها با هم قاطی می شود یا قاطی می کنیم!

هدف سماوی ما و الهی ما و درونی ما خودسازی است و کاش خودسازی باشد.

اما این دلیل نمی شود که برنامه ریزی زمینی مان را هوا کنیم و بی خیال شویم.

داشتن یک هدف الهی٬ دلیل نمی شود اهداف خرد و مادی دیگر را کنار بگذاریم.

سیستم عقلایی و دینی٬ در تعیین اهداف معنوی انحصارگرا هست ولی در اهداف مادی اش کثرت زدا نیست. اهداف باید خدایی باشند ولی می توانند و باید متعدد باشند. به طرق مختلف در عالم ماده صورت پذیرند.

 اهداف بلند مدت و میان مدت و کوتاه مدت می تواند و باید وجود داشته باشد.

یک جانبه گرایی و مطلق گرایی چیزی نیست که ما را به نتیجه برساند.

(دیشب ده برابر این٬ چیزی نوشتم که برکت بلاگفا رفت هوا!
من گمان کنم اگر بشود٬ خوب است که برویم روی پرشین بلاگ.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 0:37  توسط محسن حاجی کریمی ساری (5)  |